X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

واقع گرایی و تربیت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

واقع گرایی و تربیت

واقع گرایان طبیعی یا علمی ، جهان را مستقل از ذهن و زیر سیطره قوانین طبیعی می دانند و می گویند وظیفه علم است که به شناخت هستی طبیعی بپردازد .

اما واقع گرایان عقلانی یا تعقلی معتقد به دو بعد جسم و روح در کل وجود انسان هستند . آنها انسان را با وجود جسمانی – روحانی بودنش به صورت یک کل مورد توجه قرار می دهند ؛

واقع گرای عقلانی غرض اصلی از تربیت را سعادت انسان می پندارد

واقع گرایی و تربیت

واقع گرایان طبیعی یا علمی ، جهان را مستقل از ذهن و زیر سیطره قوانین طبیعی می دانند و می گویند وظیفه علم است که به شناخت هستی طبیعی بپردازد .

اما واقع گرایان عقلانی یا تعقلی معتقد به دو بعد جسم و روح در کل وجود انسان هستند . آنها انسان را با وجود جسمانی – روحانی بودنش به صورت یک کل مورد توجه قرار می دهند ؛

واقع گرای عقلانی غرض اصلی از تربیت را سعادت انسان می پندارد ؛

هستی شناسی واقع گرایان

کسانی که معتقد بودند مفاهیم کلی ، ما بازای خارجی – یعنی وجود واقعی – دارند واقع گرا یا رئالیست خوانده می شدند. اما مفهوم واقع گرایی امروز با این مفهوم قدیمی یا کلاسیک آن متفاوت است . واقع گرایی معاصر به معنی اعتقاد به وجود خارجی و عینیت اشیا و امور است .

واقع گرایی به مکاتب فرعی مختلف تقسیم می شود که عمده ترین آنها عبارت اند از : واقع گرایی قدیمی (classial realism ) یا واقع گرایی عقلانی ( rational realism ) و در برابر آن واقع گرایی طبیعی ( natural realism ) یا واقع گرایی علمی (scientific realism )

 

 

هستی شناسی واقع گرایی عقلانی

واقع گرایی عقلانی یا تعقلی ، که با عناوین واقع گرایی سنتی و واقع گرایی کلاسیک هم شناخته می شود ، مستقیماً از اندیشه های ارسطو متأثر است .

ایده افلاطونی در مکتب ارسطو ، کلی طبیعی یا کلی نوعی خوانده می شود ؛ که عبارت از ماهیت هر نوع یا جنس است ؛

ماده یا هیولا (hule لغت یونانی ) عبارت از امکان و شدن یا قوه محض است ؛ ینی ماده پذیرند صورت است ؛

صورت یا فعل عبارت است از شدن چیزی ؛

از دیدگاه ارسطو ویژگی مهم ماده ( موجود بالقوه ) تحول و حرکت است که نیروی محرکه آن هم صورت است .

واقع گرایان عقلانی در این نکته توافق دارند که جهان مادی واقعی و مستقل از ذهن وجود دارد ؛ اما واقعیت را منحصر به جهان مادی نمی دانند . سن توماس آکومائیناس (St. Thomas Aquinas ) بنیان گذار واقع گرایی دینی – فلسفه مسیحی جدید – که فلسفه رسمی  کلیسای کاتولیک است ، عقیده دارد که جهان مادی واقعی است ؛ ولی تمام جهان نیست .

هستی شناسی واقع گرایی طبیعی یا رئالیسم جدید

اصل اساسی در این نوع واقع گرایی این است که ماده ، واقعیت نهایی است .

جهان ، واقعیتی است برای خود . پر معنی ترین مشخصه آن این است که دایمی ، و پایدار است . تغییر در آن برطبق قوانین ثابت طبیعت صورت می گیرد.

به طور کلی ، واقع گرایان طبیعی به مسائل غیر تجربی با شک و تردید می نگرند ؛

انسان از دیدگاه واقع گرایان عقلانی

واقع گرایان عقلانی به پیروی از ارسطو معتقدند که انسان موجودی جسمانی – روحانی (psychophysical ) است .

روح دارای دو وظیفه بنیادی است : شناختن و خواستن . شناخت یا حسی و ادراکی است که فهم (intellect ) نامیده می شود ؛ یا استدلالی که در این صورت عقل یا خرد (ration  ) نام دارد . خواستن ؛ واکنشی همانند همه واکنشهای  دیگر است و به روح تعلق دارد . همان طور که عقل می تواند ماهیات غیر مادی را بشناسد اراده نیز می تواند آنها را بخواهد.

انسان از دیدگاه واقع گرایان طبیعی یا علمی

واقع گرایان طبیعی عقیده دارند که انسان موجودی زیستی – اجتماعی (biosocial ) است که پیوسته از محیط طبیعی و اجتماعی خود متأثر است . این تأثیر به گونه ای است که چگونگی شدن او را معین می کند . بنابراین ، نه تنها انسان دارای اراده آزاد نیست بلکه تابع جامعه و طبیعت است .

به نظر واقع گرایان طبیعی ، انسان باید به مقتضای طبیعت زندگی کند و از دستوراتی که مخالف با حیات زیستی وی باشند تبعیت نکند . « او باید تمام امیال و غرایز طبیعی و عادات خویش را رها کند تا به مقتضای خود عمل کنند »

اغلب واقع گرایان طبیعی منکر اراده انسان و آزاد و مختار بودن او هستند ؛ و اظهار می دارند که فعالیتهایی که از انسان سر می زند نتیجه نیازهای بدنی و درونی او هستند.

آزادی انتخاب یا اعمال اراده در انسان ، در واقع همان تعین علی (causal determination  ) یا جبرعلی است .

تأثیر هستی شناسی و انسان شناسی واقع گرایان در تربیت

تأثیر هستی شناسی و انسان شناسی واقع گرایان عقلانی در تربیت

اساس هستی شناسی واقع گرایی عقلانی نظریه قوه و فعل ، یا امکان واقعیت ارسطو است که معتقد بود باید میان وجود بالفعل و بالقوه فرق گذاشته شود. هر پدیده ای در صورت فعلیت خود آن چیزی است که هست ؛ و در صورت بالقوه بودن آن چیزی می تواند باشد که فعلاً نیست .

یکی از عوامل مهم وحدت بخشیدن به شخصیت انسان جامعه ای است که فرد در آن زندگی می کند .

کمینوس ، یکی دیگر از واقع گرایان عقلانی ، می گوید : انسان تنها از طریق تولد بیولوژیکی ( زیستی ) انسان نمی شود . اگر فرق است یک فرد ، انسان شود باید فرهنگ انسان به استعدادهای بالقوه او شکل و جهت بدهد . کمینوس ، تربیت را به صورت شکل دادن به استعدادها تعریف می کند و مدرسه را کارخانه واقعی آدم سازی می نامد .

شناخت  شناسی واقع گرایان طبیعی

فرانسیس بیکن ، یکی از پایه گزاران مکتب واقع گرایی طبیعی و تجربه گرایی در معرفت شناسی ، عقیده داشت که ماباید مشاهدات و محسوسات را پایه معرفت و علم قرار مدهیم و از طریق مشاهده و تجربه ، جزئیات مختلف جهان را از جنبه های مختلف مطالعه کنیم . با تنظیم معلومات جزئی به دست آمده ، از راه استقرا به استخراج کلیات بپردازیم .

به نظر جان لاک . ذهن انسان مانند لوح سفیدی (blanch slate ) است که چیزی در آن نقش نشده است . معلومات به تدریج از طریق محسوسات و تجارب حسی در آن نقش می بندند و انسان صاحب تصور یا پندار می شود.

شناخت شناسی واقع گرایان عقلانی

واقع گرایان عقلانی ضمن پذیرفتن امکان شناختن نقس امر ( جهان همان گونه که هست ) تأکید می کنند که شناخت نمی تواند امری صرفاً مادی باشد. شناخت حسی تنها محسوس مادی را ادراک می کند و هرگز نمی تواند مفهوم نیستی را همانند هستی در کند ؛ در صورتی که عقل هر دو مفهوم را به یک اندازه می شناسد .

 

 

تأثیر شناخت شناسی واقع گرایان طبیعی در تربیت

امروز بیشتر واقع گرایان طبیعی در تربیت کودکان از دیدگاههای روانشناسان رفتارگرا سود می جویند . یادگیری در این دیدگاه چیزی جز ایجاد ارتباط میان پدیده ها یا همجوار بودن رویدادها نیست . و همین همجواری یا ایجاد ارتباط باعث می شود که ما چیزی را یاد بگیریم ؛

تأثیر شناخت شناسی واقع گرایان عقلانی در تربیت

نظم طبیعی حیات انسان وقتی مشخص یادرک می شود که یک هدف عقلانی تمام فعالیتهای او را هدایت کند.

واقع گرایان عقلانی به تجزیه فرایند یادگیری به اجزای کوچک مخالف اند ؛ و اظهار می دارند که ما در حقیقت ، هر پدیده ای را به صورت یک کل درک می کنیم و افکار ما از تصورات و ادراکات کلی معینی تشکیل یافته اند.

هدف و محتوای تربیت

در مکتب واقع گرایی محتوای برنامه آموزشی به گونه ای تدارک دیده می شود که شاگردان ضمن اندوختن دانش به تدریج با راه و رسم زندگی و نیز نحوه برخورد با مشکلات آشنا شوند.

برای رسیدن به چنین منظورهایی به شاگردان دروسی را می آموزند که آنان را در همسازی با محیط طبیعی و اجتماعی به کار آید . این مواد درسی عبارت اند از :

۱٫ ابزارهای تفکر و تفاهم شامل :

۲٫ علوم طبیعی و تجربی

۳٫ علوم مربوط به بررسی جامعه انسانی

اهمیت تحقیق و پیشرفت علمی مورد تأکید واقع گرایان معاصر است که موجب پیدایش رویکردهای نوین در فرایند تربیت شده است .

روشهای تدریس

روشهای تدریس در دیدگاه واقع گرایی طبیعی ، یا علمی بریافته های روان شناسان تجربی و رفتار گرا استوار است و در دیدگاه واقع گرایی عقلانی مبتنی بر نظریه های روانشناسان شناختی است .

واقع گرایان عقلانی نیز در تدریس از رویکرد تعیین هدف و ارزیابی نتایج آموزشی بر مبنای آنها استفاده می کنند ؛ اما به عرضه کلی مطلب بدون توجه به اجزای آن تأکید می ورزند .

روشهای تدریس مکتب واقع گرایی مبتنی بر مشاهده ، آزمایش و تجربه و حل مسئله و تعقل است و از یافته های هر دو گروه رواشناسان رفتارگرا و رواشناسان شناختی سود می جویند واقع گرایان از روش سخنران نیز در تدریس استفاده می کنند.

 

 

ارزش شناسی واقع گرایان

واقع گرایان در این که ارزش های بنیادی در اساس صورت ثابتی دارند با هم توافق نظر دارند . به اعتقاد آنها ارزشها همانند سایر  اشیا ، کاملاً مستقل از ما وجود دارند .

آنچه بین واقع گرایان عقلانی و طبیعی در این مورد تفاوت ایجاد می کند دو چیز است . اول این که از نظر واقع گرای طبیعی هر چیز سازگار با طبیعت ، دارای ارزش است دوم این که ارزشها واقعیت اجتماعی را منعکس می کنند و با تغییر این واقعیتها تغییر می کنند . بنابراین ، باید میان شیئی حامل ارزش ، خود ارزش و نگرش انسان به آن ارزش تفاوت قائل شویم .

اما واقع گرایان عقلانی معتقدند که برای ارزشها در جهان شالوده هایی وجود دارد که ریشه آنها در ساخت وجودی و روابط انسان قرار گرفته است ؛

تأثیر ارزش شناسی واقع گرایان در تربیت

تأثیر ارزش شناسی واقع گرایان طبیعی در تربیت

واقع گرایان طبیعی یا علمی به منظور تربیت انسان توصیه می کنند که هر چیز سازگار با طبیعت او دارای ارزش است . غایت تربیت این است که انسان بر اساس مقتضیات طبیعت زندگی کند.

تأثیر ارزش شناسی واقع گرایان عقلانی در تربیت

واقع گرایان عقلانی با الهام از اعتقاد به ثابت بودن ارزشهای بنیادی  و ترکیب انسان از روح و جسم اظهار می دارند که تربیت اخلاقی شاگردان شامل آراستن آنها به فضائل روحانی یا معنوی است . از نظر آنان ، غایت فعالیتهای انسان سعادت است ؛ و سعادت در واقع ، همانند فرایندی کامل برای یک انسان عاقل تلقی می شود.

آن دسته از واقع گرایان که الهی فکر می کنند و به واقع گرایان دینی مشهورند. بنیاد اخلاقی خود را مبتنی بر رضایت خداوند  و مقربان درگاه او می دانند. به نظر آنان خداوند به انسانم نیروی عقل را عطا فرمود تا به وسیله آن بتواند فضیلت را از غیر آن دریابد ؛ و به این ترتیب وسیله تکامل و رستگاری روح خود را فراهم کند .

نقد و بررسی تربیت بر پایه واقع گرایی فلسفی

بر مبنای دیدگاه  واقع گرایی ، تربیت ، شامل هر دو جنبه جسمی و روحی انسان است ؛ و دیدگاه واقع گرایی طبیعی با وجود توجه به جنبه های روانی – البته با برداشتی متفاوت – سعی در تدارک تربیت برای انسان است که بیشتر مبنای زیستی – اجتماعی دارد . دیدگاه اول که متأثر از نظریه های ارسطو است انسان را به صورت یک کل مادی و معنوی در نظر دارد ؛ اما دیدگاه دوم که متأثر از نظریه های تجربه گرایان و حس گرایان است او را به صورت موجودی زیستی و اجتماعی می نگرد . بنابراین ، فرایند تربیت و ویژگیهای انسان های تربیت شده در این دو مکتب کاملاً متفاوت از یکدیگرند.

واقع گرایان طبیعی اساساً در مورد معنی تجربه نیز به خطا رفته و فراموش کرده اند که تجربه انسان صرفاً عملی ماشینی و انفعالی نیست . تنها تحریکات عالم خارج در ذهن انسان راه ندارد؛ بلکه ویژگیهای خود ذهن انسان راه ندارد ؛ بلکه ویژگیهای خود ذهن یا ساخت ذهنی انسان نیز در تجارب او موثرند.

واقع گرایان طبیعی ، اراده و آزادی انسان را نیز با همان پیش فرضهایی که به سستی و نادرستی آنها اشاره کردیم انکار می کنند. آنها آزادی اراده انسان را همان تعین علی تلقی می کنند . بعضی دیگر نیز آزادی اراده را نه امری فطری برای انسان بلکه حق طبیعی تلقی می کنند و می گویند تأمین این حق جزو هدفهای اساسی زندگی است و این خود ما هستیم که در جریان تربیت آنها را آماده برخورداری از این حق طبیعی می کنیم. بنابراین نظر ، اراده چیزی نیست که در وجود انسان باشد بلکه حقی است که باید برای او قایل شد.

واقع گرایان عقلانی تا حدود زیادی به این جنبه های زندگی انسان توجه دارند ؛  و دریافت کامل ماهیت اشیا را نه از توانایی حواس : بلکه ناشی از قدرت عقل و خرد می دانند.

اما واقع گرایان طبیعی حتی بنیاد اخلاقی را هم منوط به تحقیق علمی و تجربی می کنند . به زعم واقع گرایان طبیعی نیک و خیر همان است که به تجربه ، مفید بودن آنها به اثبات رسیده باشد .

نقش معلم در مکتب واقع گرایی مواجه کردن شاگردان باواقعیت های موجود زندگی و هدایت آنها به سوی زندگی سالم وخوب است ؛

مکتب واقع گرایی روی نکات اصلی زیر تأکید می ورزد :

* جهان با ساختمان طبیعی و با نظمی خاص و مستقل از ما وجود دارد .

* انسان قادر است جهان را همان طور که هست بشناسد ؛ یعنی صفات اشیا و پدیده ها به همان شکلی که انسان آنها را می شناسد – به جز خطاهای حاصل از نحوه ادراک – وجود دارند .

* شناخت انسان نسان می دهد که جهان پیش از شناخت ما از آن وجود داشته است و به این که آن را بشناسیم یا نشناسیم بستگی ندارد .

* از نظر واقع گرایان طبیعی تجربه معیاری برای شناخت واقعیت است ؛ ولی واقع گراتیان عقلانی علاوه بر تجربه ، عقل را هم در شناخت سهیم می دانند .

 

ارسال نظر