X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

ُسبک نقاشی ایران در دوره صفویه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

موضوعی که از اواخر دوره ی صفویه و بعد از آن در سبک نقاشی ایران خودنمایی کرد نفوذ سایه روشن است که البته از روش نقاشی اروپائی اقتباس شده و در دوره ی زندیه ادامه یافته و باعث به وجود آمدن سبک شیراز شده است. سبک و شیوه ی آثار هنری دوره ی زندیه به استثنای نقوش شاخه ها و گل و برگ که اختصاص به آن دوره دارد , در قسمت صورت سازی و سایه روشن ها و طراحی تصاویر و مناظر تفاوت چندانی با شیوههای دیگر رایج در ایران ندارد. البته از اواخر دوره ی صفویه نقاشی هایی در دست است که نشان می دهد شیوه ی نقاشی به طریق ی سایه روشن دارد در اواخر این دوره شروع به خودنمایی کرده است.

مکتب نقاشی قاجار که از زمان فتحعلی شاه قاجار رونق و رواج یافته تا حدودی متاثر از سبک شیراز و دارای یرسیکتیو است و به طور مساوی از نقاشی های ایرانی و اروپایی مایه گرفته است و در اواخر دوره , به تدریج نفوذ سبک اروپایی در نقاشی ایران به قدری زیاد شده که هنرمندان با استفاده از گراورهای رنگی و کییه ی آثار نقاشی اساتید دوره ی , رنسانس به کلی اصالت ایرانی خود را ازدست داده و تابع سبک و سیاق نقاشی کلاسیک اروپا شده اند و این نفوذ هنر غرب در هنر ایران تا جایی بود که صنیع الملک نیز نتوانست از آن بر حذر بماند. به طور مثال تصاویری که این استاد از رجال و بزرگان زمان خود با آبرنگ ترسیم کرده , با وجودی که اصالت ایرانی خود را حفظ نموده , اما بسیار نزدیک به شیوه های نقاشی کلاسیک میباشد

ور
موضوعی که از اواخر دوره ی صفویه و بعد از آن در سبک نقاشی ایران خودنمایی کرد نفوذ سایه روشن است که البته از روش نقاشی اروپائی اقتباس شده و در دوره ی زندیه ادامه یافته و باعث به وجود آمدن سبک شیراز شده است. سبک و شیوه ی آثار هنری دوره ی زندیه به استثنای نقوش شاخه ها و گل و برگ که اختصاص به آن دوره دارد , در قسمت صورت سازی و سایه روشن ها و طراحی تصاویر و مناظر تفاوت چندانی با شیوههای دیگر رایج در ایران ندارد. البته از اواخر دوره ی صفویه نقاشی هایی در دست است که نشان می دهد شیوه ی نقاشی به طریق ی سایه روشن دارد در اواخر این دوره شروع به خودنمایی کرده است.

مکتب نقاشی قاجار که از زمان فتحعلی شاه قاجار رونق و رواج یافته تا حدودی متاثر از سبک شیراز و دارای یرسیکتیو است و به طور مساوی از نقاشی های ایرانی و اروپایی مایه گرفته است و در اواخر دوره , به تدریج نفوذ سبک اروپایی در نقاشی ایران به قدری زیاد شده که هنرمندان با استفاده از گراورهای رنگی و کییه ی آثار نقاشی اساتید دوره ی , رنسانس به کلی اصالت ایرانی خود را ازدست داده و تابع سبک و سیاق نقاشی کلاسیک اروپا شده اند و این نفوذ هنر غرب در هنر ایران تا جایی بود که صنیع الملک نیز نتوانست از آن بر حذر بماند. به طور مثال تصاویری که این استاد از رجال و بزرگان زمان خود با آبرنگ ترسیم کرده , با وجودی که اصالت ایرانی خود را حفظ نموده , اما بسیار نزدیک به شیوه های نقاشی کلاسیک میباشد.

آثار معروف , محمودخان ملک الشعرای صبا نیز مربوط به همین زمان است این استاد پیشرفت هنر اروپا را در نظر داشته و تابلوی معروف کاتب او نشان میدهد که بیشتر آثارش سفارشی بوده است در حالیکه تابلوی مطالعه ی او برخلاف شرایط محیط به میل خودش ترسیم شده و احتمالا مورد استقبال مردم نیز قرار نگرفته. کمال الملک نیز هنگامی که جهت مطالعه به ایتالیا و فرانسه سفر کرده بود , به دلیل اینکه نمیخواست پذیرای سبک نقاشی امیرسیونیسم باشد به کییه برداری از آثار استاد کاران عصر رنسانس پرداخت و به همین جهت در بازگشت به ایران و عصر رنسانس پرداخت و به این ترتیب , بعد از گذشت چند سال , شیوه های نقاشان عصر قاجاریه از بین رفت و بقایای هنرمندان آزاد به کییه برداری , گراور و استفاده از باسمه های چاپ شده اروپا پرداختند و با تهیه ی آثاری از شاهنامه ی فردوسی و شمایل های مذهبی به کار خود ادامه دادند.

بعد از سقوط قاجاریه , نقاشی ایران دو شکل کاملا جدا از هم پیدا کرد و هنرمندان در دو دسته ی مستقل به ادامه ی کار هنری خود پرداختند:

  • گروه اول شاگردان کمال الملک بودند.
  • نظیر: حسنعلی وزیری , ابوالحسن صدیقی محمد علی حیدریان , حسن شیخ و … که همگی به شیوه ی خود استاد و اقتباس از طبیعت کار میکردند. و دسته ی دوم را افرادی نظیر : محمد ابراهیم نقاش باشی , آقا امامی , هادی تجویدی , علی درودی , حسین بهزاد , حاج مصور الملکی , محمد علی تذهیب , میرزا احمد نقاش , محمد مدبر و … تشکیل می دادند که با استفاده از تکنیکهای مختلف و به وسیله ی استفاده از رنگ روغن یا آبرنگ , مینیاتورهای ریز یا تابلوهای بزرگ نقاشی میکردند و موضوعات تابلوهای آنان را نیز بیشتر مسایل و موضوعات ملی تشکیل میداد.
  • در همین سالها , علاوه بر مدرسه ی صنایع مستطرفه ی سابق , هنرستان هنرهای ملی نیز تاسیس شد وعده یی از هنرمندان قدیمی به تهران آمدند و موسسه ی صنایع قدیمه را تاسیس کردند.
  • این سازمان هنری , بعد از چند سال که زیر وزارت ییشه و هنر سابق اداره می شد به نامهای هنرستان عالی هنرهای باستانی و هنرستان عالی هنرهای نوین به کار خود ادامه داد تا اینکه در سال ۱۳۳۹ کلیه ی موسسات هنری که زیر نظر ادارات مختلف به کار اشتغال داشتند در سازمان واحدی متشکل شدند و به این ترتیب اداره ی کل هنرهای زیبا کشور تاسیس شد و چند سال بعد به صورت وزارت فرهنگ و هنر (سابق) درآمد. از میان استادان حاضر , افرادی نظیر : علی کریمی , محمود فرشچیان , محمد تجویدی علی مطیع , محمد علی زاویه , نصرت اله یوسفی , عبدالله باقری و … که اکثرا نیز جزو آموزش دیدگان مدرسه ی صنایع قدیمه هستند و نزد کمال الملک , هادی تجویدی , احمد امامی یا علی درودی آموزش دیده اند , هنوز تلاشی صمیمانه در جهت حفظ و نگهداشت این هنر ارزنده دارند و هر یک شاگردان متعددی تربیت کرده اند که در حد خود در حکم حیثیتی والا برای مینیاتور سازی ایران هستند و در پایان لازم به تذکر است که هم اینک نبض مینیاتور سازی ایران در اصفهان میتپد و هنرمندان برجسته ای این رشته مهارت و کارآیی خود را رابطه با ارزش های منبعث از انقلاب اسلامی صرف تجسم بخشیدن به نمادهایی روشن و صریح از اسلام , انقلاب , زندگی , مردم , سنتهای سالم و ادبیات انسانی این مرز و بوم می کنند و ظرافت , وسعت طرح , گوناگونی نقش و تنوع رنگی که در کارهای آنان به چشم می خورد بیشتر از آنجا ناشی می شود که هر کدامشان به سهم خود , پیوسته در فکر اعتلای هنر ارزشمندشان هستند.
  • زیربنای مینیاتور طراحی است و قدرت قلم طراح در انتقال مفاهیم ذهنی بر روی کاغذ میتواند نقش موثری در بافت انر÷ی و ارزش های آن داشته باشد.
  • طرحهیای مینیاتور ایران , با بهره گرفتن از واقعیات و به مدد اندیشه ی هنرمندان , پیوسته در جهت تکامل گسترش یافته و غنای این هنر بیشتر از هر چیز حاصل جستجو و تلاش هنرمندان در زمینه ی دستیابی به فضای تازه تر است.
  • سیاه قلم یکی از انواع مینیاتور است. وی÷گی این نوع مینیاتور , در مقایسه با دیگر انواع نگاره ها که تنوع بیشتری دارند , در گونهی دیگری از مینیاتورهای ساده که به سیاه قلم رنگی موسوم است , قسمتهایی از طرح با رنگ های متنوع آراسته می شود.
    رنگ های روحی که معمولا نقوش ظریف و نازک کاری های مینیاتور با آن ساخته و پرداخته میشود بازگو کننده ی احساسات رقیق و انسانی هنرمند بوده و از آن بیشتر برای تجسم بخشیدن به حالات درونی و بیان احساس هایی که ریشه در پاکی سرشت انسان دارد استفاده میشود.
  • گونه ی دیگر رنگ هایی که در ساخت مینیاتور مورد استفاده قرار میگیرد رنگ های جسمی است. این نوع رنگ که از غلظت و ثبات بیشتری برخوردار است برای ساخت تابلوهای پرکار مصرف می شود و بازگو کننده ی آن دسته از خصوصیات و حالاتی است که در تضاد با احساسات لطیف و انسانی می باشد.
  • نقوش تمیثلی پرندگان و حیوانات گوناگون به همراه طرحهای شاخخ و گل و برگ و خطوط اسلیمی و ختایی , بخش مهمی از مینیاتور را تشکیل می دهد که تذهیب تشعیر نام دارد و معمولا اطراف و کناره ی نگاره ها با آن تزئین می شود. در بسیاری موارد تشعیر و تذهیب مراحل نهایی ساخت یک اثر مینیاتور است و انجام آن کار تهیه ی نگاره نیز به پایان میرسد.

 

ارسال نظر