X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

نقش عشق در ازدواج

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

درباره عشق مطالب زیادی شنیده ایم و یا خوانده ایم. اما به یقین از دیدگاه روانشناسی چندان توجهی نداشته ایم. پس شاید در اینجا فرصت خوبی باشد تا در این زمینه بحث نماییم. از دیدگاه روان شناسی می توان جنبه های مختلف عشق را مورد مطالعه قرار داد.

عشق یک حساس است و انسان این احساس را که متوجه شخص یا شی شده است عشق خود می دارد. الدبته باید توجه داشت که این احساس ممکن است در افراد متفاوت باشد. عشق معانی مختلفی دارد. از نظر فروید عشق را با غریزه جنسی مطابقت می دهد. و یا معنی و مفهوم عشق در غریزه جنسی خلاصه شده است و آن را نیازمند بدن می نامد.

مبانی نظری تحقیق

نقش عشق در ازدواج :

(عشق) چیست؟ و چه نقشی می تواند در ازدواج ایفا نماید؟ این سوالی است که شاید خیلی از افراد معمولاً از خود و یا دیگران می پرسند و خوهان رسیدن به یک پاسخ صحیح هستند.

درباره عشق مطالب زیادی شنیده ایم و یا خوانده ایم. اما به یقین از دیدگاه روانشناسی چندان توجهی نداشته ایم. پس شاید در اینجا فرصت خوبی باشد تا در این زمینه بحث نماییم. از دیدگاه روان شناسی می توان جنبه های مختلف عشق را مورد مطالعه قرار داد.

عشق یک حساس است و انسان این احساس را که متوجه شخص یا شی شده است عشق خود می دارد. الدبته باید توجه داشت که این احساس ممکن است در افراد متفاوت باشد. عشق معانی مختلفی دارد. از نظر فروید عشق را با غریزه جنسی مطابقت می دهد. و یا معنی و مفهوم عشق در غریزه جنسی خلاصه شده است و آن را نیازمند بدن می نامد.

و این غریزه می خواهد ارضاء شود.

روانشاسان معتقدند : علاقه ای بین دو جنس مخالف به وجود می آید با تمایل غریزی خاصی که در حیوانات هست تفاوت اساسی دارد چرا که این غریزه در طول تاریخ تغییر و تحولاتی یافته و رو به تکامل نهاده است. (دز کام ۱۳۵۳)

یکی از روان شناسان به نام نردریک در این مورد این گونه اظهار عقیده می نماید.

که عشق با آنچه در قدیم وجود داشته است یعنی تمایلات ساده جنسی تفاوت زیادی کرده است. به صورتی که این غریزه جنسی به شکل عشق متقابل در آمده است. چرا که در دوران های گذشته تمایل زن در فرایند عشق اصلاً مورد توجه قرار نمی گرفت عشق به درجه ای رسیده است که عشق تحمل و قرار خویش را از دست می دهد و جدایی از معشوق در نظر مصیبتی عظیم می باشد. به همین جهت برای رسیدن به عشق خویش حتی حاضر می شود جان خود را فدا کند (دژ کام ۱۳۵۳)

به هر حال عشق یک حالت عاطفی و در یک نقطه نظر کجموعه شخصیت است که به شیء (معشوق) معطوف می گردد. به این ترتیب عشق را میتوان اولین پله رابطه متقابل انسانی دانست. و در این جا این سوال پیش می آید که آیا همیشه این رابطه و فرایند به روشی صحیح و درست شکل می گیرد؟ در این پیوند یک نیاز خاص بیولوژیک نیز وجود دارد و آن آزادی وصل و پیوند بین دو قطب مذکر و مونث است.

(دو قطبی شدن جنسی) انسان را به جستجوی شخص یعتنی وصل با دو جنس مخالف سوق می دهد.

عشق در کاملترین شکل خود با علائم زیر مشخص می شود.

۱-   با آرزوی تملک معشوق و همانند سازی با او.

۲-   با حساسیت و محبت نسبت به معشوق.

۳-   با اشتیاق به محافظت از معشوق و خشنودی و رضایت خاطر او.

عشق را می توان از حالات وابسته به آن چون دوستی، هم حسی، انس، التفاف و ایمان متمایز کرد ولی با این حال عشق صور متعددی دارد که ما در ازدواج به آن اشاره کنیم.

۱-  محبت : یک نوع دلسوزی و علاقه غیر مشروط نظیر : محبت والیدن به فرزند است خطر این است که والدین گاهی احساس می کنند که مالک فرزند ایشان هستند و در این صورت محبت به تملک می گراید که در ازدواج هم صادق است.

۲-  دوستی : اگر عشق بر اساس مساوات طرفین باشد. دوستی بر پایه اصل ستایش کردن ارزش و استعداد دیگری متکی است. لیکن هرگاه بخواهیم به جای ستایش کردن دوست از اوسوء استفاده کرد یا او را استشمار کنیم دوستی و عشق به صورت سلطه جویانه ظاهر می شود. عشق واقعی آن است که برای وقت و فردیت دیگری احترام قائل شویم.

۳-  عشق رمانتیک : عشقی است که کنجکاوی جسارت، انحصار طلبی و خواهشهای جنسی را شامل می شود مفهوم رمانتیک عشاق بودن متضمن تعلق جنسیت است هر چند جنس در حد نهایی نیروی برانگیزاننده تلقی می شود.

۴-  همدلی : یک نوع عشق خیر خواهانه و نوع پرستانه است همدلی عمیقاً نسبت به دیگری به عنوان یک انسان بی مانند توجه دارد. در حالی که وقتی در امری تاکید می کنیم. در واقع به طریق سلطه جویانه از احساسات خود برای کنترل کردن دیگری استفاده کرده و سعی ندارد او را درک کنیم.

۵-   عشق به خود : نوعی توانایی نسبت به پذیرش قدرت یا ضعف خود است.

هرگاه کسی از خودش به عنوان وسیله یا چیزی به جای یک انسان مورد احترام استفاده کند در عشق به خود به مرحله سلطه جویی سوق داده می شود و عشق محدودیتهای خود را شناخته و هرگاه نمی توانیم آزادانه تسلیم شویم از گفتن نه ابایی نداشته باشیم عشق واقعی در حقیقت عالی ترین و نهایی ترین هدفی است که انسان در آرزوی آن است عشق است که پی می بریم که چگونه بشری که دیگر گهمه چیزش را در این دنیا از دست داده هنوز می تواند به خوشبختی و عشق بیندیشد و او را                                                                                         برای لحظه ای کوتاه به معشوق می اندیشد. (دژ کام ۱۳۵۳)

عشق حقیقی خود تضمین کننده پایداری خویش است زیرا حالت جسمانی در گذر است و حالت روان شناختی نیز پایدار.

عاشق واقعی مداخله گر و پر توقع نیست بلکه می تواند از مصاحبت دیگری همانطور که هست خوشحال شود. عاشق دروغین بیشتر شبیه قصات، سنگ تراش شکل دهنده سنگ یا فاتحی است که خواستار تسلیم بالا سرط دیگری است در ازدواج عشق ورزی ما ترکیبی از نوع عشق واقعی و عشق دروغین است. (دژ کام ۱۳۵۳).

عشق بین یک زن و مرد در ازدواج در واقع از پدیده های کاملاً نشاط آور و زیبایی زندگی تلقی می شود. در تعریف ((عشق ازدواجی)) باید سر جنبه را کاملاً مورد توجه قرار دهیم.

۱-  جنبه جنسی ۲- احساس همکاری عمیق به پدر و یا مادر شدن – دو عامل اول جنبه اساسی  دارند و عامل سوم به تکمیل ازدواج و خوش ناشی از ازدواج کمک موثری می نماید.

آغاز عشق :

وقتی عاشق می شویم ذهنمان منقبض و ران مان دچار احساسی چون تنگی نفس می گردد. در روز های اول قادر به مقاومت هستیم و مقاومت می کنیم اما با افزون شدن توجهمان به فرد مورد نظر و بی توجهی به افراد دیگر و جهان اطراف عنان از دست خارج می شود. و قادر به باز داشتن آن نیستم (ثریا ۱۳۸۰)

حالت یک عاشق گیج و در خود فرو رفته، سرگرم با خیالات خویش به نظر می رسد. و حالت کسی را دارد که سر به هواست افسوس شده در خواب راه می رود. عاشق شدن در واقع شیفتگی و افسون شدگی است. هر راه و چاره ای که برای انگیزش عشق پیشنهاد شده و می ود و به انعطاف و تلقین پذیری و در عشق ایشان دارد (ثریا ۱۳۸۰)

عشق و غریزه جنسی :

تفاوت عشق با غریزه جنسی در این است که در غریزه جنسی آنچه می تواند انسان را راضی کند. تنها یک نفرنیست و تعداد بیشماری می توانند وسیله ازضای این غریزه باشد. اما در عشق انسان به یک چیز دل می بندد و در به دست اوردنش می کوشد.

دلیلل این تفاوت این است که هیچ چیز یک مرد را از گرایش به جاذبه های جنسی متعدد و گوناگون باز نمی دارد مگر شوق و علاقه عاشقانه به یک زن خصوصی.

تفاوت عشق ورزی در دو زن و مرد

عشق بدون غریزه جنسی وجود ندارد. در عشق غریزه جنسی نیروی محرکه ای است چون باد در راندن کشتیهای بادی و این دلیل جنسی در مردان بیشتر از زنان به چشم می خورد. تفاوت مشهود و مشهور زن و مرد در امور جنسی یعنی محافظه کاریهای زنان در امور جنسی نتیجه کمبود و قدرت تخیل آنان درمقایسه با مردان است. طبیعت با احتیاط و مال اندیشی که دارد این تفوت را بین زن و مرد گذاشته است. و اگر غیر از این بود و زنها به اندازه مردها قدرت تخلیل داشتند سیل هرزگی و شهودترانی سراسر ناآنانکره زمین را در می نوردید و نسل انسانی در عرش و ویرانگری آن از بین می رفت (ثریا ۱۳۸۰)

عشق قوای خفته و نیروهای بسته و مهار شده را آزاد می کند. نظیر شکفتن اتمهای آزاد شدن نیروهای اتمی، الهام بخش است و قهرمان ساز (مطری ۱۳۷۹) لی جی عشق را به چند دسته تقسیم می کند او معتقد است عشق بر ۶ دسته است عملکرد هر کدام متفاوت است.

۱-   عشق شهوانی : سطح بالای تعهد و صمیمیت احساس تمایل است.

۲-  عشق بازیگرانه : این عشق به صورت بازی متقابل است که در آن فریت وگول خوردن وجود دارد و رابط در آن عمیق نیست.

۳-   عشق دوستانه : تلفیقی از عشق، دوستی، احساسات محکم و واقع بینانه است.

۴-  عشق عقلانی : عاشق در این عشق منطقی و عقلانی است و تمام توجهش برای یافتن معشوقی است که خصوصیاتی را تر جیح می دهند داشته باشند.

۵-   عشق شیدایی : این عشق را با احساسات بالا همراه و با وابستگی شدید و عزت نفس پایین است.

۶-  عشق فداکارانه : این عشق نادر و منهای خود خواهی است. در این نوع از عشق عاشق چیزی  می بخشد ولی دریافت نمی کند.

چرا زوجها در شرایط خوشی با هم مشاجره می کنند.

احساسات ناخوشایند مربوط به گذشته ها نه لزوماً وقتی عاشق می شویم بلکه احساس خوش شادمانه با محبت آمیز داریم نمایان می گردند. مثلاً ممکن است وقتی زن و شوهر به خانه جدیدی اسباب کشی می کنند وقتی تزئینات منزل خود را تغییر می دهد و . . . با هم نزاع می کنند در همه این مناسبتهای ویژه زن یا شوهر و یا هر دوی آنها با اتفاق ممکن به طور ناگهانی روحیه و واکنشهای غریبی پیدا کنند. این ناراحتی ها ممکن است قبل به هنگام یا بعد از مناسبت ویژه جلوه گر شود. (قراچه داغی ۱۳۸۰)

دلایل حساسیت شدید مردان :

ممکن است از خود بپرسید که چرا مردها در برابر تقاضای کمک زنشان تا این اندازه حساس هستند. دلیلش تنبلی مردها نیست. دلیل آن نیاز مزدهاست که می خواهند هر طور شده مورد پذیرش قرار گیرند. هر نقاضای شما برای دریافت خدمات بیشتر از شوهرتان او را به این فکر می اندازد که شما او را آن طور که هست نپذیرفته اید. درست همانطور که زنها می خواهند کسی به حرفهایشان و به احساساتشان بهادهد. مرد به مورد پذیرش قرار گرفتن حساس است و این طبیعت اوست. هر اقدامی برای بهبود و اصلاح او این پیام را به شوهرشان مخاطره می کند که شما قصد تفییر او را دارید و دلیلش هم این است که او به اندازه کافی خوب نیست (قراچه دئاغی ۱۳۸۰)

راهکارهایی صحیح برای رفتار با همسر

یکی از راهکارهایی که کمک بزرگی به بقاء و دوام زندگی میکند این است که فرد همسر خود را آن چنان که هست بپذیرد و او تمام خصوصیاتش با مامی تجارب گذشته پدر و مادر خواهر و برادرهایش قبول کند. اگر شما قادر باشید که همسرتان را با هر قیافه شغل تحصیلات و خانواده ای که دارد بپذیرد و این نگرش را در خودتان پر رنگ کنید. در رندگی مشترک احساس بهتری خواهید داشت. بهتر است این تفکر را در خود تقویت کنید. که این شخص با تمام خوبی ها و بدیها که دارد مال من است و برای من است و من به او عشق می ورزم. موضوع دیگر اولین برخورد در پایان یک روز کاری است آن چه در طول چند دقیقه اول هنگامی که همسرتان را می بیند انجام می دهید و می گویید بسیار مهم است. پس زمانی که در پایان روز با همسر خود موجه می شوید. استقبال خوبی به عمل آورید. (هفته نامه نسیم ۱۳۸۳)

یکی از مواردی که تاثیر بسیاری در زندگی زناشویی می گذرد نحوه برقراری ارتباط کلامی و شیوه حرف زدن زن و شوهر با یکدیگر است به عبارت دیگر بسیاری از مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی زوجین در رساندن مفهوم به یکدیگر است. کلمات بار عاطفی دارند که میتواند بر مخاطب تثیر منفی یا مثبت بگذارند. خانمها باید کلماتی که استفاده می کنند توجه داشته باشند اغراق آمیز صحبت نکنند. برای مثال خانمها به جاید اینکه به همسر خود بگویند : تو هیچ وقت به فکر ما نیستی از جمله گاهی اوقات ما را فراموش می کنی استفاده کنند. زیرا معمولاً آقایان روی کلمات دقیق می شوند. (هفته نامه نسیم ۱۳۸۳)

خودآرایی :

یکی از جنبه های مهم زندگی که بای به آن توجه زیادی کرد خود آرایی است. که نقش ارزنده ای را در ایجاد رابطه بین زن وشوهر و یا زندگی زناشویی ایفا می کند. چرا که انجام چنین اموری است که باعث صحبت متقابل و احساس امنیت بیشتر و سمیمانه تر شدن روابط و . . . در خانواده میشود. پس برای تحکیم روابط ضروری است که زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و در لباس و سر و وضع ظاهری خود مراقبت نمایند (مهابادی ۱۳۷۱)مرد به خانه بر می گردد و زمانیکه همسرش را در مقابل خود زیبا و آراسته و تمیز می بیند. این مسئله باعث می شود که در درون وی احساس آرام به خود آید و نسبت به زندگی زناشویی خود دلگرم تر شود. (مهابادی ۱۳۷۱).

چهار اصل جهت همزیستی خوشبختانه با همسر

۱-   احترام به همسر

۲-   کوشش برای اینکه با همسر خود دوست باشید.

۳-   مربی همسر خود باسید نه کنترل کننده او

۴-  در مسائل جزئی از اجرای تصمیم همسر جلوگیری به عمل نیاید هر چند که تصمیمش مخالف تصمیم تو باشد. (مدرسی ۱۳۶۹)

اعتماد میان فردی سطح احترام و بیان عاطفه پیوسته به گونه ای مثبت با کیفیت می توان گفت که توانایی های ارتباطی بر کیفیت زندگی زناشویی اثر می گذارد. (مار کمنی ۱۹۱۹)

ارسال نظر