X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

هنر باستانی ماور نزدیک و هند

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پادشاه در ارابه خود ایستاده و زه کمان  را کشیده همراه او افسرانی دیده می شود و در آسمان بالای سرش رب الفتوح بالدار آشور موسوم به «آشور» کمان کشیده و شاه را حمایت می کند. اسبهایی ارابه شاه بادهنه های کشیده شده، از روی یک ارابه دشمن که پیشتر در هم شکسته، عبور می کنند. در بالای قسمت مرکزی یک سرباز آشوری در حال کشتن یک دشمن است ضمن آنکه یکی دیگر از نفرات دشمن می کوشد هم رزم خود را نجات دهد. کماندار دشمن در سمت راست در حال رفتن به بالای برج ها است.

هنر باستانی ماور نزدیک و هند

تاریخ هند باستانی خاورنه با مصر بلکه با بین النهرین شروع می شود.

بین النهرین: ۱ – سومر ۲ – اکر ۳ – بابل ۴ – آشور

الف: بین النهرین: ۱ – هند سومر: ساختن ؟؟؟ و شهرهای قلعه مانند و پیکره سازی را می دانستند.

ویژگی هند سومر: شچمشهای بزرگ (مانند اسمر= واریکا)، نشان دهنده توالی صحنه ها (صحنه پیروزی نظامی- مناظر بعد از آن) نیمرخ بودن پیکرها- بدن از روبرو با یک دست و یک پا- چشم به طور کامل استفاده از پرسپکتیو خاص (گاوهای لاسکو)- خشک و بی روح

۲ – هند و اکو: تجسمی از حاکمیت مطلق و نشان دهنده اقتدار خداگونه، پایبند به سنتهای کهن

ویژگی: چشمهای بزرگ تندیس، ابروان به هم پیوسته، دهان حساس، دارای وحدت شکل های طبیعی و غیر طبیعی تاکید بر احساس و بینش شخصی

۳ – هند بابل: کند کاری روی سنگ همراه با نقش برجسته

ویژگی: تجسم پیکرها (نیمرخ و تمام رخ توام)، مقام بالا و حالت تشریفاتی و رسمی

۴ – هند آشور: نقش برجسته و کنده کاری روی سنگ

ویژگی ها: ۱ – خشکی و ؟؟؟؟ دادنی بودن زبان هندی ۲ – قدرت توصیف و روایتی ۳ – پیوستگی و ادامه داستان نقش برجسته ها ۴ – سطح صاف و یک دست

تدابیر آگاهانه: ۱ – روانی و انجام میان ۲ – عدم رعایت بعد نمایی (پرسپکتیو) ۳ – طراوت و سرزندگی حالتها و حرکات ۴ – روی هم انداختن پیکرها برای القای دوری و نزدیکی

روایت ؟؟؟ اول: پادشاه در ارابه خود ایستاده و زه کمان  را کشیده همراه او افسرانی دیده می شود و در آسمان بالای سرش رب الفتوح بالدار آشور موسوم به «آشور» کمان کشیده و شاه را حمایت می کند. اسبهایی ارابه شاه بادهنه های کشیده شده، از روی یک ارابه دشمن که پیشتر در هم شکسته، عبور می کنند. در بالای قسمت مرکزی یک سرباز آشوری در حال کشتن یک دشمن است ضمن آنکه یکی دیگر از نفرات دشمن می کوشد هم رزم خود را نجات دهد. کماندار دشمن در سمت راست در حال رفتن به بالای برج ها است.

روایت تصویر دوم: پادشاه گوشه راست نشسته و به آرامی جام خود را بالا برده و در سمت چپ موجود بالدار که در حال پاشیدن آب متبرک است عمل پادشاه را بخشی از یک آیین مذهبی نشان می دهد. روح هایی که مصریان به آن اعتقاد داشتند: کا: خود دیگر انسان: بعد از مرگ در درون ؟؟؟ می رود و به حیات خود ادامه می دهد. مومیایی

باء: روح پرنده- جند گیر- جستجوگر، آخ: جنگجو

نمادها برای تندیس: ایران- بزوشیر، مصر: کرکس، شاهین، عقاب، مار- هند: گاو، بزند

هند مصریان: تندیس سازی- دیوارنگاری

ویژگی: ۱ – حفظ شباهت چهره ۲ – استحکام اسلوب ۳ – وفادار به طبیعت در چهره سازی ۴ – توجه نداشتن به نمایش واقع گرایانه بدن ۵ – چشم های شیشه ای و شفاف ۶ – رعایت بعد نمایی ۷ – نمای صحیح و تمام رخ توام ( پاها به طرز نیم رخ و سینه و بالا تنه به طرز تمام رخ)

دیوارنگاری فضادار: ۱- اسلوب نماکاری: تقسیم کردن دیوار به سطوح رنگین یا رنگهای یکدست به کمک نوعی بعدنمای خطی متقاعد کننده

۳ – اسلوب تزیینی: حفظ کردن ایجاد توهم بعد نمایی تا صعودی و از دست دادن عناصر معماری گونه

۴ – اسلوب پیچیده یا در هم: روی آوردن نقاش به چهارچوب های معماری گونه و چشم اندازهای باز (مخلوطی از ۳ اسلوب پیش)

 

هند و یونان باستان

اسلوب هندی یونان= کمال زیبایی + طبیعت گرا

یونان= عهد فلسفه و دموکراسی

عناصر اساسی ؟؟؟ یونان: ۱ – طبیعت ۲ – انسان ۳ – عقل

مرحله توکل هند یونان: ۱ – خامی ۲ – کودکی ۳- پختگی ۴ – عقل

نظر یونانیان درباره زیبایی: نظم طبیعت و نظم عقل هر دو زیبا و ساده است و زیبایی چیزها با شناخت ما از آن ها یکی است.

نوع نقاشی یونان با توجه به ظروف به جا مانده:

مرحله اول: ۱- شیوه تکرار حالت واحد ۲ – استفاده از اشکال هندسی (مثلث- لوزی) ۳ – به صورت سمبل از انسان

مرحله دوم: ۱- مطالعه وضعیت و حرکت بدن زنده ۲ – طبیعت گرا و به صورت واقعی ۳ – از وابستگی درآمد

مراحل پیکره سازی در یونان: ۱- تندیس های کوچکی از حیوانات و پیکره های انسانی که از مس، برنز، سرب، عاج و سفال ساخته شده ۲- مجسمه های ساده بزرگ (به اندازه طبیعی یا بزرگتر از آن) ۳- ساختن پیکرهای طبیعی و رنگ آمیزی آنان که جسم پردازی در آن بسیار با ظرافت است. ۴ – پایه گذاری اسلوب طبیعت پردازی (میدون- پیکره ؟؟؟ انداز)

هند یونان یکپارچه بود و مخلوطی از عقل و احساس است. اصلا خشک و بی روح نیست بلکه کاملا احساسی است.

هند روم: به تقلید یونانیان، به دنبال جلال و شکوه حکومت اما یونان به دنبال هند، ادب، فرهنگ بود.

هند رومی- نخستین مرحله جامع هند اروپای غربی

این هند ضمن استفاده از شکل های کلاسیک مفاهیم غیر کلاسیکی را بیان می کند و به علاقه و شخصیت فردی را با گرایش به مفاهیمی چون قانون، دولت، تمدن به هم می آمیزد.

ابتکارات روم: طاق نصرف، حمام های عمومی ساختمان و ؟؟؟؟ کلسئوم، شطرنجی کردن و عمودی بودن خیابان ها

هند پیکره سازی روم: ۱- تک چهره سازی ۲ – پیکرتراشی

تفاوت و شباهت روم و یونان: تفاوت: یونان= طبیعت گرا با موضوعات اساطیری (غیر واقعی) روم: طبیعت گرا با موضوعات واقعی

شباهت: کلاسیک و طبیعت گرا

۱ – تک چهره سازی

پیک تراش روحی نشانها و ویژگی های فردی را تا حد امکان در خود حفظ می کرد.

در مورد شخصیت های مشهور یا ثروتمند پیکرتراش از شبیه سازی فراتر رفته و شخصیت و خصوصیات در مدل را در حد کمال بنمایاند.

۲ – پیکر تراشی و نقش برجسته سازی:

پیکر تراشی: ۱ – ستایس هند پیکرتراشی یونانیان توسط رومیان  2 – روحی بر پایه فرهنگ یونانی توسط اگوستوس

پیکره نوعی عظمت جدی را بیان می کردند.

نقش برجسته: أ؟؟؟ رویداد تاریخی به نقش برجسته برای حفظ رویداد این تصویر برای نمایش تشریفات متبرک کردن یک محراب ساخته شده، خصوصیات تاریخی این نقش برجسته توجه به رومیان به واقعیت و امور واقعی است.

شرح یک پیروزی

به طور کلی نقش برجسته های روحی حاکی از یک نوع هند «روایتگر» هستند که جنبه رسمی و تبلیغاتی دارد.

شیوه دیوارنگاری: ۱ – تزییناتی که حالت بسته بودن و بی منفذ بودن دیوار را بیشتر می کند. ۲ – نقاشیهایی که به فضای اتاق می افزود.

رنگ های مورد استفاده: سبز، قهوه ای روشن، قرمز، سیاه، سفید

دیوارنگاری مسطح تبدیل به دیوارنگاری فضادار شد (در شهرهای هرکولانیوم، بمبی)

هند مسیحی (بنیزانس)

هند مسیحی: روم متاخر + موضوعات مذهبی – تغییر ماهیت – طبیعت گرایی (ناتورالیسم)+ موضوعات مذهبی

دوره اولیه بنزانس: گذر هند مسیحی اولیه به ند بنزانس نه ناگهانی و نه مشخص بود. به عنوان مثال لوحه زیر را در نظر بگیرد که به عصر تعلق دارند و توسط حکاکان بیزانس (روم شرقی) تراشیده شده. در حالی که لوح اول ؟؟؟ ریشه در سنت یونانی – روحی دارد و در لوحه دوم بیشتر روی ماهیت موضوع تاکید شده نه روی شکل ظاهری.

بیزانس: آخرین مرحله تحول هند یونان + هند مشرق زمین (موزاییکهای کلیسای «سان ویتاله»)

تصاویر روی سنگهای زنگین کنار هم (موزاییکها) نشان دهنده اعتقاد مسیحیان به نجات انسان ها به وسیله مسیح است. ترتیب قرار گرفتن دو موزاییک بیانگر مقام و مرتبه اشخاص است. در ساختن صورتها جز در مورد شخصیتهای سرشناس امپراطور، ملکه واسقف به شباهت توجه نداشته.

دوره دوم بیزانس (دوره طلایی ؟؟؟ ۱۰ و ۱۲):

هند موزاییک سازی عمده ترین هند به شمار می رفت.

در اینجا برای تاکید بر ماهیت غیر جسمانی، کشیده تر شده اند.

دوره آخر بنزانس: حرکتهای اغراق آمیز حرکت پیکر مرکزی، مسیح که ردای سفید به تن دارد و همینطور حرکت پیکرهای آدم و حوا که به خاطر پیچ و تاپ لباسهایشان بیشتر شده

 

هنر اسلامی

ویژگی هنر اسلامی: هم جنبه تزیینی و هم کاربردی داشت.

۱ – هند ؟؟؟: با استفاده از سفال، مس، برنج و شیشه ظروف مختلف می ساختند. به عنوان مثال: ۱ – استفاده از شیشه های لعاب داده شده در چراغ های مساجد ۲ – ساختن کاشی های مرغوب ۳ – نقاشی های چند رنگ رئوی ظرف سفالین ۴ – استفاده از نقوش برای تزیینات بناها ۵ – ساخت منسوجات (هم در خانه های افراد عادی و سرشناس و مساجد و هم به عنوان هدیه، پاداش، بزرگداشت- کاربردی)

تمدن های بهره گرفته: ۱ – سامانیان در ایران ۲ – قطبیها در مصر

در قرن ۴ هجری بافته های مسلمان بسیار مشهور و به اروپا صادر شده. هنر قالیباقی در ایران و در عصر صفویان از لحاظ نقوش و رنگها به حد اعلای پیشرفت رسید.

۲ – کتاب آرای: اعراب هیچ گونه سنت تصویر سازی خاص خود نداشتند. و چنین به نظر می آید که تصویرها نیز به وسیله خطاطی که از کتاب اصلی نسخه برداری می کرد، ترسیم شده است که آغازی برای مصور سازی کتب در سرزمینهای اسلامی بود که اوج آن در ایران بود.

مرکز فعالیت کتاب آرایی و خوشنویسی: دربار سلاطین و حاکمان به دلیل شیفتگی به کتابهای نفیس، تبریز، هرات و شیراز

نقاشان اعتلا دهنده کتاب آرایی: ۱ – بهزاد: در هرات پرورش یافت. موضوع اصلی آثارش «انسان» و عناصر معماری گونه و منظره از حالت پس زمینه بیرون آمده و با شخصیت های انسانی رابطه یافته.

۲ – میرک: شاگرد بهزاد، به وجود آورنده شیوه کتاب آرایی عصر صفوی که نماینگر حد اعلای غنای رنگ و شکوه تزیینی در هند ایرانی بود.

خصوصیات کامیرک: خطوط مواج و ظریف، پیکرها مسطح، بدون هیچ گونه سایه پردازی و بعد نمایی (پرسپکتیو)، ارائه نقشها و رنگهای شاد.

پایه ریزان هنرمند: عبدالصمد شیرین قلم- میرسید علی

۳ – خوشنویسی: برای انتقال مفاهیم و جنبه تزیینی به کار می رفت. خط اسلامی در کوفه رونق گرفت.

خطاطان: این قطه (ایرانی- ابداع کننده خط نسخ) ۲ – میر علی تبریزی (ابداع کننده نستعلیق)

در دوران اکبرشاه هنر خوشنویسی در هند رونق یافت و در عهده خلفای عباسی بغداد مرکز فرهنگی اسلامی بود.

هند باختر در سده های میانه

روم در قرن ۴: شرقی – بیزانس

غربی – در اواخر قرن ۵ میلادی توسط اقوام کوچنده شمال و شرق اروپا از هم پاشیده شد.

سده های بعد از سقوط روم غربی را قرون وسطی یا سده میانه می خوانند که حدوداً ۱۰ قرن طول کشید. دین اقوام مورد بحث: مسیحی و بی تمدن یونان و روم را نداشتند – توجهی به هند مسیحیت توجه نکردند هند خودشان جنبه تزیینی داشت و آن را به خدمت اعتقادات دینی گرفتند.

ویژگی هند: آن زمان به روح توجه می شد نه به جسم.

نوع هند: ۱ – کتاب آرایی: ۱ – مخصوصا روم ۲ – نقش برجسته رودرهای کلیسا ۲- سرزمین های جنوب اروپا

عوال تغییرات در کتاب آرایی: ۱ – مهاجرت بی امان قوم های تازه ۲ – فعالیتهای تبلیغاتی کلیسا

شیوه تزیینی مختلط: مواجهه مسحیت ایرلندی با مسیحیت رومی

شیوه تزیینی خاص سرزمین های جنوب: هند قدر مسیحیت- هند رومی متاخیر

پیکرهای این نقش برجسته با حالات و حرکات اغراق شده، داستان رانده شدن آدم و حوا از بهشت نشان می دهد.

هند خاور دور

۱ – هند چین

در چین به هند بیشترین اهمیت را می دهند. نقاشان چینی از اعتبار اجتماعی خاص و متمایز از صنعتگر بودند. بنابراین نام خود را بر آثار خویش می نوشتند و قواعد و اصولی را برای ند نقاشی تدوین می کردند.

نظرات نقاشان چینی: ۱ – نقاشی: خوشنویسی ۱ – دارای مواد و مصالح مشرتک (قلمو- مرکب- ابریشم- کاغذ) ۲ – ساختن هند با اصول مشترک زیبایی یا شناختی و نظام فکری واحد

۲ – انسان بر طبیعت سلطه ای ندارد بلکه جزئی از آن است و همانند موجودات زنده دیگر به ریتم های آن پاسخ می دهد.

۳ – برای شاد بودن در زندگی باید با طبیعت از طریق او  خود را آشکار می کند.

۴ – نقاشی برتر از واقعیت است و منظره سازی به (حیطه روح) پر می کشد.

۷ – هر زمانم که اندیشه ؟؟؟ به رابطه انسان با انسان و یا انسان به خدا معطوف شود منظره سازی مطرح نمی شود. (۶ و ۷ نظر تمام نقاشان بود)(.

سیر تحول نقاشی چینی: ۱ – تانگ ۲ – سونگ  3- یوآن ۴ – مینگ ۵ – چینگ

۱ – تانگ: شمایل های مذهبی و منظره سازی، نقاشی گل و پرنده، کشیدن اسب، اژدها، رودخانه، آتش میوه بر روی طوقارهای ابریشمی و کاغذی متداول بود.

۲ – شونگ: منظره سازی مبنی بر عدم تقارن

ویژگی مناظر: قطری و شامل ۳ سطح از لحاظ نمایش فضا ۱- سطح اول: با یک مخره مشخص می شده که با قرار گرفتن در پیش زمینه دوری قسمتهای دیگر را تشدید می کرد. ۲ – سطح میانی با یک مخره صاف مشخص می شد. ۳ – سطح آخر با قله کوههایی که با ته رنگ آبی رنگ آمیزی می شدند و لایتناهی بودن فضا را القاء می کردند.

مشخص ترین ویژگی: بیانگر کمال مطلوب صلح و یگانگی مبتنی بر فلسفه وحدت موجود است.

۳ – یوآن: منظره بخشی از یک محیط ترسناک محسوب می شد به دلیل تبعید نقاشان توسط مغول

نقاش: هوآنگ کونگ وانگ

۴ – مینگ: روی آوردن به الگوهای دروه سونگ، رواج طراحی و خوشنویسی

۵ – چینگ: پایه گذاری توسط (منچرها) ۱ – شیوه خوشنویسی گونه دوره مینگ ۲ – شیوه یوآن

در سده ۱۸ و ۱۹ به واسطه تاثیرات بیگانه اصول منظره سازی غربی به نقاشی چینی راه یافت.

۲ – هند و ژاپن: نقاشی ژاپنی به طور کلی تاثیرات هند چینی را منعکس می کند. اما پس از تیره شدن روابط ژاپن و چین خود ژاپن ها هندی را ابداع کردند. نوعی شیوه نقاشی تزیینی روی پرده نوعی نمایش به نام «کابوکی» این نوع نمایش شکلی روح دار و عامه پسند از تئاتر بود که در برابر نمایشهخای اشرافی قد علم کرد. موسوم به تصویرهای جهان گذار است.

ویژگی نمایش در کاپوکی: ۱ – تزیینی ۲ – سطح صاف و یکدست ۳ – رنگ و خطوطها مشخص طراحیها مرکز تولید نقاشیهای چاپی ابتدا در «کیوتو» بود اما در اواخر سده ۱۷ به «اردو» (توکیو فعلی) منتقل شد.

طرز چاپ: چاپ، طراح طرح مرکبی خود را می کشید و رنگهای مورد نظر خویش را روی آن مشخص می کرد و فردی دیگری که چاپ را انجام می داد.

نقاشان: ۱ – اکیوتادا (چاپهای ایشان طراوت و زندگی چشمگیری دارند)

۲ – هوکوسای (منظره سازی) نمونه کاراو و در موج عظیم جزء مجموعه ای موسوم به دو ۳۶ منظره از کوههای فوجی

هنر باختر در دوره نوزایی (رنسانس)

دوره نوزایی (به مشخصه: انسان گرایی)

۱ – دوره اول یا اوایل رنسانس از اواخر قرن ۱۳ تا نخستین های قرن ۱۵ ادامه داشت.

۲ – دوره دوم یا اوره اوج رنسانس این دوره با استفاده از الگوهای کلاسیک یونان و روم باستان نوعی همنوایی متعادل، کلاسیک، ناب به وجود آمد.

در دوره نوزایی مجددا به عینیت و طبیعت روی می آورد و مساله و رابطه میان انسان ها را مورد توجه قرار می دهد. از نظر هنرمند دوره نوزایی انسان متفکر در سقوط یا محو خود صاحب اختیار و اراده است.

۱ – نقاشان: هنرمند در اینجا به اصل انتقال وزن (انتقال وزنه بدن به روی پایی که تکیه گاه قرار می گیرد) توجه نشان داده.

۲ – ؟؟؟ نیاتو: که در آن هنرمند علاوه بر دقتی که در ارائه حجم ها و تناسبات ظاهری نشان داده، حالت بیگناهی و معصومیت کودک را نیز ماهرانه نمایانده است. (سده ها)

۳ – میکل آنژ (پیکره ساز و نقاش): خشم عظیمی که می رود از چشمها و پیکر حضرت موسی بیرون بگریزید با چرخشی که میکل آنژ به سر او داده بیان روشن تری به خود گرفته (سده ۱۵ – مرحله اوج رنسانس)

۴ – جوتو: او کوشید تا فضای طبیعی را در آثار خود بازسازی می کند. از این رو پیکرهای او هر چند همان شخصیت های روایات انجیل بودند ولی حالت زنده نما و طبیعی پیدا کردند.

علاوه بر این جوتوی آنکه قواعد معینی را مورد پیروی قرار دهد، به نوعی بعد نمایی (پرسپکتیو) دست یافت. در مجموع که روی زمینه ساز تحولات نقاشی غربی در عصر نوزایی می شد.

۵ – ماساچو: در تابلوی باج او سه مرحله از یک رویداد مذهبی را در کنار هم قرار داده است. تضاد روشنایی و تاریکی تابلو ایجاد بعد کرده و تابلو را به یک نقش برجسته تشبیه کرده.

۶ – ساندرو بوتیچلی: این در تابلو وضعیت سه رخ را انتخاب کرده اما شخصیت باطنی اصل را آشکار نکند.

۷ – لئورنادو دواوینچی (استاد نقاشی در اواخر رنسانس): نشان داده است که حجم پردازی با تاریکی و روشنایی و بیان حالات عاطفی را روح و نقاشی و قلب نقاشی می دانسته اما موفقترین اثر او از حیث بیان حالتهای درونی تابلوی شام آخر است.

۸ – رافائل: (استاد نقاشی و بارزترین نماینده مرحله اوج رنسانس): پیرو میکل آ؟؟؟ و لئورنادو

در این تابلو رافائل از حالتهای تشریفاتی پیکرهای جلدی ؟؟؟ و شخصیت های خود را در عمیق بیشتری جای داده به این ترتیب نه تنها برای آنها امکان حرکت های آزادتری فراهم آورده بلکه فاصله میان پیکرها و عمارات زمینه را بهتر کرده است.

شیوه باروک:

ویژگی: (قرن ۱۷- پرحرکت، مجلل، رنگین، اغراق آمیز و نشاط آور، غنی و اسراف که روانگر و با به لذت های دنیوی توجه دارد. چهره ها واقعیتی این حبهای به خود می گیرد و بیان عواطف درونی اهمیت بیشتری پیدا می کنند.)

نقاشان: ۱ – دیه گو ولاسکوئز: اوهام و خیالات را کنار می گذارد و به واقعیتهای بصری می پردازد. ۲ – رامبراند: موضوعات مذهبی

در پرداخت قیاس نور و سایه و همچنین در رنگ آمیزی غنی خود، به دستاوردهای بیسابقه ای برای نمایش حالات روانی شخصیت های نائل می شود. آثار او زمینه ای برای گرایش هنر نقاشی ؟؟؟ درون آدمی

همه نقاشان قرن ۱۵ بودند.

هنر باختر در دوران جدید

رومانتی سیم: اصطلاحی است که منتقدین آلمانی برای تفکیک خصوصیات تا هنری «مدرن» از خصوصیات کلاسیک به کار بردند. و ؟؟؟؟ مختلف دلالت دارد.

نمایش هیجان طوفانی و طبیعت سوکش نیاز به شیوه ای پر از حرکت و رنگ داشت و برای آنکه ببینده بیشتر متقاعد شود باید نحو ارائه تا حد امکان واقعگرایانه باشد. اما رومانتی سیم برای نمایش درنده خویی حیوانی، که سلیقه قرن ۱۹ اجازه نمایش آن را در انسان نمی داد، از حیوانات کمک می گرفت.

این گونه به تمایل طبیعت گرایی می توانست به شکل واقع گرایی تبدیل شود. در اینجا شخصیت راستای گر چه «واقعی» است واقعیت او در حقیقت ساختگی است. او آن فاصله ضروری را که یک پیکره باید نگهدارد نگاه نداشته و ؟؟؟ از حد خودمانی شده.

نقاشان: ۱ – آنتون لویی باری (پیکره ساز) ۲ – گوستاوکوربه

۱ – فرانسسکیو گویا (اسپانیایی- استادان او: ولاسکوئز، رامبراند، طبیعت- بررسی و تحلیل کن مسائل عمده حیات بشری و انتقاد او از شرارت و تباهی انسانی به صورت رمانتیک و احساساتی)

در اینجا گویا برای نمایش ها و نفرت وحشت، حالتها و حرکات پیکرها را به نحو شگفت آوری اغراق آمیز کرده است.

اوژن دلاکروات او به جای آنکه شکل عینی «؟؟؟» را ترسیم کند خواسته است تصویر موسیقی و حقیقت ذهنی او را ارائه کند و جوهر درونی موضوع را به تصویر کشد.

رئالیسم: ۱ – واقع گرایی ۲ – خودداری کردن هنرمند در نمایش طبیعت (بدون انسان و با انسان) از هر گونه احساساتی گری

نقاشان: ۱ – گوساوکوربه: زشت، ناهنجار و غیر هندی (به دلیل خودداری از پیرایه بندی و اغراق احساساتی)، وفادار به روح واقعیت موضوع

۲ – اونوره دومیه: کاریکاتوریست زمان ناپلئون سوم برای نشریات انتقادی- نکوهی لحنی سیاسی کشتار ساکنین یکی از خانه های یک محله پارسیی که در اینجا و مساله وحشیگری و بیرحمی را از دیدگاه واقعگرایانه (رئالیستی) نشان داده و از هر گونه آب تاب و دادن به موضوع خودداری کرده.

۳ – ایلیاریپن (روسی- دارای عناصر انتقادی مشخص) و بیشتر آثار خود را به ترسیم رنجهای دهقانان روسی اختصاص داده

امپرسیونسیم: ۱ – به معنای طلوع آفتاب ۲ – یعنی تصویر ؟؟؟ که چشم در لحظه اول نگاه کردن به چیزی مشاهده می کند.

تشابه امپرسونیسم با رومانتی سیم: تکیه اش بر «من» هنرمند اختلاف امپرسونسیم یا رومانتی سیم: هنرمند امپرسیونیسم آنقدر که از دریافتهای بصری خود کمک می گرفت به احساسات و تخیلات خصوصی خویش کمک نمی کرد.

امپرسیونیسها فهمیده بودند که رنگ واقعی اشیاء معمولا تحت تاثیر عواملی نظیر کیفیت نور محل و همچنین نورهای منعکس شده از اشیاء دیگر تغییر می کند. و نیز متوجه شده بودند که کنار هم قرار گرفتن رنگها در روی پرده نقاشی باعث می شود رنگها درخشانتر شود. لذا بهتر است که رنگها را بر روی شاستی مخلوط نکند.

ویژگی: آثار نقاشان از نزدیک در هم و بر هم دیده می شود و شکل و اشیاء تابلو مغشوش به نظر می رسند.

نقاشان: ۱ – کلودمونه (جابه جایی نور را بررسی کرده)

۲- کامی پسیارو (حرکت زندگی را بررسی کرده)

۳ – تولوزترک (نقاش و بنیان گذار هنر پوسترسازی)

۴ – آگوست رودن (پیکره ساز- شیوه کار کردن او با گل پیکره سازی شبیه به شیوه قلمزنی امپرسیونسینتها در نقاشی بود – جمال شناسی او متکی بر نور و بازیهای آن- دارای موضوعات ورمانتیک )

همه نقاشان قرن ۱۹ بودند.

قرن ۲۰ و جلوه هایی از هند نوگرا

هنر قرن ۲۰: به کارگیری عناصری همچون صوت، رنگ، کلمه با آرایشهایی که هیچ نیازی ندارند به چیزی از خود اشاره کنند و احتیاجی ندارند چیزی را نشان بدهند.

گرایشهای هنری نوین قرن ۲۰: سمبولیسم (۱۸۸۶): مبتذل و ناچیز شمردن واقعیت ؟؟؟ و مدهی اینکه باید واقعیت را به شکل نماد (سمبل) شناخت درونی هنرمند از آن واقعیت ارائه کرد.

ویژگی: افراطی بودن ذهنیت رومانتی سیم، دور کردن کیفیت سودمند از هند

شعار سمبوسیان: هند برای هند

نقاش این سبک: لوان گوگ – 2 – گوکن

کوبیسم: فضای پرسپکتیو، یا فضایی که از یک نقطه دید واحد ترسیم شده باشد، به هم زدن یکپارچگی ؟؟؟ اشیاء ارائه تجدیدی (آبستره ای) به وسیله هم زمان کردن نقاط دید.

آبستره (تجدیدی): هنرمند کوست اشیاء را در آن واحد از زوایایی مختلفی می بیند، اما تمامی تصویر را که دیده است به ما نشان نمی دهد بلکه فقط عناصر و اجزای از آن ها را انتخاب کرده و روی سطح دو بعدی تابلو می نمایاند.

ویژگی: مغشوش، درهم، غیر طبیعی، هندسی و ارائه کردن اشیاء به طور همزمان

شکل: مجموعه ای از خطوط سطوح، رنگها

نقاش این سبک: پاپلو پیکاسو

اکسیده سونیسم: تحریف و اغراق آمیز کردن پیکر انسان، به منظور بیان احساسات و عواطف شدید.

اکسپره سونیم آلمانی: بیانگر احساس ذهنی نسبت به واقعیت عینی و جهان تخیل، بر پایه ؟؟؟ نقاشی و گراوورسازتی آلمانی

ویژگی: استفاده از رنگهای زنده، خطوط مشخص و زحمت و انتخاب موضوعاتی که حال و هوای عاطفی شدید دارند.

نقاشان: اصل نولده نوع آثار: (وحشت و خشم) ۲ – ماکس بکمن (تاریکترین لحظات تاریخ قرن ۲۰ – فاشیسم آلمان تمدن اروپا را تهدید کرد. اشاره نکردن به زمان و مکان معین، گویای خشونت ها و رنجهای بشری و وحشت و خشم.

۳ – کته کل ویتس نوع آثار: گویای شفقت و همدردی با استفاده از تکنیک چاپ

۴ – بیکن نوع آثار: نشان دادن انسانی در فضای جعبه مانند

دادا: ؟؟؟؟ ویژگی: ۱ – محصول فشارها و تکانهای روانی ناشی از جنگ جهانی اول ۲ – گرایش ضد هند، مسخره گرفتن ارزشهای عصر خود و اعتقاد به اینکه تمدن معاصر آن ها تمدنی دیوانه و بی منطق است. ژ

سورئالیسم: در آوردن واقیعت های ذهنی ؟؟؟ خود آگاه و نیمه خود آگاه به صورت یک واقعیت تازه و مطلق ۲ – در آمیختن واقعیت و رویا و آفریدن واقعیتی برتر از واقعیت نقاشان هر دو سبک: مارسل دوشان (دادا) سالوادوردالی (سدرئالیسم)

هنر تجدیدی (آبستره): ۱ – خلاصه شدن ارزشهای جهانشناختی در رنگ و شکل ۲ – مربوط نبودن به مضمون نقاشی یا پیکره سازی

نقاشان: ۱ – واسلی کلاندنسیکی (روسی- بانی شیوه تجدیدی) ۲ – موندریان (هلندی- استفاده از خطوط عمودی و افقی و سطوح یک دست رنگی- معمولا رنگهای سیاه و سفید)

پیکره سازی نوگرا: شکل های نسبتا مسطح شده با حرکت ها و حالتهای گویا

نقاش: ارنست بارلاخ (آلمانی)

کنستروکتیوسیم: ۱ – ساختمان گرایی گرایشی ۲ – الهام گیری از آثار ۳ بعدی پیکاسو برای بکارگیری فنون مهندسی در پیکره سازی ۱۹۲۲ به پایان رسید.

نقاش: ۱ – ولادیمیر تاتلین ۲ – ژاک لیپ شستین کارکردن روی بدن انسان نه به شکل طبیعی بلکه به شکل تجدیدی) ۳ – هنری مور ۴ – رونالد بلادن (دور کردن (رمن) هنرمند از اثر هنری- دست یافتن به جنبه ی نام و نشان و غیر شخصی (ماشین)- شکل های حداقل و اصلی

همه نقاشان قرن ۲۰ بودند.

 

 

منبع :پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر