X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ویژگی های سازمان صنعتی خلاق ونوآور

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

درجهان صنعتی و فراصنعتی معاصر شتاب فزاینده تحولات به حدی است که علوم ومعارف بشری تقریبا در هر ده سال دوبرابر می شود. در رشته برق این مدت حدود ۵ سال ،در رشته الکترونیک حدود ۳ سال و در رشته کامپیوتر حدود یک سال برآورد شده است .بدون تردید با گذشت زمان این روند با شتاب یشتری تداوم خواهدیافت

جامعه جهانی امروز پیوسته دچار تحول و دستخوش دگرگونی است . برای زیستن درچنین محیط متغیر و بی ثباتی ، مدیریت خلاق ضرورت می یابد. صاحبنظران یکی ازمهمترین و بارزترین ویژگیهای عصر اطلاعاتی و نرم افزاری را که ما هم اکنون در آن به سرمی بریم پیش بینی ناپذیری و عدم رویت روند امور و تحولات آینده می دانند. در این شرایط تنها خلاقیت و نوآوری مدیران است که می تواند حتی از ابهام و عدم وضوح نیزفرصت بسازد و راه را به سوی قله های پیروزی بگشاید.

 

 

امروزه تقریبا تمام کشورهای جهان درجهت افزایش بهره وری و بهبود وضعیت اقتصادی درپی خلاقیت و نوآوری هستند و یکی از دلایل عمده اهمیت فزاینده خلاقیت و نوآوری ایجاد رقابت بین کشورهای مختلف درحال توسعه است .

مدیران می توانند بر خلاقیت کارکنان تاثیر بگذارند که نتیجه آن می تواند شرکتی به واقع نوآور باشد که در آن خلاقیت نه تنها به بقاء خود ادامه می دهد بلکه درعمل رشد وبالندگی نیز دارد.

خلاقیت به عنوان یک نیاز عالی بشری در تمام ابعاد زندگی او مطرح است و عبارت از تحولات دامنه دار و جهشی در فکر و اندیشه انسان است .

تعریف خلاقیت

از خلاقیت "CREATIVITY" تعریف های زیادی شده است . برخی خلاقیت ونوآوری را با تغییر برابر دانسته و برخی با انطباق برابر گرفته اند و برخی هم خلاقیت ونوآوری را امری فراتر از تغییر و انطباق می دانند. در اینجا برخی از تعاریف مهم راموردبررسی قرار می دهیم :

خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان ;

خلاقیت به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است ;

خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک انگاره یا اندیشه جدید در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن یک محصول جدید است ;

خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرزی نوین .

الف – تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی :

خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است . تفکر عبارت است ازفرایند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت .

تفکر بر دونوع است : ۱ – تفکر همگرا; ۲ – تفکر واگرا

۱ – تفکر همگرا عبارت است از فرایند بازآرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت .

۲ – تفکر واگرا عبارت است از فرایند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت ، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.

براساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویرسازی ذهنی دارد این توانایی عبارت است از فرایند تشکیل تصویرهایی از پدیده های ادراک شده در ذهن و استمرار آن پس از غیبت آن پدیده ها.

به طورخیلی ساده خلاقیت یعنی فرایند تولید فکر و اندیشه نو و به عبارتی خلاقیت یعنی اندیشه زایی .

ب – تعریف خلاقیت از دیدگاه اجتماعی

خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راههای جدید برای انجام دادن بهتر کارها;

خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل ;

خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرحهای نوین برای تولیدات و خدمات جدید.

ج – تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی

خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقا کمیت یا کیفیت فعالیتهای سازمان "مثلا افزایش بهره وری ، افزایش تولیدات یا خدمات ، کاهش هزینه ها، تولیدات یاخدمات از روش بهتر، تولیدات یا خدمات جدید و…".

در دایره المعارف علوم اجتماعی از خلاقیت چنین تعاریفی ذکر شده است : "برخی آن را توانایی هستی بخشیدن به پدیده ای جدید تعریف کرده اند وعده ای دیگر آن را نه به عنوان توانایی بلکه به عنوان فرایند روانشناختی با فرایندهایی که ازطریق آنها محصولات جدید و ارزشمند خلق می شوند، تعریف کرده اند.

به طورکلی برای ارائه تعریف دقیقی از خلاقیت باید ابتدا جایگاه نوآوری را مشخص کرد.

نوآوری INNOVATION""

منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است ، به عبارت دیگرنوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته ;

نوآوری همانا ارائه محصول ، فرایند وخدمات جدید به بازار است ;

نوآوری به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است .

بنابراین ارتباط بین خلاقیت و نوآوری را می توان به صورتهای زیر ترسیم کرد:

خلاقیت همانند به وجودآوردن یک محصول جدید است اما نوآوری به چگونگی فرایند به عمل آوردن این ایده جدید گفته می شود.

خلاقیت بیشتر یک فعالیت فکر و ذهنی است و نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد ودرحقیقت محصول نهایی عمل ، خلاقیت است .

 ویژگیهای افراد خلاق

برخی این تفکر نادرست را دارند که خلاقیت در انحصار دانشمندان یا هنرمندان است . امروزه دانشمندان معتقدند خلاقیت و نوآوری مختص افراد خاصی نیست و تمام افراد می توانند درجهت آن کوشش کنند و بیان می دارند که انسانها در هر سطح سازمانی ودر هر رده شغلی قدرت خلاقیت ، تفکر و اندیشه را دارند. برخی از مکاتب فکری هم معتقدند که خلاقیت قابل آموزش و یادگیری است . روانشناسان سعی داشته اند تامشخصات افرادی که دارای سطح بالایی از خلاقیت هستند مشخص کنند، "استیز"عوامل زیر را برای افراد خلاق بیان داشته است :

۱ – سلامت روانی و ادراکی : توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده به طور سریع ;

۲ – انعطاف پذیری ادراک : توانایی دست کشیدن از یک قاعده و چارچوب ذهنی ;

۳ – ابتکار: توانایی در ایجاد و ارائه پیشنهادهای جدید;

۴ – ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی : توجه کردن و درنظرگرفتن چالشهای جدیدمسائل پیچیده ;

۵ – استقلال رای و داوری : متفاوت بودن از همکاران در ارائه نظرات و اندیشه های نو.

عده ای دیگر ویژگیهای افراد خلاق را به صورت زیر دسته بندی می کنند:

۱ – خصوصیات ذهنی

کنجکاوی

دادن ایده های زیاد درباره یک مساله

ارائه ایده های غیرعادی

توجه جدی به جزئیات

دقت و حساسیت نسبت به محیط به خصوص به نکاتی که درنظر دیگران عادی به شمارمی روند

روحیه انتقادی

علاقه وافر به آزمایش کردن و تجربه

نگرش مثبت نسبت به نوآفرینی

۲ – خصوصیات عاطفی

آرامش و آسودگی خیال

شوخ طبعی

علاقه به سادگی و بی تکلمی در نوع لباس و جنبه های گوناگون زندگی

دلگرمی و امید به آینده

توانایی برقراری ارتباط عمیق و صمیمانه با دیگران

اعتماد به نفس و احترام به خود

شهامت

۳ – خصوصیات اجتماعی

پیش قدمی در قبول و رویارویی با مسایل

مسئولیت پذیری و توانایی سازمان دادن به فعالیت های گوناگون

قدرت جلب حس اعتماد و اطمینان دیگران

فرایند و مراحل خلاقیت

۱ – جذب ABSORPTION": اولین مرحله جذب یا فریفته شدن نسبت به یک موضوع است که اغلب احتیاج به اطلاعات جدید دارد.

۲ – الهام "INSPIRATION": این مرحله بسیار سریع اتفاق می افتد و تعریف یا مشاهده آن بسیار مشکل است . به عبارت دیگر قبل از وقوع ، از آن هیچ آگاهی نداریم . بعضی اوقات مواداولیه آن "مرحله اول " با ایده یا راه حل همراه می شود.

۳ – آزمایش "TESTING": در این مرحله ایده به وجودآمده آزمایش می شود تا اینکه معلوم شود مفید و مولد هست یا خیر.

۴ – پالایش "REFINEMENT": در این مرحله ایده به منظور کاربردی کردن و مصرف عملی آن اصلاح می شود. مراحل سوم و چهارم زمان زیادی احتیاج دارد تا جایی که ادیسون             می گوید استعداد یا الهام یک درصد کار است و ۹۹% آن سخت کوشی است .

۵ – فروش "GNILLES": مرحله آخر فرایند خلاقیت ، مرحله ای است که اکثر خلاقیتها راخنثی و ناکام می کند. این مرحله ابتدا باید درون سازمان اتفاق افتد به این معنی که ابتداافراد صاحب اختیار باید ایده را بخرند یا قبول کنند و بعد از تعهد به آن ، باید به مشتریان خارج از سازمان ارائه کرد.

عده ای دیگر مراحل خلاقیت را شامل چهار مرحله می دانند که عبارتند از:

۱ – دوره آمادگی : در این دوره ابتدا شخص درمورد موضوع با مساله موردنظرش به جستجوی اطلاعات می پردازد و سعی می کند موضوع را به خوبی بشکافد تا ریشه آن رادریابد. همچنین سعی می کند پیش فرضهای ذهنی درست و غلط درباره موضوع رابشناسد تا نهایتا به ایده های مختلفی دست یابد.

۲ – دوره خواب "پرورش ": چنانچه فرد بعداز دوره اول به نتیجه نرسد بعداز مدتی دچاردلسردی ، ناامیدی ، عصبانیت و احتمالا شک نسبت به توانایی های خود می شود. لذا دراین هنگام است که کار متوقف می شود حتی برای ساعتی یا هفته ای و بلکه ماهها وسالها، در این دوران موضوع به ضمیر ناخودآگاه سپرده می شود، در این زمان ممکن است فرد هر لحظه به راه حل مساله دست یابد مثلا هنگام خواب ، ورزش یا در مهمانی و سایراوقات .

۳ – دوره بصیرت "روشنی ": بعداز سپردن موضوع به ضمیر ناخودآگاه ، شخص بایدحواس خود را با امواج و فرکانس های ارسالی از آن منبع لایزال و پرقدرت تنظیم ودرواقع چشم به راه و گوش به زنگ باشد تا اشاره های رسیده را جذب ، ثبت و درک کند.

۴ – دوره آزمایش و ارزش گذاری : راه حلی که در مرحله سوم به ذهن شخص می رسددرواقع راه حلی کلی است که لازم است ابتدا آزمایش و سپس مطابق وضع موردنیازشکل داده شود و نهایتا کاربردهای مختلف آن مشخص گردد.

فرصتهای خلاقیت

درحقیقت خلاقیت هایی وجود دارد که از نبوغی آنی سرچشمه گرفته است به هرحال بیشترین خلاقیت ها و خصوصا خلاقیت های موفقیت آمیز ناشی از یک انتخاب آگاهانه وهدفدار در فرصت های خلاقیت است . فرصت هایی که فقط در برخی شرایط حاصل می شود. فرصت های خلاقیت در چهار گروه فرصت داخلی و سه گروه فرصت های خارجی تقسیم بندی شده است :

وقایع غیرمنتظره : مثل شکستها یا موفقیت های غیرمنتظره ;

ناسازگاری ها: مثل تحویل دادن محموله ها "خدمات " در نیمه شب که ناشی از درک ناسازگاری بین زمان درخواست مشتری و زمان کار شرکتهاست ;

نیازهای فرایندی : مثل نیاز فرایند تولید به سرعت ، ایمنی ، باکیفیت بالاتر;

تغییرات در صنایع و بازارها: مثل پیشرفت تکنولوژی ، گرایش مشتریان ، افزایش یاکاهش رقبا.

سه فرصت خارجی در محیط علمی و اجتماعی سازمان نیز عبارت است از:

تغییرات جمعیتی : مثل تاسیس آسایشگاه سالمندان یا کانون بازنشستگی به دلیل کاهش نیروی جوان ;

تغییر نگرش : مثل گرایش به تندرستی با ورزش ;

دانش جدید: مثل صنعت ویدیو، ماهواره ، کامپیوتر، فیبر نوری .

نقش این منابع بسته به طبیعت ریسک دشواری و پیچیدگی آنها متفاوت است وزمینه خلاقیت می تواند در آن واحد توسط بیش از یک گروه فراهم شود. به هرحال مواردفوق اکثریت بالایی از تمامی فرصتهای خلاقیت را تشکیل می دهد.

نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری

این نقش و اهمیت را می توان از سه جنبه کلی ، فردی و سازمانی موردبررسی قرارداد:

الف " نقش و اهمیت خلاقیت ازجنبه کلی و عمومی

۱ – خلاقیت و نوآوری یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص انسان ومظهر خلیفه الهی انسان در کره زمین است ;

۲ – مجموعه تمدن انسان محصول خلاقیت ها و نوآوری های انسان است ;

۳ – ادامه حیات انسان بدون خلاقیت و نوآوری امکان پذیر نیست ;

۴ – خلاقیت و نوآوری یکی از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است ;

۵ – خلاقیت و نوآوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است ;

۶ – خلاقیت و نوآوری موجبات رشد و توسعه اقتصادی ، علمی ، صنعتی را فراهم می سازد;

۷ – همه سازمانها و کارخانه ها و کلیه تولیدات و محصولات و خدمات حاصل خلاقیت و نوآوری است ;

۸ – جوامع پیشرفته تر دارای خلاقیت ها و نوآوریهای بیشتری هستند.

ب " نقش واهمیت خلاقیت ونوآوری ازجنبه فردی

۱ – خلاقیت و نوآوری عامل رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خودشکوفایی ;

۲ – خلاقیت و نوآوری عامل موفقیت های فردی ، شغلی و اجتماعی .

ج " نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری ازجنبه سازمانی

۱ – خلاقیت و نوآوری عامل پیدایش سازمان ;

۲ – خلاقیت و نوآوری عامل تولیدات و خدمات ;

۳ – خلاقیت و نوآوری عامل افزایش کمیت ، تنوع تولیدات و خدمات ;

۴ – خلاقیت و نوآوری عامل افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و موفقیت در رقابت ;

۵ – خلاقیت و نوآوری عامل کاهش هزینه ها، ضایعات و اتلاف منابع ;

۶ – خلاقیت و نوآوری عامل افزایش انگیزش کاری کارکنان سازمان ;

۷ – خلاقیت و نوآوری عامل ارتقا سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان سازمان ;

۸ – خلاقیت و نوآوری عامل ارتقا بهره وری سازمان ;

۹ – خلاقیت و نوآوری عامل موفقیت مجموعه مدیریت و کارکنان سازمان ;

۱۰ – خلاقیت و نوآوری عامل رشد و بالندگی سازمان ;

۱۱ – خلاقیت و نوآوری عامل تحریک و تشویق حس رقابت ;

۱۲ – خلاقیت و نوآوری عامل کاهش بوروکراسی اداری "کاهش پشت میزنشینی ومشوق عمل گرایی ";

۱۳ – خلاقیت و نوآوری عامل تحریک و مهیاکردن عوامل تولید.

ویژگیهای سازمان خلاق

برخی از ویژگیهای سازمان خلاق عبارتند از:

۱ – رقابت کامل و فشرده است : در یک سازمان درصورتی خلاقیت صورت می پذیرد که رقابت کامل در آن حاکم باشد.

۲ – فرهنگ : یکی از عوامل عمده ای که به بالندگی مدیریت کمک می کند فرهنگ مردم است . برپایه یک فرهنگ خوب ، اتلاف وقت گناه محسوب می شود. بدیهی است درچنین بستر مناسبی جهت رقابت ; خلاقیت یا سازمانهای پویا بهتر شکل می گیرد.

۳ – دسترسی به مدیران : در سازمانهای خلاق بر این اعتقاد هستند که دانش در سطح سازمان به وفور پراکنده شده است و مدیران به راحتی می توانند افکار و نظرات دیگران رامستقیم و بدون واسطه دریافت کنند.

۴ – احترام به افراد: ویژگی دیگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آنها باور دارند که می توانند همگام با نیازهای سازمان ، رشد کنند.

۵ – ارائه خدمات مردمی : هدف نهایی در این سازمانها توجه به نیازمندیهای اجتماع وجلب رضایت آحاد مردم است .

۶ – در سازمان خلاق افراد دارای یک تخصص ویژه نیستند و این امکان را دارند که برای قرارگرفتن درجایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند;

۷ – کارگروهی ;

۸ – روابط دائمی و بلندمدت کارکنان با این نوع سازمانها و درنتیجه برخورداری آنها ازامنیت شغلی از دیگر ویژگیهای این سازمانهاست ;

۹ – استقبال مدیران از عامل تغییر: در این سازمانها تمامی مدیران ، مساله تغییر را به عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می دانند و با خشنودی آن را پذیرفته و در برابر آن مقاومت نمی کنند. طبیعی است در چنین سازمانی ضرورت ندارد که مدیر بخش زیادی از وقت خود را برای جلوگیری برخورد با تغییرات اختصاص دهد زیرا همه به این باور رسیده اندکه تغییر یک ارزش مثبت است .

منابع نوآوری

منابع نوآوری را به دو منبع درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم می شود:

۱ – منابع نوآوری درون سازمانی : – پرسنل

نمایشگاه – مشاوران – مدیرعامل – واحد فروش – توزیع کنندگان .

۲ – منابع نوآوری برون سازمانی : – شرکتهای تحقیقاتی – بازار و رقابتمشتریان .

بیشترین عامل و منبع نوآوری در سازمانهای موفق مطلوب به ترتیب مربوط به پرسنل ، تحقیقات ، بازار و رقبا و مشتریان است .

نیازهای سازمان خلاق

نیاز به توجه ، اعتماد، احترام ، تشویق و حمایت ;

نیاز به آزادی درانتخاب نقش خود در سازمان ;

نیاز به آزادی درانتخاب همکاران و پرسنل خود;

نیاز به آزادی در تجسس و تحقیق در کلیه واحدها;

نیاز به ارتباط نزدیک ، سریع و راحت با خارج سازمان ;

نیاز به آزادی از زنجیره فرمان و سلسله مراتب سازمانی ;

نیاز به آزادی از کارهای تکراری ، روزمره و یکنواخت ;

نیاز به آزادی عمل درنحوه انجام کارها;

نیاز به دراختیار داشتن زمان آزاد برای پیگیری ایده های نو;

نیاز به دراختیار داشتن منابع آزاد و بدون کنترل و پاسخگویی جهت استفاده در طرحهاو ایده های نو;

نیاز به اطلاعات به موقع ، موثق ، مرتبط;

نیاز به اخذ سریع نتیجه کار و عمل خود;

نیاز به آموزش

نیاز به سرعت عمل "عدم بوروکراسی ";

نیاز به کار مفرح "ضمن شوخی ".

 

 

 

نقش مدیر در پرورش خلاقیت

نقش مدیریت در مجموعه هایی که خلاقیت و نوآوری از ضروریات و عامل اصلی است بسیار مهم و حساس است زیرا مدیریت می تواند توانایی و استعداد خلاقیت ونوآوری را در افراد ایجاد، ترویج و تشویق کند و یا رفتار و عملکرد آنها می تواند مانع این امر حیاتی شود.

هنر مدیر خلاق عبارتست از استفاده از خلاقیت دیگران و پیداکردن ذهنهای خلاق .مدیرخلاق باید فضایی بیافریند که خودش بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را هم نیزبرای خلاقیت تحریک کند و این فضا، فضایی است که از کار روزمره به دور است وبه نحوی تفویض اختیار می کند تا هرکسی خود مشکل خودش را حل کند.

باتوجه به کم بودن افراد فوق العاده خلاق و باتوجه به اینکه اغلب افراد بطور بالقوه دارای استعداد خلاقیت و نوآوری هستند، ویژگیهای زیر به پرورش این استعداد کمک می کند:

۱ – تحمل ریسک : کارکنان باید تشویق شوند که بدون ترس از پیامدهای آن ، شکست راتجربه کنند و اشتباهات به عنوان فرصتهای یادگیری به شمار آید.

۲ – کاهش کنترل بیرونی : قوانین ، مقررات و خطمشی ها و کنترل های مشابه باید به حداقل کاهش یابد و خودکنترلی جایگزین آن شود.

۳ – کاهش تقسیم کار: مشاغلی که بطور محدود تعیین شده باشد، ایجاد محدودیت می کند درحالی که فعالیتهای متعدد شغلی ، دیدگاه وسیع تری به کارکنان می دهد.

۴ – قبول – تحمل ریسک

کاهش کنترل بیرونی

کاهش تقسیم

کار

ابهام : تاکید خیلی زیاد بر عینی بودن و معین بودن ، خلاقیت را محدود می کند.

۵ – تحمل تضاد: گوناگونی دیدگاهها باید تشویق شود. هماهنگی و توافق بین افراد وواحدها لزوما به عملکرد موفق منجر نمی شود.

۶ – تحمل راههای غیرعملی : افرادی که جوابهای غیرعملی حتی نابخردانه ارائه می دهندباید تحمل شوند زیرا آنچه که در اوائل غیرعملی به نظر می آید ممکن است به راه حلهای خلاق منجر شود.

۷ – تمرکز بر نتایج تا ابزارها: هدفها باید واضح باشند و افراد باید تشویق شوند که راهکارهای متعدد رسیدن به هدفها را درنظر بگیرند. تمرکز بر نتایج باعث ارائه و پیشنهادچندین جواب صحیح به هر مساله معین می شود.

۸ – ارتباطات همه جانبه : ارتباطات باید بطور افقی و عمودی جریان پیدا کند. جریان آزادارتباطات باروری نظریات را آسان می کند.

ایجاد محیط مشارکت در سازمان

برای اینکه افراد در سازمان به تفکر بپردازند باید محیطی ایجاد شود که در آن به نظریات و  اندیشه ها امکان بروز داده شود. یکی از شیوه های بسیار مهم و پرجاذبه پرورش شخصیت انسانها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد اجتماعی مشورت است وبدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند و آنان که اهل آن نیستند از این امتیاز بهره ای ندارند.

یک بررسی دقیق و رسمی که در سطح ۴۵۳ شرکت طراز اول ژاپن در سال ۱۹۸۰صورت گرفته است نشان می دهد که ۵/۲۳ میلیون پیشنهاد از کارکنان این کارخانه هادریافت شده که حدود دو سوم آنها قابل اجرا، مفید و سازنده بوده است این درنتیجه همان نظام مدیریت مشارکت بوده است.

انگیزش و نوآوری

یک سازمان خلاق تا اندازه زیادی به خودکنترلی کارکنانش وابسته است . خودکنترلی خودش را درخواستن و تمایل برای ارائه ابتکار و خلاقیت به نمایش می گذارد.

در آن صورت ، خود کارکنان خواهان خلاقیت و نوآوری هستند. در این راستا بایداحترام لازم را برای افراد درنظر داشت ، آنها را به عنوان مهمترین دارایی درنظر گرفت به آنها اعتماد داشت . تمام اطلاعات لازم را ارائه کرد تا آنها خود را جزیی از نظام مربوطبه شمار آورند. مدیران باید خودانگیزشی را در سطح سازمان ترویج دهند.

خلاقیت گروهی

سازمانها می توانند از انواع تکنیک های توسعه خلاقیت گروهی به شکل جدی ومستمر استفاده کنند این تکنیک ها از این قرارند:

۱ – یورش فکری : "BRAINSTORMING"

این روش را که اسبورن در سال ۳۵۹۱ به صورت مشخص تعریف کرد دارای دو اصل کلی است :

الف " هدف اصلی گروه ، خلق ایده های هرچه بیشتر در مساله موردنظر است .

ب " هیچ کس حق ارزیابی یا قضاوت ایده های پیشنهادی را ندارد.

۲ – گروه مجازی : "BRAINWRITING"

در این روش اعضا وارد بحثهای کلامی نمی شوند بلکه ایده هایشان را روی کاغذمی نویسند و رهبر گروه بعداز جمع آوری ، آنها را در جدولی درج و سپس ازشرکت کنندگان می خواهد که جهت تصمیم گیری نسبت به ایده ها اظهارنظر کنند.

۳ – رویکرد سینکتیکس : "SYNECTICS"

فرایند به کارگیری این رویکرد عبارت است از:

الف " شناسایی و تجزیه وتحلیل مشکل به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره آن ;

ب " کشف راه حلهایی برای آن جوهره ازطریق دیدگاه غیرمرتبط با موضوع ;

ج " تلاش برای تبدیل راه حلهای به دست آمده به راه حل نهایی .

در جلساتی که از این روش استفاده می شود فقط رهبر گروه از اصل موضوع اطلاع دارد و موضوعی که مطرح می شود دقیقا اصل موضوع نیست بلکه موضوعی نزدیک به آن است . به عنوان مثال اگر بخواهیم درخصوص تولید اسباب بازی ایده هایی را جمع آوری کنیم موضوع موردبحث را می توان راجع به مسایلی ازقبیل بازی کردن و یا لذت بردن مطرح کرد تا زمانی که رهبر گروه تشخیص دهد اصل موضوع یعنی تولید اسباب بازی رامی توان مطرح کرد.

۴ – رویکرد جدلی :

براساس این تکنیک دو گروه نسبت به یک موضوع با یکدیگر کاملا مخالفت می کنندو هریک روش دیگر را محکوم می کند تا اینکه راه حل نهایی برای تصمیم گیرنده مشخص شود. به عنوان مثال فرض کنید سازمانی می خواهد خط تولید جدیدی را بررسی کند. ابتدایک گروه راجع به مزایای خط جدید تحقیق و گزارش می کند و گروه دیگر راجع به معایب و مضرات آن و سپس این دو گروه به مجادله می پردازند تا اینکه تصمیم گیرنده به موضوعی می رسد که بیشترین منافع و کمترین معایب را داشته باشد.

۵ – ارتباطاجباری "FORCED ASSOCIATION":

در این شیوه از اعضای گروه خواسته می شود که بین زمینه های موضوع اصلی وموضوعی دیگر که مرتبط با آن نیست ارتباطی را به وجود آورند تا از نتیجه تلاشهای ذهنی آنها به ایده هایی نو دست یابند. به عنوان مثال برای یافتن محصول جدیدی ازجنس شیشه از شرکت کنندگان می خواهند تا بین محصول های شیشه ای مثل حباب ،چراغ ، لیوان ، آینه ، بطری و غیره و بازیهای مختلف رابطه ای ایجاد کنند. گروه ممکن است هنگام ایجاد این رابطه به ایده های جدیدی برسند مثل طراحی لیوانی که بتوان با نقشهای روی آن بازی خاصی انجام داد و یا شیشه ای که در مقابل توپ مقاوم باشد. گردش

۶ –  تخیلی "SPECULATIVE EXCURSION"|:

در این روش که در سال ۱۶۹۱ روانشناسی به نام گوردون آن را ارائه داد، اعضای گروه را از طریق به کارگیری جریانی تمثیلی و استعاره ای به گردش تخیلی ترغیب می کنندو به منظور استفاده از حالت ذهنی ایجاد شده در گروه هنگامی که افراد کاملا از قالبهای ذهنی معمول خود خارج شده اند موضوع جلسه را مطرح می کنند.

موانع خلاقیت و نوآوری

برخی از موانع خلاقیت به دلایل سازمانی و مدیریت است و برخی دیگر به خودشخص برمی گردد. موانعی که خود شخص به وجود می آورد عبارتند از:

عدم اعتماد به نفس محافظه کاری

متعهدنبودن وابستگی و جمود فکری عدم توانایی در تحمل ابهام و تضاد عدم دانش کافی درمورد علوم مربوطه عدم تمرکز ذهنی

مقاوم نبودن کمرویی عدم انعطاف پذیری

موانع خلاقیت که سازمان عامل آن است عبارتند از:

بدبینی نسبت به همه ایده های جدیدی که از پایین سازمان می آیند

پافشاری بر اینکه برای تصویب باید از سایر سطوح مدیریت تایید و امضا گرفته شود

خواستن از قسمتهای مختلف برای رقابت و انتقاد از پیشنهادهای همدیگر "تا شما را ازتصمیم گیری نجات داده و فقط برنده جنگ را انتخاب کنید".

اظهار انتقاد راحت و ستایش نکردن افراد

تشویق نکردن افرادی که اشکالات کارشان را بازگو می کنند

کنترل دقیق همه چیز

تصمیم گیری مخفیانه نسبت به تغییر سازمان دهی "ساختار"، سیاستها و اعلام ناگهانی آن به افراد "به منظور اطاعت بیشتر افراد از دستورها"

داده ها و اطلاعات برای حفظ قدرت و برتری جمع آوری و توزیع می گردد نه پایین آوردن اشتباهات.

اعتماد بیش ازحد به اینکه مقامات ارشد قبلا از همه امور مهم شرکت و کسب و کاراطلاع دارند.

نتیجه گیری

دگرگونی در سراسر جهان امروزه باعث شده که خلاقیت بیش از پیش اهمیت یابد وجوامع فقط از راه ابتکار و نوآوری می توانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهند. درچنین شرایط خاصی پرورش خلاقیت انسانها ضرورت بیشتری پیدا می کند و مدیران بایستی زمینه های لازم را برای خلاقیت و نوآوری کارکنان فراهم کنند، مدیران نیاز بدان خواهند داشت که درک کنند خلاقیت از سه بخش عمده تشکیل شده است : ۱ – تخصص ۲ – تفکر خلاق و انعطاف پذیر ۳انگیزش

مدیران می توانند بر دو بخش نخست نیز اثرگذار باشند اما انجام این کار هزینه بر ووقت گیر است، آنچه که اثربخشی بیشتری دارد افزایش انگیزش درونی کارکنان است .

پیشنهادها

برای افزایش خلاقیت چند اقدامات مدیریتی پیشنهاد می گردد:

چالش آزادی منابع مشخصه های گروه کاری ترغیب سرپرستی حمایت سازمانی .

۱ – ازبین تمام کارهایی که مدیران می توانند برای برانگیختن خلاقیت انجام دهند شایدموثرترین آنها انتصاب مناسب افراد است که به طرز فریبنده ای کاری ساده به نظر می رسد.

۲ – افراد خلاق تر خواهند بود اگر به آنها اجازه داده شود تا تصمیم بگیرند از یک قله خاص چگونه صعود کنند.

۳ – دو منبع اصلی که بر خلاقیت اثر می گذارند زمان و پول هستند و مدیران باید درتخصیص این منابع با دقت بسیار عمل کنند. در برخی شرایط فشار زمانی می تواندخلاقیت را افزایش دهد.

۴ – یکی از رایج ترین راههای سرکوب خلاقیت به وسیله مدیران ، ایجاد گروههای همگن است . گروههای همگن معمولا با کمترین اختلاف نظر سریع تر به راه حلها نایل می شوند وکار چندانی در زمینه تفکر خلاق صورت نمی پذیرد.

۵ – افراد می توانند کار خود را بدون بخشی دلگرم کننده نیز جالب و هیجان انگیز بیابند امابرای تداوم این صبوری اغلب افراد باید احساس کنند که کار آنها برای سازمان با گروهی از افراد مهم اهمیت دارد. در غیر این صورت آنها باید کار خود را فقط در خانه و برای خودانجام دهند.

۶ – مطمئنا ترغیب سرپرستی ، خلاقیت را تقویت خواهدکرد. اما خلاقیت به طور واقعی وقتی تقویت می شود که کل سازمان حامی آن باشد. چنین حمایتی وظیفه رهبران سازمان است .

 

منابع و ماخذ:

۱ – جلیل صمدآقایی "سازمانهای کارآفرین "، ناشر: مرکز آموزش مدیریت دولتی ،۱۳۷۸.

۲ – دکتر محمد احمدپور داریانی "کارآفرینی تعاریف ، نظریات ، الگوها" ناشر: شرکت پردیس ۵۷، سال۱۳۷۹.

۳ – پیتر دراکر، "رشته ای علمی به نام خلاقیت " مترجم : سیدصالح واحدی مجله تدبیر شماره ۴۳، تیرماه ۱۳۷۳.

۴ – علی نیلی آرام ، "خلاقیت و نوآوری در سازمان " مجله تدبیر شماره ۸۵، شهریور ۱۳۷۷.

۵ – ترزا ام امابایل "خلاقیت را چگونه ازبین ببریم " مترجم : حسین حسینیان زرنقی مجله تدبیر شماره ۱۰۳، خرداد ماه ۱۳۷۹.

 

ارسال نظر