X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

نگاهی تازه به وجود و بقای روح

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اعتقاد به وجود و بقاء روح آدمی ، اعتقاد به پدیده ای متا فیزیکی است که از هزاران سال پیش ذهن انسانها را به خود مشغول داشته است و باعث ایجاد جنجالهای زیادی در محیط های علمی و یا غیر علمی شده است ، این اعتقاد شاید بیشتر به خاطر ترس از مرگ و فنا و نیستی باشد چرا که این باور قبل از اینکه ادیان بوجود بیایند در بین بسیاری از قبایل بدوی به اشکال گوناگون وجود داشته است ، تناسخ یکی از این باور هاست که برخی از ملل معتقد بودند ( و هستند ) که روح انسان پس از مرگ دوباره در کالبدی جدید به زندگی باز می گردد و در میان اهل تناسخ برخی معتقدند که روح انسان پس از مرگ می تواند در کالبد یک حیوان یا انسان حلول کرده و در قالبی جدید دوباره زنده شود و برخی معتقدند روح انسان فقط می تواند در کالبد یک انسان جدید از نو متولد شود .

نگاهی تازه به وجود و بقای روح:

 

 

اعتقاد به وجود و بقاء روح آدمی ، اعتقاد به پدیده ای متا فیزیکی است که از هزاران سال پیش ذهن انسانها را به خود مشغول داشته است و باعث ایجاد جنجالهای زیادی در محیط های علمی و یا غیر علمی شده است ، این اعتقاد شاید بیشتر به خاطر ترس از مرگ و فنا و نیستی باشد چرا که این باور قبل از اینکه ادیان بوجود بیایند در بین بسیاری از قبایل بدوی به اشکال گوناگون وجود داشته است ، تناسخ یکی از این باور هاست که برخی از ملل معتقد بودند ( و هستند ) که روح انسان پس از مرگ دوباره در کالبدی جدید به زندگی باز می گردد و در میان اهل تناسخ برخی معتقدند که روح انسان پس از مرگ می تواند در کالبد یک حیوان یا انسان حلول کرده و در قالبی جدید دوباره زنده شود و برخی معتقدند روح انسان فقط می تواند در کالبد یک انسان جدید از نو متولد شود .

 

 

امروزه با توجه به اهمیت مسئله روح ، علماء  متا فیزیک تلاش کرده اند علی رغم یک باور دینی و یا قومی از نگاه علمی به این پدیده نظر بیندازند و با استفاده از روش تحقیق علمی به صورت تجربی آنرا اثبات کنند ، وجود جلسات و گروههای متعدد احضار کننده ارواح در کشورهای صنعتی و غیر صنعتی و فیلم برداری و عکس برداری از این جلسات و آزمایشاتی که در زمینه تله پاتیک (ارتباط از راه دور ) و آینده بینی و هاله دور بدن انسان انجام شده است و همچنین چاپ کتب متعدد در این زمینه با تیراژ بالا در جهان نمونه هائی از تلاش گسترده محققین جهت اثبات روح می باشد و آنها تا اندازه زیادی در این کار موفق شده اند ، بطوریکه بر اثر تلاش این افراد دیدگاه جهان مادی ما به سمت اعتقاد به وجود روح و عالم ماوراء طبیعت تغییر یافته است . اینجانب ( نگارنده ) در چندین جلسه احضار روح این گروهها شرکت داشته ام ، در این جلسات افراد گروه در یک اتاق تقریبا تاریک حاضر می شوند ( احضار کننده ها معتقدند روح در روشنائی نمی تواند ظاهر شود ) و بوسیله یک مدیوم ( واسط ) یعنی شخصی که به حالت خلسه فرو رفته است با روح ارتباط بر قرار می کنند و روح فرد در گذشته با استفاده از بدن مدیوم با حضار حرف می زند و یا به صورت اثیری ظاهر می شود و از آن عکس و یا فیلم می گیرند ، در برخی از جلسات بدون استفاده از مدیوم ، روح بوسیله یک شئ و به صورت رمز گونه (مانند حرکت سوزن در داخل نعلبکی بر روی حروف الفباء و یا زدن ضربات مورس بر روی میز ) با افراد گروه ارتباط بر قرار می کند .

 

 

امروزه علی رغم تحقیقات گسترده ای که در زمینه اثبات روح و بقاء آن انجام شده است هنوز هم سئوالات بی جواب زیادی وجود دارد که محققین مسائل متا فیزیک از پاسخ گوئی با آنها ناتوانند . پرسشهائی مانند :

 

 

– آیا روح انسان پس از مرگ هم باقی می ماند ؟

 

 

– آیا مطابق باور برخی از قبایل بدوی اجسام و اشیاء (مانند کوه و زمین ) نیز روح دارند ؟

 

 

– آیا در صورت اثبات بقاء روح ، روح انسان پس از مرگ  به کالبدی دیگر حلول می کند ؟ و یا اینکه به آسمان و نزد خدا باز می گردد ؟

 

 

– آیا گیاهان و حیوانات نیز روح دارند ؟ و در صورت مثبت بودن جواب ، روح آنها چه تفاوتی با یکدیگر و با روح انسان دارد ؟

 

 

– ماهیت و ساخت روح چیست ؟

 

 

– آیا روح مرکب است یا بسیط ؟ ودر صورت مرکب بودن از چه اجزائی تشکیل شده است ؟

 

 

– آیا ماهیت روح ما در طول عمر با تغییر جسم ما تغییر می کند ؟ یا ثابت است ؟

 

 

و دهها سوال دیگر نظیر اینها .

 

 

شاید پاسخگوئی به بسیاری از این پرسشها از حیطه و توانائی علوم تجربی خارج باشد و به علوم نظری باز گردد .

 

 

در طول تاریخ بسیاری از فلاسفه و علماء دین به انحاء گوناگون و گاه مخالف با عقاید یکدیگر به این پرسشها پاسخ گفته اند ، برای مثال موریس مترلینگ (Maurice maeterlink) اندیشمند و فیلسوف شهیر بلژیکی (۱۹۴۹-۱۸۶۲) در مورد روح معتقد است :                                                                                                   1- روح وجود دارد.

 

 

۲ – روح انسان پس از مرگ باقی مانده و جاویدان است .

 

 

۳ – وجوب وحدت وجود یعنی همه ارواح در نهایت به  اصل وجود هستی یا خداوند باز می گردند

 

 

۴ – عذاب و عقاب روح توسط خداوند انجام نمی شود بلکه در آنجا خود تنبیهی وجود دارد و هر کس خودش در درونش شاد است یا درد و عذاب می کشد .

 

 

– در میان ادیان و مذاهب شیعیان به تناسخ اعتقاد ندارند ولی برخی از فرق سنی معتقد به تناسخ روح از انسان به انسان هستند و همچنین هندوها نیز به تناسخ اعتقاد دارند .

 

 

– پیروان کیش مانی چون به دو اصل روشنائی و تاریکی ( ثنویت ) باور داشتند ، معتقد بودند روح برخی از انسانها پس از مرگ به درون عالم تاریکی و برخی دیگر به عالم روشنائی باز میگردد و در آخر جهان این دو عالم از یکدیگر جدا می شوند .

 

 

– بودائیان نیز به تناسخ اعتقاد دارند و معتقدند روح انسان در این عالم خاکی آنقدر باید بماند و در کالبد های مختلف زجر بکشد تا پاک و صاف شود و به تکامل برسد .

 

 

– سرخ پوستان آمریکائی نیز به حلول روح انسان به کالبد یک انسان دیگر و یا یک حیوان اعتقاد داشتند .

 

 

– مهر پرستان ایرانی و رومی نیز به  و جود و بقاء روح اعتقاد داشتند و معتقد بودند روح انسان های پرهیزگارپس از مرگ به کمک مهر( میترا ) به آسمان میرود و روح بدکاران به درون زمین باز می گردد .

 

 

با نگاهی سطحی به باور های ادیان و اقوام مختلف به راحتی درمی یابیم که تقریبا همه ملل دنیا به نحوی به وجود روح اعتقاد دارند و تفاوت و اختلاف آنها دراعتقاد به وجود روح نیست ، بلکه آنها بیشتر برسر ماهیت و ساخت و کارکرد روح با یکدیگر اختلاف دارند .

 

 

در اینجا هدف ما تلاش در جهت اثبات و یا رد هیچ کدام از این عقاید نیست بلکه ما می خواهیم دیدگاهی تازه را بر پایه اطلاعات علمی گذشته در زمینه روح بیان کنیم که در قالب نظریه ای علمی قابل بررسی باشد و همچنین ناقض دست آوردهای گذشته ما در این زمینه نباشد .

 

 

جهت شروع بحث ابتدا به تعریف سیستم بر می گردیم :

 

 

– سیستم به مجموعه ای از اجزا گفته میشود که با هماهنگی یکدیگر هدف یا اهداف خاصی را دنبال می کنند .

 

 

ملاحظه می کنید که مطابق این تعریف بدن انسان نیز یک سیستم پیچیده است که خود از سدها سیستم فرعی و کوچکتر تشکیل شده است که همه این سیستم های فرعی و اجزاء آنها با یکدیگر هماهنگ هستند و همچنین می دانیم که هر سیستمی کارکردی دارد ( مانند چرخ گوشت که کار کردش چرخ کردن گوشت میباشد )بدن انسان نیز به عنوان یک سیستم کارکردهای گوناگونی دارد ( مانند : توانائی تولید مثل ، یادگیری ، سخن گفتن ، و …) و همچنین برای ما کاملا واضح است که کارکردهای بدن انسان به عنوان یک سیستم بسیار پیچیده ، بسیار بیشتر از کار کردهای یک چرخ گوشت می باشد .

 

 

ما مجموعه مواد و عناصری که در دنیا وجود دارد را بر مبنای تعریف سیستم می توانیم به سه دسته تقسیم کنیم :                                                                                                      الف – مجموعه ای از مواد و عناصر که منظم نیستند و ظاهرا سیستمی را نیز تشکیل نمی دهند و لذا کار کردی نیز ندارند ، مانند یک قطعه سنگ .

 

 

ب – سیستم های ساده باز ( مانند خودکار ) و سیستم های پیچیده باز( مانند رایانه ) که کار کردی دارند ولی توانائی تولید مثل ندارند و از خارج کنترل میشوند .

 

 

پ – سیستم های پیچیده بسته که علاوه بر کارکرد توانائی تولید مثل داشته و دارای سیستم کنترل کننده درونی میباشند ، مانند : انسانها ، حیوانات ، گیاهان ، سلولها و قارچها و باکتریها و ویروسها.

 

 

شما در تقسیم بندی های خود معمولا دسته اول و دوم را موجوداتی بی جان و دسته سوم را جاندار می شناسید در صورتیکه اگر شما روح را به عنوان کارکرد یک سیستم تعریف کنید دیدگاه شما تغییر خواهد کر د ، مطابق این دیدگاه هر سیستمی چون کارکرد دارد پس روح نیز دارد ، مثلا همین خودکاری که با آن می نویسیم دارای روح می باشد که همان کارکردش است و خورشید و زمین و کارخانه همه دارای روح هستند ولی روح آنها متفاوت است زیرا کارکردشان متفاوت است . یک ملت ( مانند ایران ) نیز دارای روح می باشد زیرا از اجزاء تشکیل شده است و هدف دارد .

 

 

روح یک انسان ( کارکردهای انسان ) بسیار پیچیده تراز یک گیاه و روح یک گیاه بسیار پیچیده تر از روح یک ماشین چمن زنی می باشد ، در واقع هر چقدر سیستم پیچیده تر باشد کار کردهای آن بیشتر بوده بنابر این روح آن نیز پیچیده تر خواهد بود .

 

 

مطابق این تعریف : اولا روح یک امر انتزاعی و وابسته به ماده می باشد و ثانیا روح مرکب است زیرا سیستم پیچیده ای مانند انسان خود از هزاران سیستم فرعی و ساده تر تشکیل شده است که هر کدام کارکرد خاص خود را دارند و مجموعه کارکردهای این سیستمهای ساده روی هم ( جمع روحها ) کارکرد اصلی ( روح کلی ) انسان را می سازد . آنچه که در باره روح مهم است نظم بین عناصر و اتمهاست و نه خود این ذرات زیرا دو عنصر و اتم همانند( مانند هیدروژن)از نظر مادی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند ، پس دو ماشین پیکان پیکان که کاملا شبیه یکدیگر ساخته شده اند روح و کار کردشان نیز با یکدیگر یکی است و همچنین دو برادر دو قلو ی ( یک تخمکی ) که محیط رشدشان با هم تفاوت نداشته باشد روحشان نیز با هم یکسان است .

 

 

ما اگر در فناوری به آن حد از پیشرفت برسیم که بتوانیم همه اجزاء بدنمان را دوباره بدون کم و کاست شبیه سازی کنیم و مثل خودمان را بسازیم ، بدن دوممان نیز روحی یکسان با بدن اولمان خواهد داشت .

 

 

در طول زمان بدن ما تغییر می کند و با تغییر نظم اجزای بدن ،کارکردهای آن نیز عوض میشود ، پس روح ما نیز در طول زمان تغییر میکند و روح دوران کودکی ما با روح دوران پیری ما یکی نیست چرا که روح وابسته به جسم است و خارج از جسم معنی ندارد .

 

 

شاید در اینجا پرسیده شود که اگر روح کارکرد مجموعه منظم است و بدون جسم وجود خارجی ندارد ، پس احضار روح مرده گان در جلسات احضار روح و یا عکس برداری از هاله دور بدن انسان و یا تله پاتی و دیگر امور مربوط به روح چگونه قابل توجیه است .

 

 

در پاسخ باید گفته شود که هاله دور بدن انسان را لازم نیست که حتما روح بنامیم بلکه می توانیم آنرا انرژی ناشناخته ای بدانیم که متاثر از نظم درون بدن ما می باشد و در جلسات احضار روح نیز شخص مدیوم و یا حضار با استفاده از انرژیهای ناشناخته درونی خود ( کارکردهای ناشناخته بدن ) اشیاء را حرکت می دهند و یا با سلولهای بدن خود چیزی شبیه روح میسازند و با استفاده از همین انرژی های درونی است که تله پاتیک انجام میشود ، نکته قابل توجه در اینجا نقش باور و تلقین است یعنی کسانی که به وجود روح اعتقاد دارند یا در این زمینه فکر می کنند بیشتر از دیگران با پدیده های ناشناخته ای مواجه می شوند که آنرا به روح و جن نسبت می دهند در اینجا فکر وذهن ما نقش اساسی را ایفا می کند یعنی باتلقین به ذهن ، ذهنمان با استفاده از انرژی های ناشناخته ای که خود بر گرفته از نظم درونی بدنمان می باشند ، آنچه را که بدان فکر می کنیم می سازد و ما ندانسته آنرا به موجودات خارجی مانند جن و روح نسبت می دهیم در صورتی که منبع آن خود ما هستیم .

 

 

از آنجا که بحث در اینجا به درازا کشید جهت جلوگیری از درازای سخن چکیده ای از نتایج بحث را در زیر عنوان می کنیم .

 

 

۱ – روح کار کرد یک سیستم است.

 

 

۲ – همه سیستمها دارای روح هستند .

 

 

۳ – سیستم های پیچیده تر و منظم تر روح کاملتری دارند ، مراتب روح از پیچیده به ساده عبارتند از : انسانها – حیوانات – گیاهان – موجودات تک سلولی – ویروسها – ماشینهای پیچیده – سیستمهای ساده

 

 

۴ – روح مفهومی انتزاعی و غیر مادی دارد ولی وابسته به ماده است ، یعنی ماده علت و روح معلول است .

 

 

۵ – روح می تواند مرکب باشد ، یک روح مرکب از مجموعه روح های سیستم های کوچکتر تشکیل می شود ( مانند روح یک کشور ).  

 

 

۶ – با تغییر نظم یک سیستم روح آن نیز تغییر میکند .

 

 

۷ – با مرگ یک سیستم ( یعنی با از بین رفتن نظم بین اجزای مجموعه ) روح یا کار کردش نیز از بین می رود .

 

 

۸ – دو سیستم کاملا شبیه هم ( مانن دو ماشین پیکان یا دو برادر دوقلو هم شکل ) که کار کردشان یکی است روحشان نیز یکی است .

 

 

۹ – مطابق این نظریه تناسخ وجود ندارد ، زیرا روح موجودی جدا از جسم نیست که آنرا رها کند و وارد جسم دیگری شود ، هر جسمی روحش منحصر به فرد است و در طول زمان تغییر می کند  10 – در تشکیل روح ما خود ذرات بنیادی مهم نیستند بلکه نظم بین آنها و نحوه چیده شدن آنها در کنار یکدیگر مهم است چراکه همه کوارکها و الکترونها و پرو تونهای جهان با هم یکی هستند . 

 

 

منبع : پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر