X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

هنر سلجوقیان

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

اسلام را باید هم دینی به شمار آورد که حضرت محمد (ص) پیام آن بود، وهم نوعی روش زندگی که توانست اقوام مختلف از نژاد های گوناگون را گرد هم آورد و برابری و تساوی بین آنها بر قرار سازد. وحدت فرهنگی مورد نظر و پیشبرده اسلام، ضرورتا قلمرو و خلاقیت هنری را در بر گرفت. هنر اسلامی با تأکید بر نیروهای خلاقه ممالک مفتوحه در جای خود یک کل جدید از این منابع گوناگون فراهم ساخت که مبانی آن مستقیما و بلافاصل روشن و بدیهی نبوده هنر اسلامی از سنن باستانی خاور نزدیک از ایران از جهان فرهنگ هندی و رومی از تمدن بیزانس از آسیای مرکزی و سنن هندی و بالاخره از جریانهای منطقه ای و مردمم در بخشهای مختلف امپراتوری اسلامی، تاثیر پذیرفت. هنر اسلامی را می بایست قبل از همه از عصر فتوحات اعراب و نیمه دوم قرن اول هجری مشخص کرد. (شروع این دوره می بایست در سال ۶۶۱ م یعنی تاریخ انتقال خلافت اموی به دمشق در سوریه سابق بیزانس دانست) تداوم هنر اسلامی به رغم ادوار افول و رکود تاکنون ادامه یافته است .

<!–[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 <!–[if gte mso 9]> <!–[if gte mso 10]>
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:\”Table Normal\”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:\”\”;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:\”Calibri\”,\”sans-serif\”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:\”Times New Roman\”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اسلام را باید هم دینی به شمار آورد که حضرت محمد (ص) پیام آن بود، وهم نوعی روش زندگی که توانست اقوام مختلف از نژاد های گوناگون را گرد هم آورد و برابری و تساوی بین آنها بر قرار سازد. وحدت فرهنگی مورد نظر و پیشبرده اسلام، ضرورتا قلمرو و خلاقیت هنری را در بر گرفت. هنر اسلامی با تأکید بر نیروهای خلاقه ممالک مفتوحه در جای خود یک کل جدید از این منابع گوناگون فراهم ساخت که مبانی آن مستقیما و بلافاصل روشن و بدیهی نبوده هنر اسلامی از سنن باستانی خاور نزدیک از ایران از جهان فرهنگ هندی و رومی از تمدن بیزانس از آسیای مرکزی و سنن هندی و بالاخره از جریانهای منطقه ای و مردمم در بخشهای مختلف امپراتوری اسلامی، تاثیر پذیرفت. هنر اسلامی را می بایست قبل از همه از عصر فتوحات اعراب و نیمه دوم قرن اول هجری مشخص کرد. (شروع این دوره می بایست در سال ۶۶۱ م یعنی تاریخ انتقال خلافت اموی به دمشق در سوریه سابق بیزانس دانست) تداوم هنر اسلامی به رغم ادوار افول و رکود تاکنون ادامه یافته است .

هیاتهای اکتشافی به ویژه از اوایل قرن بیستم، شکافهای شناخت مارا از آثار هنر اسلامی پر کردند. انواع مختلف این آثار هنری از طریق پژوهش کامل شناخته شدند و پرده از روی اسالیب فنی آنها به یکسو نهاده شد.

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

   ترکان سلجوقی در ایران و بین النهرین

 

ترکان سلجوقی گذشته از اینکه جنگاورانی دلاور و سوارکارانی خستگی ناپذیر بودند توانستند حکومتی نیرومند بنیاد افکنند که از ایران تا بین النهرین و آسیای صغیر قفقاز را زیر نگین داشت. در افغانستان پادشاهی پدید آوردند و تا پایان سده یازدهم‏ ، برابر با قرن پنجم، هندوستان را تسخیر ساختند. پادشاهان سلجوقی پشتیبان دانشمندان و شاعران و مؤرخان و جغرافیا نگاران بودند.

سلجوقیان ایران اصفهان را پایتخت ساختند. اصفهان مانند قاهره زندگی خود را مدیون یک رود است. آب زاینده رود از کوههای غربی سرچشمه می گیرد و در دشتهای سر سبز اصفهان پراکنده می شود. اصفهان سالها پیش از آنکه سلجوفیان به آنجا بیایند کانون بازرگانی و صنعت و هنر بوده است.

کاخ سلجوقی و میدان بزرگی که در برابر آن بوده سالها است که ناپدید شده، اما مسجد جمعه سلجوقی که آن نیز مشرف به میدان بوده هنوز پایدار است. این مسجد به شکل یک ساختمان مستطیل در یک سوی حیاط نبوده، بلکه نقشه آن پایه ای شد برای ساختمان مسجدهای دیگر ایران.                                                    

کاشیهای شگفت و زیبایی که دیوارها و طاقها را پوشانیده است و این حیاط را از رنگهای خوش رنگ بهشت کرده، به دست هنر مندان ایرانی قرنهای بعدی ساخته شده است. این مسجد به دست نسلهای بسیاری از هنرمندان و معماران دگرگون و تعمیر شده است. برای دیدن کار دوران سلجوقی باید به سوی قبله برویم و از ایوان جنوبی حیاط بگذریم و به شبستان پشت آن گام نهیم.

بر فراز سر، ما گنبد بسیار بزرگی است از آجر خاکستری مایل به قهوه ای. این گنبد ساده و استوار و نیرومند است. خود بنای این گنبد چنان است که در خویشتن آرایش و تزئین را هم نمودار ساخته است، و چون به گوشه های آن بنگریم، زبردستی معمار را در ساختن گنبدی بر سطحی چهار گوش در می یابیم که چگونه این مشکل را باقرار دادن قوسهایی در پیرامون گنبد حل کرده است.             

این گنبد به سال ۱۰۸۰ ( ۴۷۳ه) به فرمان وزیر الب ارسلان و ملک شاه، نظام الملک ساخته شده است. در گذشته نیز اینجا مسجد بوده است و شاید پیرامون شبستان این گنبد کهنه باشد.

آرامش و امنیت را در مرزهای قلمرو خویش برقرار ساختند.

چند سال بعد در ۱۰۸۸ (۴۸۱ه)  رقیبی از رقیبان نظام الملک گنبد زیبایی در برابر گنبد نظام الملک ساخت. اینجا نیز الگوی طاقهای کوچک قوسی در گوشه های گنبد دیده می شود. آرایش این گنبد مرکب از کتیبه های کوفی و گچ بریها و آجرکاریها است.

دو اتاق جنوبی و شمالی زیر گنبدهای مذکور در بالا شاهکار معماری هستند ولی هنر رنگ آمیزی سلجوقی در آنها دیده نمی شوند. سلجوقیان ساختمانهای خود را با طرحهای برجسته و گچ بریها تزئین می کردند و دیوارهای اتاقهارا با کاشیهای رنگی درخشان می پوشانیدند در ایران رنگ آمیزی از ضروریات است. زیرا که بیشتر آن سرزمین، بیابانها و گلها و گیاهان در بهار دورانی کوتاه دارند و با فرارسیدن فصل گرما تنها زمین تشنه لب بر جای می ماند. پس دیوارهای رنگین کاخها و محرابهای مسجدها می توانند جبران بیرنگیهای طبیعت را بکنند و در هر فصلی یادگاری از بهار باشند. کاشی سازان ایرانی در کاشان و ری در کار خویش استاد بودند و در سده دوازدهم برابر با قرن ششم هجری، کاشیهای شگفتی می ساختند. این کاشیها به شکل ستاره و صلیب با رنگهای برجسته و چشمگیر بودند که به شکلها جلوه ای خاص می بخشیدند. کاشیهای مسجدها با گل و بته به شیوه اسلیمی و عباراتی از قرآن کریم پرداخته می شد. در کاخهایی که برآوردن تصویرهای آدمیان و جانوران و درختان در آنها مجاز بود این تصویرها را در کاشیهای ستاره شکل می بینیم.

ظرفهای سفالین سلجوقیان نیز به زیبایی کاشیهای آن دوران ساخته می شد یا در آنها نقشها و فنون گوناگونی به کار می رفت. بسیاری سفالینه ها با خمیری سفید به تقلید از چینی که در ایران بسیار خواهان داشت ساخته می شد.

کاسه ها و کوزه ها و گلدانها با آب طلا و رنگهای دیگر آراسته می شد و چه بسا نقشهای برجسته بر آنها نمودا ر  می گشت.

یک کوزه ساده سفالین پوششی از لعاب سیاه و فیروزه ای و آبی کم رنگ و نقشهای جالب آهو وابوالهول و خرگوش و یوز و جنگلی از برگها و ساقه های زیبا داشت. حتی مجسمه های سفالین می ساختند و آنها را با لعاب درخشان فیروزه ای می پوشانیدند.

بعضی از سفالینه های ری و کاشان با هفت رنگ آراسته می شد و پرداختن لعاب چنین ظرفهایی کاری بس دشوار بود و بایستی چندین بار آنها را در کوزه فرو بردند.

با به کار بردن رنگهای فراوان، هنرمند می توانست با ظرافت نقشهای ریز از مجالس دربار و شکار بپردازد و مایه خشنودی خاطر امیری شود که این کاشیها برای او آراسته می شد.

موضوع نقاشی یک کاسه بسیار زیبا از شاهنامه فردوسی گرفته شده است. در این کاسه بهرام گور را بر پشت شتری می بینیم که به شکار پرداخته و آزاده، نوازنده خویش را که چنگ می نوازد بر ترکش سوار کرده است. آزاده او را بر آن میدارد که پای پسین آهویی را به گوش او بدوزد و بهرام نیز بی درنگ چنین می کند. آزاده از این چیره دستی بهرام چندان شگفتی نشان نمی دهد و بهرام که خشمگین شده بود او را با تکان از پشت شتر به زمین می اندازد. هر دو واقعه را در یک تصویر می بینیم. آزاده هم بر پشت شتر دیده می شود و هم بر روی زمین ودر سوی چپ آهوی نگون بخت را نیز می بینیم.

این نقشهای زنده پرندگان و جانوران، که سفالکاران شیفته آنها بودند، در نقشهای برآورنده بر  پارچه های ابریشم و پارچه های زربفت و تکه های فلز کاری نیز دیده می شود. البته قطعات طلا کاری کمیاب است و هنرمندان بیشتر بر برنج و مفرغ کار می کردند و در سده دوازدهم ، یعنی قرن ششم هجری، درمس و سیم کنده کاری می کردند و نقشهای بدیع می پرداختند.

  فلزات گرانبها را به تکه های بسیار خرد در می آوردند و در مفرغ کاری می گذاشتند. به ترتیبی که دو سر هر تکه در جای خود در زمینه مفرغی فرو می رفت و استوار می شد.

یک طرح گل و بته و به شیوه اسلیمی همچون ریسمانهای بر روی یکدیگر گره خورده بود و یک تکه برنجی پدید آورده اند که بسیار زیباست. چون به این ظرف باریک شویم جانورانی را می بینیم که می دوند و عبارتهایی به خط کوفی به چشم می خورد که بر فراز آنها سر آدمیان پرداخته شده است. یک بخور سوز مفروغی به شکل شیری ساخته شده که بر تنش سوراخهایی پدید آمده تا بخور آن بیرون آید. سازنده این شیر نیز مانند پردازنده آن آهوی کوچک مدینه الزهرا درپی نمودار ساختن شیری به شکل طبیعی نبوده است. گردیهای تن شیر را هموار کرده و بر آن نقشها کنده است و نام امیر سلجوقی که سفارش ساختن بخوردان را داده با نام سازنده و تاریخ ساختن آن را نوشته است. این بخوردان به سال  577 هجری قمری ساخته شده و محل ساختن آن شاید خراسان باشد.

این هنر فلزکاری از ایران به بین النهرین و به ویژه به موصل آورده شد.

یک تنگ برنجی زیبا در ۶۳۰ هجری قمری برای یک امیر موصل ساخته شده است. سازنده آن نام خود را که شجاع باشد با نام شهر موصل بر آن کنده است . بر آن با قطعه های مس و سیم شکلهای هندسی و گل بته و تصویر جانوران و آدمیان همچون شکارگری بر اسب و یوزی و نقشهای مانند آن پدیدار کرده است. نقش یک گردآورنده شکار بر اسبی در پشت سر شکارگر برآورنده شده که آماده است از اسب بر زمین جهد و به دنبال آهوی در غلتیده بدود.

در میان کارهای فلزی موصل قلمدانهایی برنجین دیده می شود که یک نمونه آن در بعد آمده است، بر آن به خط کوغی عباراتی در ستایش نویسندگی و دانش پژوهی کنده شده و در میان دایره وارهایی بر سطح پیشین آن صور فلکی پرداخته شده است. در درون قلمدان دواتها و خاکستران برای خشک کردن مرکب و جای قلمها تعبیه شده است.

 

در این هنگام بسیاری از نسخه های خطی در ایران و بین النهرین فراهم می شد که اندکی از آنها به دست ما رسیده است، کهنترین مینیاتوری که در دست است در اندرزنامه که نسخه ای است خطی و مصور نوشته شده در گرگان به سال ۴۷۵ تا ۴۸۳ هجری قمری درج گردیده است. یکی از اتابکان آن بخش شاید خطاطانی در دربار خویش داشتند که کتاب برای کتابخانه او فراهم می کرده اند. همچنین در دربار خلیفه در بغداد مدارس تعلیم و خط و نقاشی در قرن سیزدهم برابر با قرن ششم دایر بوده است، حتی رساله های علمی را زیبا و رنگین می ساختند؛ در یک کتاب الادویه که ترجمه ای است از یک کتاب یونانی درباره خواص طبی گیاهان نقشی است از پزشکی که داروی سرفه می سازد. از اینها گذشته کتابهای مصوری از داستانهای جانوران تهیه می شد. یک نسخه زیبا از یک کتاب مقالات با داستانهای جالب، تصویری از داستان مردی تیزهوش دارد به نام ابوزیه که در آن شوخ طبعی هنرمند بس نیکو نمودار شده است.

سفارش کارهای فلزی موصلی از ثروتمندان حلب و دمشق و قاهره به این شهر می رسد و شاید از این شهر نسخه های خطی نفیس نیز با کاروانها به سوریه و مصر و آسیای صغیر برده می شد. در آغاز سده سیزدهم برابر با قرن ششم سلجوقیان آسیای صغیر حکومتی استوار ساخته بودند و سلطان علاالدین کیقباد سلجوقی در آن خطه با درایت و تدبیر فراوان فرمانروایی می کرد. 

 

این سلطان نه تنها شیفته کتاب و دانشمندان بود بلکه خود نقاشی بود که خط را نیکو می نوشت. همچنین درودگری می دانست و کمانهای سخت و کوتاهی ساخت که سلجوقیان به داشتن آنها و چیره دستی در هدفگیری بنام بودند.

پایتخت سلطان علاالدین شهر کهن قونیه بود. در این شهر وی مسجدهای زیبا و مدرسه های دینی و بازارها و کاروانسراها و بیمارستانهاو خانه های دلپذیر و باغهای سرسبز با نهرهای فراوان برآورده بود. دانشمندان و شاعران و هنرمندان و صنعتگران را در این شهر گرامی می داشت و مردم شهر دست نیایش برآورده بودند و با سر بلندی  می گفتند: « چون جهان را دیده ای اینک قونیه را    ببین ».

 

ترکان سلجوقی در آسیای صغیر

 

بزرگترین کاروانسراها یا خانه ها به دستور سلطان ساخته می شدند. یکی از برجسته ترین آنها که به روزگار سلطان علاالدین برآورده شد خان سلطان بود بر سر راه قونیه به عسکریه که شهری است در شمال آسیای صغیر. چون پس از سپردن راهی دراز کاروانیان و ستوران به خان  می رسیدند از دروازه ای بزرگ به حیاط می رفتند. در میان حیاط مسجد کوچکی بود بر فراز تپه ای سنگی که به پلکانی به صحن آن راه می جستند، در دو سوی حیاط اتاقهایی برای کاروانیان ساخته بودند که هر اتاق اجاقی داشت.

در هر خان گرمابه ای و کارگاه نعلبندی و انباری برای کالا و علیق بود. اصطبل در ته حیاط در اتاق بزرگ و بالاتر از زمین جای داشت که آخر ها در آن تعبیه کرده بودند. گروهی لازم در هر خان می زیستند که در میان ایشان دسته ای نوازنده بود برای سرگرم داشتن کاروانیان به هنگام شب و احیانا بیدار کردن ایشان در پگاه با آوای طبل و سرنا.

بیشتر این خانها از بزرگ و کوچک بر گرده همین طرح ساخته می شدند که اینکه بعضی از آنها دکانهایی داشتند که سوداگران کالای خود را در آن به فروش می گذاشتند. شیوه معماری این خانها ساده و پرمصالح بوده و تزئین تنها در ساختمان دروازه آنها به کار میرفته است. معماران ترک برای دروازه اهمیتی به سزا قابل بودند و دروازه خان سلطان که امروزه نیز بر پا است مانند ایوانهای مسجدهای ایرانی است.

بر ستونهای دو سوی دروازه خطهای برجسته موازی و مایل        می انداختند و در هر سو یک گل برجسته با نقشهای بسیار ظریف  می ساختند و در درون نیم گنبد بالای مدخل طرحهای گچبری مقرنس پدید می آوردند. این طرحهای مقرنس را بسیاری از معماران اسلامی به کار می بردند. در زمان سلجوقیان این طرحها بسیار ساده بود و از ردیفهایی از طاقهای کمانی کوچک بود که به چشم همچون کندو می نمود. شاید در مسجد جامع یا جمعه اسفهان بتوان شکل کهن و ریشه آن را دید. اگر به خاطر داشته باشید در گوشه های اتاقهای گنبد جنوبی و شمالی آن مسجد طاقهای کمانی کوچکی زده بودند.

ترکان آسیای صغیر در سده یازدهم برابر با قرن پنجم هجری از فرمان سلجوقیان عراق و خراسان سر پیچی کرده و استقلال یافته بودند با این همه معماری و هنر ایشان همچنان وابسته به ایران بود. هنرمندان ایرانی به آسیای صغیر می آمدند و در میان کسانی که به قونیه آمدند تا به سلطان علاالدین خدمت کنند شاید گروهی از کاشی سازان چیره دست کاشان نیز بودند.

بسیاری از پارچه های کاشیهای لعابی به شیوه ایرانی در ویرانه های کاخ سلطان علاالدین در کرانه دریاچه قونیه پیدا شده است. کاشیهای ستاره شکل با تصویر آدمیان بر پشت اسب یا چهارزانو نشسته و همچنین جانوران دیدنی و آنچنانکه خاص هنر سلجوقیان است آراسته شده است. کاشیهای آبی پررنگ و سیاه را در میان کاشیهای ستاره شکل کار می گذاشتند. کاشیهای لعابی بسیار شکننده و برای پوشانیدن سطح وسیع بسیار گران بود. هنگامی که کاشی سازان را برای مسجد قونیه آوردند تا آنجا را با رنگهای درخشان بیارایند، ایشان با قطعات کوچک لعابی موزائیک کار می کردند.

به جای آنکه نقشها را بر کاشی بشکند تکه های ریز لعاب خورده را به رنگهای گوناگون در کنا هم و بر پایه نقشی که داشتند. چون نقش کامل می شد ساروج به پشت آنها  می ریختند و تکه ها را به هم پیوند می دادند. تکه های کوچک  لعابی را می توان بر سطحهای منحنی و حتی مقرنسها پرفراز و نشیب محراب به کار برد. صنعتگران قونیه بیشتر کاشیهای فیروزه ای و آبی و ارغوانی را برای ساختن طرح گل و بته و ستاره ها به کار می بردند در میان آنها شکلهای هندسی به شیوه آرا سبک در هم با خطهای تزئینی کوفی برآوردند. بعدها چنانچه خواهیم دید همین شیوه با نرمی و انحنای رنگین برای پوشاندن دیوارهای مسجد و حتی گنبدها و مناره ها به کار بسته شد.

ساختمانهی سلطان علاالدین در قونیه سنگهای کنده کاری شده فراوان داشت. نقش طاووسها و شیرها و شیردالان و گیاهان در هم رفته و مخلوقات شگفتی که پیوند جانور و گیاه بودند، در سنگها فراوان کنده بودند. کنده کاریهای ناپخته ولی جالب از جنگاوران و کسان نشسته مانند آنها در سنگها پدید آوردند.

در کنده کاری چوب کار کمتری شده ولی ظرافت بسیاری دارد و به ویژه در ساختن اثاثه مسجدها از این گونه هنر می توان دید. درهای چوبی و منبرها و رحلها با نقشهای آرا سبک که با اسنادی کنده شده است در مسجدهای دیده می شود. مسجد بزرگ علاالدین در قونیه پس از تعمیر و وسعت بخشیدن آن به دست همین پادشاه به سال ۶۱۹ هجری قمری فرشهای بسیار زیبایی نیز به فرمان سلطان به مسجد پیشکش شد تا کف آنرا بپوشانند. بعضی از آنها صدها سال است که در آن مسجد نگهداری شده و هنوز هم در دست است.

تکه های از فرشهای کهنه تر از فرشهای بالا در مصر و آسیای میانه بافته شده است در سرزمین اسلامی فرش از مدتها پیش از سده سیزدهم برابر با ششم یا پنجم هجری بافته و به کار می رفته است، فرشهای ایرانی در قرن وسطی بنام بودند اما هیچ یک از فرشهای کهن به دست ما نرسیده است فرشهای قونیه از کهن ترین نمونه های فرش است که  تا کنون باز مانده است.

در این فرشها ناشیگری یا بدویت دیده نمی شود. اینها فرشهای بزرگی هستند با رنگهای روشن سرخ و گلی و آبی کم رنگ و پررنگ و سبز کم رنگ و زرد. طرح اینها هم مانند فرشهای متاخر متنی در وسط دارند و حاشیه ای در پیرامون. در مرکز ستاره های هندسی شکل چهارگوش و هشت گوش آرا سبک یا شتری پهلوی هم گذاشته شده حاشیه های پهن این فرشها با عبارتهای کوفی پوشیده شده ولی این خط را چنان ساده و متناسب ساخته اند که خود طرحی شده است زیبا و دیدنی.

فرشهای قونیه مانند فرشهای امروزی ترکیه با روشنی که آن را بافت ترکی خوانند بافته می شد. بافندگان داربست عمودی به کار می بردند که برای نخهای تابدار عمودا محکم کشیده شده بود. پشم کوتاه رنگین که طرح فرش را نمودار می ساخت دور دو نخ تابدار گره می خورد و ته آن بیرون گذاشته می شد. هنگامی که بافندگی و گره زنی تمام می شد و داربست پر می شد این سرهای پشم های بیرون مانده را با قیچی به اندازه یکسان می چیدند تا قالی نرم و صاف شود و شکل آن به چشم آید و رنگهای آن آشکار دیده شود.

 طراحان و بافندگان فرشهای قونیه در کار خویش استاد  بودند و گذشته ای بس دراز پدران آنها در آن صرف کرده و تجربه های فراوان اندوخته بودند. ترکان در زادگاه اصلی خویش در آسیای میانه از کهنترین زمانها هنگامی که تنها به تقلید از پوست جانوران پر پشم می پرداختند فرش می بافتند. قالیبافی از پیشه هایی است که بیابانگران به آن بسیار دلبستگی دارند. مواد آن در دسترس بود و پشم را از احشام و رنگ را از شیره گیاهان می گرفتند. فرشهای آماده شده به آسانی لوله می شد و از منزلی به منزل دیگر برده و چون بر کف چادر افکنده می شد چادر را مبدل به خانه ای گرم و دلپسند و راحت و رنگین می کرد؛ ترکان همچنانکه به سوی مغرب می رفتند هنر خود را با خویشتن می بردند و چون اسلام آوردند فرشهای آنها به مسجد راه یافت و بر روی آنها مومنان به هنگام نماز زانو می زدند و سجده می کردند. فرشهای پیشکش شده به مسجد قونیه خود گنجینه هایی هستند از هنر سلجوقیان و هدیه ای شایان از پادشاهان بزرگ چون سلطان علاالدین. پس از مرگ سلطان به سال ۶۳۵ هجری قمری معماری و هنر همچنان در آسیای صغیر رو به پیشرفت داشت. در این هنگام مشرق زمین گرفتار هجومی شد بس وحشتناک، مردمی دیگر از آسیاییان به نام مغول از سرزمین خویش که در دشتهای دور دست بود برای گرفتن شهرهای پرثروت اسلامی دندان تیز کرده و به راه افتاده بودند.

سر کرده ایشان چنگیز خان سوگند خورده بود که جهان را به زیر فرمان آورد و هیچ سپاهی نتواند در برابر او پایداری و ایستادگی کند.

تا ۶۲۵ هجری که چنگیز خان در گذشت آسیای میانه و شهرهای آبادان، بخارا و سمرقند و خراسان به زیر ستوران مغول در نوردیده شده بود از این پس نیروهای سلجوقیان در ایران ناپدید گشت.

پس از اندکی مغولان به گرد آوری سپاهی برای تاختن به اروپا پرداختند. قفقاز و جنوب روسیه را به باد غارت دادند و در ۶۴۱ هجری به آسیای صغیر تاختند و سلجوقیان آنجا فرمانبردار ایشان شدند در ۶۵۶ هجری بدترین شوربختی نیز فرارسید و آن ویرانی بغداد و کشتن خلیفه بود. جهان اسلامی از هراس به حیرت آمده بود؛ مسیحیان و مسلمانان هر دو از بیم نامردان جهانگیر که از اسب تاختن و نبرد آزمایی خسته نمی شدند و همه جا را به آتش و خون می کوشیدند و غارت می کردند و هزاران تن را می کشتند؛ برخود می لرزیرند. ویرانیهای بر جای گذاشته مغولان بس وحشتناک و کشتاری که می کردند باور نکردنی بود. شهرها نه تنها به باد چپاول و غارت می رفتند، با خاک یکسان شدند. آثار هنری بسیار گرانبها نابود شد کف ویرانه ها با سفالینه- های خود پوشیده شد. کتابخانه ها سوختند و کتابها را پاره کردند و بر زمین گستردند تا اسبان مغولان بر روی آنها بخوابند.

سرانجام چون مغولان به سال ۶۵۹ هجری به فلسطین تاختند با سپاه مصر روبه رو شدند؛ این سپاه که در فرمان سپهسالاری از ترکان به نام بیبوس بود مغولان را پس راندند و ایشان به سرزمین ایران و عراق باز آمدند.

ارسال نظر