X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

چالشهای انتقال فناوری در شرکتهای کوچک و متوسط

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مطالعات نشان داده است که شرکتهای کوچک و متوسط (SME’s) نقش مهمی را در توسعه اقتصادی کشورها ایفا کرده اند. اما با وجود این، این شرکتها بایستی برای بقای بیشتر از چند سال خود در بازار در مقابل رقبای بزرگ یا ازطریق اتحاد با شرکتهای مشابه برای افزایش نرخ نفوذ در بازار و کاهش ریسک های مالی و یا ازطریق استفاده از فناوری های جدید برای غلبه بر مقیاس اندازه غیراقتصادی شان و همچنین نوآوری که آنها را به طور برجسته ای از رقبای بزرگترشان متمایز می سازد، مشکلات ناشی از اندازه خود را مرتفع سازند. به منظور توسعه فناوری، شرکتهای کوچک و متوسط به دلیل منابع محدود و ناتوانی نسبی در جذب هزینه ها و ریسک همراه با توسعه فناوری در داخل شرکت، بایستی غالباً از فرایند انتقال فناوری استفاده کنند.

مطالعات نشان داده است که شرکتهای کوچک و متوسط (SME’s) نقش مهمی را در توسعه اقتصادی کشورها ایفا کرده اند. اما با وجود این، این شرکتها بایستی برای بقای بیشتر از چند سال خود در بازار در مقابل رقبای بزرگ یا ازطریق اتحاد با شرکتهای مشابه برای افزایش نرخ نفوذ در بازار و کاهش ریسک های مالی و یا ازطریق استفاده از فناوری های جدید برای غلبه بر مقیاس اندازه غیراقتصادی شان و همچنین نوآوری که آنها را به طور برجسته ای از رقبای بزرگترشان متمایز می سازد، مشکلات ناشی از اندازه خود را مرتفع سازند. به منظور توسعه فناوری، شرکتهای کوچک و متوسط به دلیل منابع محدود و ناتوانی نسبی در جذب هزینه ها و ریسک همراه با توسعه فناوری در داخل شرکت، بایستی غالباً از فرایند انتقال فناوری استفاده کنند.

 

باتوجه به ظرفیت بالقوه شرکتهای کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی کشورها و همچنین توانایی نوآوری آنها که تاثیر زیادی در بقای درازمدت دارد، تعیین موانع ابتدایی آنها در مواجهه با توسعه فناوری های جدید و اکتساب آن و همچنین ارائه ابزارها و سیاستهای طراحی شده مناسب برای غلبه بر این چالشها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مقاله چهار چالش ابتدایی عمده که شرکتهای کوچک و متوسط در رابطه با توسعه و اکتساب فناوری با آن مواجه هستنــــد مطرح و استراتژی های بالقوه ای که می تواند آنها را در جهت مقابله با این چالشها یاری کند، ارائه شده است.

 

مقدمه

به دلیل جهانی شدن بازارها و تحولات رقابتی، تقاضا برای فناوری های جدید و نوآوریها هم از سوی کسب و کارهای کوچک و متوسط و هم از سوی صنایع بزرگ روبه افزایش است و حتی شرکتهای بزرگ هم که قادر به بقای خود در بازارهای رقابتی برای سالیان سال هستند و سهم بازار مطمئن و مشخصی نیز دارند، دریافته اند که رقابت در دنیای کسب و کار پرشتاب امروز به طور فزاینده ای مشکل گردیده است و به منظور بقا و کامیابی باید یادگرفت که فعالیتهای توسعه فناوری را زیرنظر داشت و به تغییرات مرتبط با کسب و کـــار خود واکنش سریع نشان داد و به طور مرتب بهبود و نوسازی در تولید محصولات و فرایندها به وجود آورد.

 

سرمایه گذاری منطقی بر روی فناوری جدید، بنگاههای اقتصادی را قادر می سازد تا به رهبران و رقبای سرسختی در درون صنایع مربوط به خود تبدیل شوند. از میــــان منافع بی شمار فنــــاوری ها می توان به افزایش بهره وری و کارایی، بهبود کیفیت تولید، کاهش مالیات، کاهش هزینه های درازمدت و افزایش رقابت پذیری اشاره کرد. اگرچه شرکتهای کوچک و بزرگ می تــــوانند از مزایای فناوری های جدید منتفع شوند اما همه آنها به منظور غلبه بر موانع متعدد و دستیابی به اهداف مختلف کسب وکار خود به سرمایه گذاری بر روی فناوری های جدید تمایل دارند. برای مثال شرکتهای کوچک و متوسط غالباً از فناوری برای رقابت موثرتر با شرکتهای بزرگ استفاده می کنند در حالی که شرکتهای بزرگ غالباً مایل هستند از فناوری برای ارتقای کارایی و حذف لایه های پرسنلی استفاده کنند.

 

سرمایه گذاری بر روی فناوری های جدید اگرچه می تواند درنهایت برای شرکت مفید باشد، اما کار پرچالشی نیز هست بخصوص برای شرکتهای کوچک و متوسط که عمدتاً دسترسی کمتری به اطلاعات فناوری دارند و برای تحقیقات مربوط به فناوری به حمایتهای مالی و تخصصی نیاز دارند. به دلیل محدود بودن منابع شرکتهای کوچک و متوسط و ناتوانـــی نسبی آنها در جذب هزینه ها و ریسک های مربوط به توسعه فناوری های بومــــی، آنها غالباً برای کسب مزیتهای فناوری های جدید و نوآوریها درگیر فرایند انتقال فناوری می شوند. انتقال فناوری فرایند اکتساب، شبیه سازی، انتشار و توسعه فناوری است که بــه صورت رسمی ازطریق قرارداد، حق الامتیاز و یا شراکت و توافقات غیررسمی انجام می پذیرد. شرکتهای کوچک و متوسطی که درگیر فرایند انتقال فناوری می شوند قادر به دریافت مزایای فناوری جدید ازطریق تحقیق و توسعه سازمانهای دیگر می شوند و از هزینه ها و ریسک های همراه با توسعه فناوری های بومی و یا در درون سازمان، اجتناب می ورزند. اما با وجود این حتی در فرایند انتقال فناوری، آنها با مشکلاتی که ناشی از عدم وجود ارتباطات شبکه ای بین آنها و سازمانهای بزرگ تحقیقاتی و نبود پرسنل متخصص برای شناسایی فناوری جدید است مواجه می شوند.

 

ناحیه چالش اول: یادگیری فناوری های جدید

اطلاعــــات درمورد فناوری های جدید به طور گسترده ای دردسترس و نسبتاً آسان است. این اطلاعات ازطریق انواع انتشارات فنی، دولتی و سایت های اینترنتی مرتبط با موضوع فناوری که از قبیل سایت مرکز انتقال فناوری ملی (NTTC)، کسب می شود. با وجود این، شرکتهای کوچک و متوسط غالباً فاقد توانائیها و منابع کافی جهت کسب اطلاعات صحیح و به موقع و یا کفایت لازم جهت استفاده مناسب از این اطلاعات هستند و هزینه کسب این اطلاعات نیز خود مانع است. شرکتهای بزرگ عموماً دارای منابع و پرسنل دردسترس و متخصص جهت نظارت بر توسعه فناوری خود هستند درحالی که مدیران شرکتهای کوچک و متوسط غالباً نمی توانند وقت خود و یا همکارانشان را به طور رایگان صرف جستجوی فناوری های جدید کنند. به همین دلیل، بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط به کمک و حمایت در کسب اطلاعات درمورد فناوری جدید و استفاده موثر از آن اطلاعات نیاز دارند.

 

استراتژی های بالقوه

تعجبی ندارد تحقیقاتی که در زمینه انتقال فناوری صورت گرفته است، نشان می دهد که بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط تاحد بسیار زیادی از تلاشهای خود در زمینه کسب اطلاعات جدید درمورد فناوری ها دردسترس و مناسب منتفع گردیده اند. به علاوه تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی می توانند از این اطلاعات بیشتر استفاده کنند که به طور روزمره با محیط تجاری خــویش در تعامل هستند، شبکه سازی با مشتریان مهم، عرضه کنندگان و رقبای نوآور می تواند به مقدار بسیار زیادی ابزار موثری برای شرکتهای کوچک و متوسط در کاهش هزینه های کسب اطلاعات باشد زیرا این شبکه ها هنگامی که به عنوان یک سیستم شراکتی سازماندهی می شوند دسترسی رایگانی را برای اطلاعات مهمی که غالباً در بازار آزاد غیرقابل دسترس هستند، فـــراهم می سازند. به علاوه این شبکه ها عاملی برای ایجاد اعتماد بین شرکتهای کوچک و متوسط و شرکای آنها نیز هستنـــد. فهرست منابعی که می توانند به صورت بالقوه، منبع مهمی از اطلاعات مربوط به فناوری های جدید باشند، عبارتند از:

 

اتحادیه های تجاری؛ اتاقهای بازرگانـــی؛ رقبا؛مشتریان؛ سازمانهای دولتـــــــی؛ عرضه کنندگان؛ انتشارات صنعتی یا فنــی؛ اینترنت؛ دانشگاهها و انستیتوهای تحقیقاتی.

بسیاری از صاحبان و یا مدیران شرکتهای کوچک و متوسط، کسانی که به طور فعال از این شبکه ها به عنوان بازار جمع آوری اطلاعات استفاده می کنند، گزارش داده اند که عرضه کنندگان و مشتریان، مفیدترین منبع اطلاعات فناوری هستند، بویـژه اطلاعات جمع آوری شـــده از عرضه کنندگان کلیدی می تواند برای توسعه محصولات و روشهای جدید تولید، ارتقای محصولات و روشهای موجود و یا طرح توسعه دیگر کسب و کارها در درون صنعت برای مقابله با تهدیدات رقبا مورداستفاده قرار گیرند. در یک دوره زمانی مشخص باتوجه به محدودیتهای مالی و پرسنلی شرکتهای کوچک عرضه کنندگان مهم، مشتریان و دیگر مهره های تاثیرگذار در محیط تجاری، موثرترین و دردسترس ترین ابزار ممکن است. هنگامی که این اطلاعات مجدانه و مستمرانه پیگیــــــری شوند شبکه سازی می تواند به شرکتهای کوچک و متوسط کمک کند که خود را در لبه تیزفناوری و نوآوری نگاه دارند. با وجود این، ممکن است برخی از شرکتهای کوچک و متوسط بخواهند بعضی از تحقیقات در این زمینه ها، موردعلاقه را در محل شرکت خود انجام دهند. این کار می تواند به طور موثری از طریق جستجوی ساختاریافته و هــدفمند از نشریات تخصصی، دولتی و سایت های اینترنتی و آژانس های مرتبط با فناوری صورت گیرد.

 

ناحیه چالش دوم: ارزیابی فناوری های جدید

باتوجه به عدم دسترسی نسبی به منابع مالی و هزینه های بی نهایت بالای تحقیق در فنــاوری های جدید، شرکتهای کوچک و متوسط باید ریسک کسب این فناوری ها را توسط یک تحلیل استراتژیک عمیق در ابتدا برای هر فناوری درنظر بگیرند. هدف از این تحلیل استراتژی اطمینان از این است که دستاوردهای آینـــده این فناوری جدید از هزینه ها و ریسک های مالی و قانونی آن باارزش تر و مهمتر خواهدبود. در حالی که انجام این تحلیل استراتژیک یک قدم ضروری در هر اکتساب یا انتقال فناوری جدید است، شرکتهای کوچک و متوسط غالباً مواجه با چالشهایی هستند که مانع توفیق آنها در دستیابی به فناوری های جدید می شود. به دلیل اینکه ممکن است شرکتهای کوچک و متوسط زمان کافی را برای انجام تحلیل استراتـــژیک در درون موسسه خود نداشته باشند، و ناتوانی این تحلیل به دلیل فقدان منابع مالی برای استفاده از کمک بیرون از موسسه برای تحلیل فناوری و توانایی موردنیاز برای صحت و سقم و تکمیل تحلیل نتایج حاصله توسط متخصصان باشد.

 

استراتژی های بالقوه: گرچه ارزیابی استراتژیک فناوری باید با نوع و ویژگیهای خاص فناوری شرکتهای کوچک و متوسط متناسب باشد، اما ثمربخشی یک تحلیل استراتژیک باید براساس درجات عنوان شده در ذیل باشد:

۱ – درجه ای که فناوری، توانایی شرکتهای کوچک و متوسط برای تحقق اهداف استراتژیک آنها افزایش می دهد؛

۲ – درجه ای که فناوری، شرکتهای کوچک و متوسط را بر تحقق یا پیشی گرفتن از انتظارات مشتریان و مصرف کنندگان، قادر می سازد؛

۳ – میزان دسترسی به منابع داخلی و خارجی کافی (مالی و یا منابع انسانی) برای کسب و اجرای فناوری های جدید؛

۴ – درجه ای که فرهنگ سازمانی از انطباق فناوری حمایت می کند و در موفقیت آن سهیم است؛

۵ – میزان دسترسی به متخصصان داخلی و خارجی موردنیاز برای ایجاد هماهنگــی فناوری های جدید یا فناوری های موجود؛

۶ – سطح کنترل شرکتهای کوچک و متوسط برای استفاده از سود ایجاد شده حاصل از فناوری جدید از طریق حفظ حق الامتیاز و موافقت نامه؛

۷ – درجه ای که شرکتهای کوچک و متوسط برای موضوعات محیطــی در استفاده از فناوری های جدید مسئولیت دارند.

بنابراین، با وجود مشکلات شرکتهای کوچک و متوسط در ارزیابی کامل فاکتورهای فوق، دولتها یا سازمانهایی که از بودجه دولتی استفاده می کنند، می توانند ازطریق فراهم آوردن دسترسی آسان به انواع اطلاعات زیر کمک برجسته ای به شرکتهای کوچک و متوسط کنند:

– اطلاعات مربوط به روندهای تولید و عرضه در صنعت؛

– اطلاعات مربوط به روندهای بازار؛

– اطلاعات فنی و اطلاعات مربوط به سطوح کارایی تولید؛

– اطلاعات فنی که می تواند برای تعیین مفیدبودن فناوری های جدید یا محصولات ارتقایافته، توسط شرکتهای کوچک و متوسط مورداستفاده قرار گیرد؛

– اطلاعاتی درباره برنامه های حمایتی دولتی وخصوصی دردسترس برای شرکتهای کوچک و متوسط درجهت توسعه و اکتساب فناوری.

به علاوه شرکتهای کـــوچک و متوسط می توانند از مهارتهای شرکای مالی و بانکی که غالباً قادر و یا علاقه مند به ارزیابیهای مالی و تحلیل یا انتخاب فناوری های مختلف هستند، استفاده کنند.

 

ناحیه چالش سوم: انطباق موفق فناوری جدید

گرچه اکتساب فناوری جدید اولین قدم شرکتهای کوچک و متوسط برای ارتقای عملکرد رقابت پذیری ازطریق نوآوری است اما توانائیهای اجرای نهایی، نه تنها به کسب فناوری بستگی دارد بلکه به توانایی شرکتهای کوچک و متوسط برای اداره موثر فناوری جدید و فعالیتهای کلیدی مرتبط به آن برای انطباق موفق فناوری ازقبیل آموزش، بازاریابی، سرمایه گذاری مالی و… بستگی دارد. شرکتهای کوچک و متوسط نه تنها باید شخصاً هریک از فعالیتهای فوق را یاد بگیرند بلکه باید ظرفیت تقویت عملکرد ناشی از انطباق فناوری جدید را نیز به حداکثر برسانند. شرکتهای کوچک و متوسط باید یک اتصال استراتژیک میان همه ابعاد یک فراینـــــد نوآوری به وجود آورند. به علاوه در شرایطی که شرکتهای کوچک و متوسط می بایستی منابع تکنولوژیک را از شرکای بیرونی (به طور مثال موسسات دولتی، شرکتهـــای بزرگ و نمایندگیها) بگیرند سرمایه گذاری موفق در امر فناوری بستگی به توانایی در تنظیم، سازماندهی، مدیریت موثر و روابط همکاری با این شرکا دارد. سرانجام مدیریت فناوری نیازمند این است که مدیران، یک دیدگاه درازمدت استراتژیک نسبت به کسب و کار اخذ کنند و برای نظارت و کنترل تاثیر تغییرات تکنولوژیک بر روی موقعیت بازار خود تلاش آگاهانه ای داشته باشند.

 

استراتژی بالقوه: بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط دارای محدودیت منابع برای فعالیتهای نوآوری هستند و غالباً فقدان تجربه و مهارتهای مدیریتی موردنیاز در درون موسسه برای تضمین یک موفقیت (سود) اساسی از اکتساب فناوری هستند. بنابراین، شرکتهای کوچک و متوسط احتمالاً نیازمند استفاده از برنامه های همیاری هستند کـــه برای کمک به آنها در زمینه های منابع انسانی و فناوری مدیریت به کار می روند. به علاوه، به دلیل اینکه مدیریت فناوری موثر بستگی به آگاهی از فناوری های جدید و رویدادهای نوآوری و شناخت و درک محیط درونی دارد که فناوری را به کار خواهدگرفت. توانایی شرکتهای کوچک و متوسط برای مدیریت موثر فناوری ازطریق برنامه های طراحی شده برای آماده ساختن آنان ازطریق دسترسی سریع به بازارهای قابل استفاده مرتبط و اطلاعات فناوری بیشتر خواهدشد.

همچنین، فعالیتهای متعددی وجود دارد که باید برای حمایت موثر از یک فناوری و دانش فناوری جدید توسط مدیران شرکتهای کوچک و متوسط صورت پذیرد، فعالیتهایی از قبیل:

 

آموزش پرسنل: آموزش پرسنل یکی از مهمترین فعالیتهای حمایتی از اکتساب فناوری جدید است. بسته به نوع فناوری، ممکن است برای برخی ازشرکتهای کوچک و متوسط استخدام پرسنل با مهارت بالاتر ضروری باشد. با وجود این، علی رغم محدودیتهای مالی، بسیاری از آنها ممکن است برای کسب دانش فناوری موردنیاز، برنامه های آموزشی درون یا بیرون سازمان را انتخاب کنند.

مدیریت فناوری: مدیریت فناوری کارا نیاز به حمایت موثر (نه فقط درگیر شدن) مدیریت ارشد در نظارت سیستماتیک و ارزیــــابی زمینه های فناوری مربوط به شرکت و یک تلاش خودآگاه برای تفکر درباره تاثیر تغییر فناوری بر موفقیت بازار بنگاه دارد. به علاوه، مدیریت موثر فناوری های جدید نیازمند انعطاف پذیری استراتژیک و یک آمادگی برای به کارگیری فناوری های جدید در تولیدات و فرایندهای شرکت به منظور حفظ موقعیت رقابتی آن است. سرانجام ممکن است فکر شود که درگیر شدن مدیریت فناوری در ایجاد یک واحد تحقیق و توسعه یا استخدام یک مدیر فناوری امری ضروری نباشد. باتوجه به آنکه برای بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط ممکن است توجیه هزینه ایجاد یک واحد و یا یک پست جدید مشکل باشد.

 

شبکه سازی: همان طور که در بالا ذکر شد، شبکه سازی با دیگر شرکتها و شرکای تجاری به عنوان یک منبع مهم اطلاعاتی و ایده سازی برای نوآوری های فرایند و تولید است، دو مورد از مهمترین منابع اطلاعــــــــاتی عرضه کنندگان و مشتریان هستند. این فاکتور نیاز به ارتباطات حمایتی در بین واحدهایی دارد که با مشتریان تماس دارند مانند (فروش و بازاریابی) و همچنین میان واحدها و تماس منظم با عرضه کنندگان.

استراتژی های بازاریابی موثر یک فاکتور کلیدی برای کامیاب شدن شرکتهای کوچک و متوسط در اکتساب و توسعه فناوری ها است. فقط ازطریق جذب مشتریان جدید است که شرایط می تواند برای انطباق فناوری جدید فراهم شود. توانایی مدیران بازاریابی برای ارتباط موثر با مشتریان بالفعل و بالقوه و برگرداندن نیازهای مشتریان به محصولات جدید و یا بهبود یافته ازطریق استفاده از فناوری است که عاملی برای موفقیت شرکتهای کوچک و متوسط در یک بازار جهانی رقابتی محسوب می شود.

ناحیه چالش چهارم: گزینه های توسعه فناوری

در بسیاری از کشورها، دولتها که به اهمیت روزافزون شرکتهای کوچک و متوسط در توسعه اقتصادی و اجتماعی و اهمیت نوآوری در توانایی آنها برای رقابت واقف شده اند، تعداد زیادی برنامه های بودجه ای فدرال و مشوقهایی را برای ارتقای حمایت از توسعه فناوری در شرکتهای کوچک و متوسط تدارک دیده اند. به دلیل فقدان نسبی قابلیتهای فناوری درون سازمانی در شرکتهای کوچک و متوسط و محدودیت منابع دردسترس برای اختصاص به کسب وتوسعه فناوری، آگاهی دادن درمورد نحوه دسترسی به گزینه های مختلف توسعه فناوری و وجوه خارجی برای تحقیق و توسعه، مکانیسم هایی هستند که می تواند نقش برجسته ای در ایجاد توانایی شرکتهای کوچک و متوسط برای رقابت از طریق نوآوری بازی کند. مثالی از این برنامه ها در آمریکا، برنامه تحقیق و نوآوری درشرکتهای کوچک است. این برنامه درصدی از بودجه تحقیق و توسعه فدرالی را برای همکاری با کسب و کارهای کوچک و کمک به ایجـــاد مشارکت بین صنعت – دولت پوشش می دهد.

 

تعدادی از کشورها، دامنه گسترده ای از گزینه های توسعه فناوری را ایجاد کرده اند که می تواند برای کمک به ایجاد منابع موردنیاز برای توسعه فناوری و یا انطباق فناوری مفید واقع شود. بـــــــرای مثال، در آمریکا موافقت نامه های تحقیق و توسعه مشترکی بین آزمایشگاههای دولتی و شرکای بیرونی و معمولاً خصوصی طراحی و اجرا شده است که تاحد زیادی فرایند انتقال فناوری را برای این شرکتهــــا، آسانتر می سازد. گزینه هایی که می تواند برای کمک به تولید منابع و… برای توسعه و یا انطباق فناوری مفید واقع شود، عبارتند از:

 

قرارداد: یک قرارداد وسیله ای برای کسب فناوری است که بین دولت و یک پیمانکار منعقد می شود که در آن پیمانکار ملزومات یا خدماتی را برای اهداف توسعه فناوری برای دولت فراهم می آورد. قراردادها می توانند برای بودجه تحقیق و توسعه و برای توسعه فناوری های جدید مورداستفاده قرار گیرد.

قرارداد با هزینه مشترک: قراردادی است که هزینه های توسعه و اکتساب فناوری بین دولت و یک پیمانکار تقسیم می شود. این قرارداد، معمولاً برای موقعیتهایی مناسب است که فناوری مورد توسعه هم برای صنعت و هم دولت منفعت دارد.

توافقات حق الامتیاز: توافقی است که یک بنگاه یا یک دولت حق تولید یک فناوری و یا استفـــاده از فرایند تولیدی را دراختیار خود می گیرد و در بازگشت، اعطاکننده حق الامتیاز، برای دادن امتیاز، پولی را که معمولاً براساس فروش یـــــــا مدت توافق است به عنوان حق الامتیاز (ROYALTY) می گیرد.

 

توافقات استفاده از تجهیزات علمی: توافقی است که امکان استفاده از تجهیزات آزمایشگاههای فدرال را برای بخش دولتی یا خصوصی امکان پذیر می سازد. صنعت ممکن است این تجهیزات را به صورت غیراختصاصی (مالکانه) در مواردی که با انتشار نتایج یا محافظت از آنها موافقت می کند، مورداستفاده قرار دهد.

مبادله پرسنل تخصصی: برنامه هایی هستند که در آن پرسنل آزمایشگاههای فدرال و پرسنل بنگاههای خصوصی برای مبادله اطلاعات درمورد فناوری های جدید و تجمیع دانش و تجربه مبادله می شوند. متاسفانه موسسات کوچک و متوسط غالبـــاً از دامنه گسترده گزینه های مشــــارکتی توسعه فناوری یا برنامه های تشویقی آگاه نیستند. به علاوه، برای کسب و کارهای کوچک، توسعه قابلیتهای درون سازمانی آنها در مواجهه با جریان ورود فناوری های جدید وکاربرد آن مشکل است.

 

استراتژی های بالقوه: سیاستها و برنامه های دولتی که برای آموزش شرکتهای کوچک و متوسط درخصوص گزینه های دردسترس طراحی شده است، توانایی شرکتهای کوچک و متوسط را در رقابت از طریق کسب و توسعه فناوری تسهیل می کند. ارتقای آگاهی درمورد گزینه های توسعه ای دردسترس، همچنین شیوه هــــایی که فناوری های جدید در قابلیت های رقابتی سهم دارند نیز برای شرکتهایی که انگیزه کمی برای نوآوری نشان می دهند و یا بقای درازمدت آنها موردتهدید است، بسیار مهم است. آگاهی از این موضوعها می تواند که شامل انتشار ادبیات، نمایشگاههای تخصصی، بازدید از شرکتهای کوچک و متوسط توسط متخصصان و کسانی باشد که آنها را در تماس با سازمانهای علمی، فنی و مالی مربوطه قرار می دهند.

 

 

 

مراجع و منابع

پدیدا بزرگترین مرجع علمی ایرانیان

ارسال نظر