X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

هدف های شیخ محمد خیابانی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مطابق شرح کسروی، هم از سیر حوادث و هم از ویژگی ها شخصیت خیابانی (و برخی از یارانش) چنین بر می آید که آنان می خواستند اول زمام حزب دموکرات را در آذربایجان با قدرت به دست گیرند، و سپس بر آذربایجان مسلط شوند. به این ترتیب آنان با ایجاد یک گروه زبده و فعال و همدل و همزبان در داخل حزب امور آن را در دست گرفتند. و برای تسلط کامل بر تصمیم و عمل، حاضر به تحمل آرا انتقادی و مخالف، و مشارکت جمعی نبودند، و انتقاد کنندگان را به شیوه گوناگون کنار گذاشتند. ضمنا شرح حال حوادث نشان می دهد که از ماه ها پیش از قیام خیابانی، سلطه او و گروهش بر امور آذربایجان آغاز شده بود و روز به روز افزایش می یافت. 

<!–[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 <!–[if gte mso 9]> <!–[if gte mso 10]>
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:\”Table Normal\”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:\”\”;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:\”Calibri\”,\”sans-serif\”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:\”Times New Roman\”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

هدف های شیخ محمد  خیابانی:

 

 

مطابق شرح کسروی، هم از سیر حوادث و هم از ویژگی ها شخصیت خیابانی (و برخی از یارانش) چنین بر می آید که آنان می خواستند اول زمام حزب دموکرات را در آذربایجان با قدرت به دست گیرند، و سپس بر آذربایجان مسلط شوند. به این ترتیب آنان با ایجاد یک گروه زبده و فعال و همدل و همزبان در داخل حزب امور آن را در دست گرفتند. و برای تسلط کامل بر تصمیم و عمل، حاضر به تحمل آرا انتقادی و مخالف، و مشارکت جمعی نبودند، و انتقاد کنندگان را به شیوه گوناگون کنار گذاشتند. ضمنا شرح حال حوادث نشان می دهد که از ماه ها پیش از قیام خیابانی، سلطه او و گروهش بر امور آذربایجان آغاز شده بود و روز به روز افزایش می یافت. چنانکه در زمان ولایت حاج محتشم السلطنه (نوری اسفندیاری)، والی عملا در اختیار آنان بود، و خواست های آنان را انجام داد. عین الدوله هم که وقتی والی شد از زنجان پیش تر نیامد، و تازه پس از قیام (در فروردین ۱۲۹۹) به تبریز رفت، و در آنجا هم دیری نپایید.

تاکید کسروی در سراسر دستنویس بر هدف های شخصی خیابانی است یعنی می گوید که او مردی مقتدر و خود رای بود و می خواست به هر قیمتی، و به هر بهانه ای، امور آذربایجان در دست او باشد.نگارنده این سطور نمی داند که این ارزیابی تا چه پایه درست است. با توجه به شیوه بیان و شرح کسروی (و آگاهی ما نسبت به شخصیات و خلقیات خود او) نمی توان در صداقت او نسبت به این ارزیابی شک کرد. اما این الزاما دلیل بر آن نیست که نفس ارزیابی مزبور درست بوده باشد، خاصه با توجه به این واقعیت که کسروی خود _ تا اندازه ای _ در ماجرا درگیر بوده و در جریان آن دلگیری هایی نیز از خیابانی پیدا کرده بوده است. پس باید هدف های خیابانی (و یارانش) را با توجه به آنچه می گفتند و آنچه کردند بررسی کرد. درشت خویی کردن و تهمت زدن به مخالفان درون حزبی نیز جزیی از این گفتار و رفتار است، اما به تنهایی هدف های شخصی و خصوصی را روشن نمی کند بویژه اینگونه روش ها، در کارهای سیاسی جامعه ایرانی در قرن بیستم، روش های معمول و متداول، بلکه مسلط و غالبی بوده و تا امروز هم ادامه یافته است.

راستش این است که هدف عینی و اجتماعی خیابانی و یارانش (گذشته از هدف های ذهنی و خصوصی) چندان بارز و روشن نبوده و نیست، و در مورد آن جز شایعاتی (اغلب بر مبنای علایق عاطفی) وجود نداشته است. مخالفان او در تهران عقیده داشتند که او می خواست آذربایجان را از ایران جدا کند و یا به روسیه یا به ترکیه پیوند دهد. تغییر نام آذربایجان به ((آزادیستان)) این شایعه را تقویت کرد، و قیام فرقه دموکرات در آذربایجان _ در سال ۲۵ تا ۱۳۲۴ که کار خود را دنباله قیام خیابانی اعلام می کرد و هدفش نیز واقعا جدا کردن آذربایجان از ایران بود، بر قوت این اعتقاد افزود. اما فرضیه مزبور با اطلاعاتی که در دست ماست نمی خواند و شرحی که کسروی نیز از شخصیت و ویژگی های شخصی خیابانی می دهد با این فرضیه مغایر است. اگر انگیزه اصلی خیابانی جز این نبود که اختیاردار آذربایجان شود ممکن نبود بخواهد آذربایجان را جزیی از روسیه و ترکیه کند که می دانست بزودی قدرت شخص او را درهم می شکنند و سلطه مستقیم خود را بر آن ایالت می گسترند. گذشته از این، دیدیم که خیابانی با نیروی اشغالگر ترک برخورد کرده بود، و او را توقیف و تبعید کرده بودند. درباره روسیه بلشویک هم چنانکه خواهیم دید وابط بهتری از این نبود. خود کسروی هم هیچیک از این احتمالات را نمی دهد و می گوید:

\”از آنچه در گذشته سروده ایم مرام خیابانی نیک پیداست. زیرا چه در هنگام قیام و چه پیش از آن وی را خواهش و آرزویی بزرگتر از این نبود که که به نام پیشوای حزبی، یا به نام دیگری، جایگاه بس بلندی برای خود داشته باشد و فرمان راند. و در هنگام قیام، چون زمینه بس سازگاری پیش آمد، وی نیز همت خود را بلند گردانیده و می کوشید که رشته اختیار آذربایگان به وی سپرده گردد و دولت ایران برای آن بخش از خاک خود نیمه استقلال یا استقلال داخلی ببخشد.\”

(( و دولت ایران برای آن بخش از خاک خود نیمه استقلال یا استقلال داخلی ببخشد.)) یعنی دولت به آذربایجان نوعی خودمختاری دهد، و حکومت خیابانی را در ((آن بخش از خاک خوئ)) تایید کنند. لازم به توجه است که در این زمان وضع با دوره قیام فرقه دموکرات به رهبری پیشه وری تفاوت های بزرگی داشت. از جمله پیشه وری و فرقه اش تاکید را بر بدرفتاری مادی و معنوی دولت مرکزی در زمان رضاشاه می گذاشتند یعنی هدف ظاهری آنان کسب خودمختاری برای آذربایجان بود بر مبنای اعتراض به روش های غیر عادلانه دولت مرکزی نسبت به آن ایالت قرار داشت. اما در زمان خیابانی این گونه خشم ها و دلچرکینی ها نسبت به مرکز وجود نداشت و مطح هم نشد. در نتیجه خیابانی صریحا نمی گفت مه خواهان خودمختاری برای آذربایجان و ، خاصه، برای حکومت خود و یارانش در آن سامان است، چون اولا برای آن مجوز سیاسی نداشت، و ثانیا با توجه به وضع کشورهای همسایه ظن تجزیه طلبی را پدید می آورد.

 

آزادیستان

چنانکه کسروی در دستنویس می گوید، تغییر نام آذربایجان به ((آزادیستان)) نیز _ در عمل _ گامی برای نوعی خودمختاری بود. ((باید توجه داشت که نام های مشابهی برای برخی ایالات و ولایات دیگر ایران _ مشخصا ((کردستان))،((خوزستان)) که نام عربستان را بر آن نهادند. دشتستان و لارستان _ وجود داشت. البته ((آزادیستان)) با آن نام تفاوت بسیاری داشت. اما همینکه عنوان جدید چیزی مانند ((ترکستان)) و ((تورانستان)) نبود نکته اصلی را می رساند. به ویژه اینکه این عنوان معنایی سیاسی هم داشت معنایی که لازم نبود منحصر به آذربایجان باشد.)) کسروی درباره ارتباط عنوان آزادیستان، و هدف اصلی خیابانی می نویسد:

و بدین سان برای مرام اصلی خود نیز عنوان تازه ای پیدا کرده بودند که شگفت بود. و آن چنان بود که روزی یکی از ناطقان (در تاریخ هیجده ساله آذربایجان ص ۸۷۲ کسروی می نویسد که گوینده حاج اسماعیل آقا امیرخیزی بود.) در نطق خود آذربایگان را ((آزادیستان)) می نامد. خیابانی از آن روز قدغن کرد که پس از آن همگی به جای آذربایگان ((آزادیستان)) بگویند و بنویسندف و در این باره پافشاری بس افزونی داشت. چنانکه همگی لوحه های اداره های دولتی و همگی مارک ها را عوض کردند. و گذشته از این ها خیابانی همان نام را صندوقچه گردانیده، و همگی خواهش ها و آرزوهای خود و همدستانش را در توی آن می گنجانید چنانکه خواهیم آورد. در آن هنگام که در کابینه مشیرالدوله مذاکره با دولت به میان آمده بود خیابانی تلگراف می کرد که دولت تا آزادیستان را به رسمیت نشناسد ما برای مذاکره حاضر نخواهیم گردید، و مقصودش جز آن نبود که ما گفتیم یعنی نوعی خودمختاری. ((در همان ماخذ و صفحه کسروی می نویسد که انگیزه اصلی این نامگذاری این بود که در آن زمان، پس از انقلاب روسیه، مردم قفقاز اعلام استقلال کرده و نام کشور خود را جمهوری  آذربایجان گذاشته بودند و ظاهرا هدف غایی شان چنین می بود که با آذربایجان ایران یکی گردند. اما آذربایجانیان که نمی خواستند از ایران جدا شوند از این کار نرنجیدندف و کسانی می گفتند ((بهتر است ما نام استان خود را دیگر گردانیم. همانا پیشنهاد ((آزادیستان)) از این راه می بوده))

از این موضوع ((تجزیه طلبی)) ، ((استقلال خواهی))، و ((خود مختار خواهی)) یکی دیگر از احتمالاتی ( که به حقیقت بسیار نزدیک است) که درباره هدف ها و انگیزه های خیابانی به راه افتاد، و ادامه یافت، این بود که سبب اصلی قیام خیابانی قرارداد ۱۹۱۹ بین انگلیس و دولت وثوق الدوله بسته شد و موجی از خشم و نفرت و مبارزه بر ضد آن را در میان توده ای از گسترده ترین طبقات و اقشار سیاسی ایران برانگیخت. هم در تهران و هم در شهرستان ها مردم و رهبرانشان _ از مردمان عادی گرفته تا کاسبان و تاجران و ملایان و درس خواندگان و شاعران و نویسندگان و تجدد خواهان و آزادیخواهان، و مشروطه خواهان قدیم (اعم از ملی و محافظه کار) _ در برابر آن صف کشیدند. یکی از دلایل غلیان مجدد نهضت جنگل ضدیت با همین قرارداد بود. و جنگلیان در همین دوره از فعالیت های خود مآلا رشت را گرفتند ( و با همراهی و پشتیبانی بلشویک های قفقاز و روسیه) در گیلان جمهوری اعلام کردند.

 

منبع: پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

 

ارسال نظر