X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

چینه شناسی در منطقه کپه داغ

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

الف )ژوراسیک در کپه داغ:

کاملترین سازندهای ژوراسیک ایران در رشته کوههای کپه داغ دیده می شود که ضخامت کلی آن در حدود ۳۰۰۰ متر است. این حوضه در تریاس میانی و احتمالاً بر اثر کوهزای سیمرین پیشین ظاهر شد و استقلال آن به صورت یک زون ساختمانی ـ رسوبی در ژوراسیک تحقق یافت. رسوبات ژوراسیک در این ناحیه، شامل سازندهای زیر است که خود بر اساس شواهد رسوب‌شناسی و دیرینه‌شناسی (بویژه میکروپالئونتولوژی) و لیتولوژی مشخص شده اند.

چینه شناسی در منطقه کپه داغ

 

الف )ژوراسیک در کپه داغ:

کاملترین سازندهای ژوراسیک ایران در رشته کوههای کپه داغ دیده می شود که ضخامت کلی آن در حدود ۳۰۰۰ متر است. این حوضه در تریاس میانی و احتمالاً بر اثر کوهزای سیمرین پیشین ظاهر شد و استقلال آن به صورت یک زون ساختمانی ـ رسوبی در ژوراسیک تحقق یافت. رسوبات ژوراسیک در این ناحیه، شامل سازندهای زیر است که خود بر اساس شواهد رسوب‌شناسی و دیرینه‌شناسی (بویژه میکروپالئونتولوژی) و لیتولوژی مشخص شده اند.

 

سازند کشف رود:

مقطع نمونه، نام آن از رودخانه کشف رود که در جنوب شرقی کپه داغ جاری است و دشت رسوبی مشهدرا به وجود آورده گرفته شده است. از نظر لیتولوژی شامل ماسه سنگ ها و شیل‌های سیلتی ـ رسی با فسیل‌های گیاهی است که بطور وسیع در بستر سفلای کشف رود در جنوب کپه داغ بیرون‌زدگی دارد. در مقطع نمونه، روی این سازند، سازند مزدوران به طور هم شیب قرار گرفته است. ولی در ناحیه آق دربند، سازند کشف رود با کنگلومرای قاعده ای و دگرشیبی زاویه‌دار مشخصی بر روی رسوبات ضخیم سازند آق دربند (متشکل از شیلهای زغال‌دار، ماسه سنگ توف، کنگلومرا، و آهک‌های محتوی آمونیت‌های تریاس) قرار دارد .

 در سازند کشف رود فسیلهای آمونیت، دو کفه‌ای و فرامینیفر یافت می شود که بر اساس همسن فسیل ها سن آن توآرسین (ژوراسیک تحتانی) تعیین شده است. سازند کشف رود از نظر لیتولوژی و چینه شناسی به نحو بارزی با سازند شمشک البرز مشابه است. محل برش الگو – برش الگوی این سازند در ۱۵ کیلومتری خاور روستای بغبغو سر راه مشهد به معدن زغالسنگ آق دربند بررسی شده است . ضخامت – ستبرای این سازند گزارش نشده است . تغییرات جانبی رسوبات نیز همچنان ناچیز است . ولی بطور معمول اندازه دانه ها از جنوب و خاور به سمت شمال و باختر کاهش می یابد . لایه های شیلی کشف رود مواد آلی فراوانی دارد و پذیرفته شده که منشأ گاز میدان خانگیران از سازند کشف رود است. فسیل شناسی – بخش بالایی سازند کشف رود دارای آمونیت و روزنه داران است . گسترش – کپه داغ  مرز زیرین – سازند کشف رود بایک دگرشیبی آشکار و یک کنگلومرای پیش رونده ، رسوبات تریاس بالا را می پوشاند  . مرز بالایی  در بالا سازند کشف رود ممکن است با سازند چمن بید و یا سنگ آهکهای سازند مزدوران همبر باشد که این ارتباط هم شیب است  . سازند های هم ارز – از نظر مقایسه منطقه ای و هم ارزی ، اتفاق نظر وجود ندارد . افشار حرب سازند کشف رود را از نظر رخساره و سن با بخش بالایی گروه شمشک قابل قیاس می داند . ولی سید امامی بر این باور است که سازند کشف رود یک واحد سنگی دریایی و توربیدایت است که نمی تواند معادل تمام و یا بخشی از گروه شمشک باشد . داده های منطقه ای بیشتر مؤید نظر افشار حرب است.

 

 

سازند چمن بید:

نام آن از دهکده چمن بید، واقع در کپه داغ و ۶۰ کیلومتری مغرب بجنورد گرفته شده است. از نظر لیتولوژی شامل مارن تیره، قیری و پیریتی آمونیت‌دار، و لایه‌های نازک آهکی است که ضخامت کل آن در مقطع نمونه ۲۰۰۰ متر است.

در این ناحیه کنتاکت زیرین آن، شیل‌های دریایی (که نامگذاری نشده) است و بر اساس فورامینیفرها، سن آن با ژوسین تعیین شده است. ولی کنتاکت فوقانی آن به طور تدریجی به سازند مزدوران ختم می‌شود، به نحوی که از جنوب غرب به شمال شرق آهک‌های نازک لایه چمن بید به تدریج به آهک‌ها و دولومیت های ماسیف مزدوران تبدیل می شود. ضخامت این سازند نیز به طرف شمال غرب رفته رفته کاهش می یابد و از ۲۰۰۰ متر ( در مزدوران) به ۶۰۰ متر در طاهرآباد می رسد. سن این سازند با تونین تا اکسفوردین است که تا اندازه‌ای با سازند دلیچای و قسمت زیرین سازند لار در کوه های البرز و همچنین با سازند بغمشاه و قسمت زیرین سازند قلعه دختر در ناحیه طبس معادل است. سازند باش کلاتع، شامل قسمت فوقانی سازند کشف رود و قسمتی از سازند چمن بید است.

سازند مزدوران:

مقطع نمونه و نام آن از تنگ مزدوران، واقع در بستر کشف رود (مشرق کپه داغ) انتخاب شده است. از نظر لیتولوژی متشکل از آهک ضخیم لایه تا ماسیف به رنگ روشن، آهک دولومیتی متخلخل و دولومیت است که ضخامت آن در مقطع نمونه حدود ۵۰۰ متر می باشد، ولی به طرف جنوب شرقی به سرعت کاهش می یابد، به نحوی که سراجام رخساره های مشابه سازند شوریجه (ماسه سنگ‌ها و سنگ‌های قرمز تخریبی و سنگ‌های تبخیری) جانشین آهک و دولومیت‌های مزدوران می شود. در عوض در جهت مقابل، یعنی به سمت شمال غرب، ضخامت آن افزایش می یابد چنان که در نزدیکی شهرک سیرزار ضخامت آهک مزدوران به ۱۴۰۰ متر می رسد. سازند مزدوران در مقطع نمونه، بدون دگرشیبی واضحی بر روی سازند کشف رود (شمشک) قرار می گیرد و خود به وسیله رسوبات تخریبی قرمز رنگ سازند شوریجه پوشیده می شود. ولی هرقدر از محل مقطع نمونه به سمت شمال غرب حرکت کنیم، سازند چمن بید در زیر سازنذد مزدوران به صورت زبانه‌ای نمایان و رفته رفته ضخیم می شود. در برخی نقاط، ضخامت چمن بید به حدی می‌رسد که بکلی جانشین مزدوران می شود. این مسئله هم سنی و هم ارزی سازند سه گانه را نشان می‌دهد (شمیرانی ۱۳۶۵).

بر اساس فسیل‌های موجود، سن این سازند، اکسفوردین ـ کیمریجین تعیین شده است. سازند مزدوران تا اندازه‌ای با آهک لار در البرز مرکزی و آهک اسفندیار در طبس معادل است (اشتوکلین ۱۹۷۲).

 

 

سازند شوریجه:

نام این سازند از دهکده شوریجه در انتهای شرقی کپه داغ گرفته شده است (افشار حرب، ۱۹۶۹، ۱۹۷۰ و کلانتری ۱۹۶۹). از نظر لیتولوژی شامل ماسه سنگ و کنگلومراست که در انتهای شرقی کپه داغ به صورت یک رخساره پسرونده در رأس سازند مزدوران دیده می شود. در بیرون زدگی‌های شمال غربی، واحد واجد لایه‌های ژیپس و آهک االیتی است و در ادامه آن، در همین سمت به طور جانبی و به صورت بین انگشتی، به سازند تیرگان متعلق به کرتاسه زیرین تبدیل می شود.

ضخامت سازند شوریجه بین ۲۵۰ تا ۹۰۰ متر متغیر است، کلانتری (۱۹۶۹)، سن رسوبات قرمز نوع شوریجه را کیمریجین می داند، ولی با توجه به ارتباط جانبی آن با سازند تیرگان، سن بخش فوقانی شوریجه نئوکومین (کرتاسه زیرین) است.

سازند شوریجه تقریباً با سازند تخریبی قرمز رنگ ژوراسیک فوقانی ناحیه کرمان (قسمت فوقانی سازند بیدو)، لایه‌های قرمز رنگ بیدو و احتمالاً با نمک‌های فوقانی سازند راور ـ دربند و با سازند ژیپس ـ ملافیر البرز مرکزی معادل است.

به عقیده سید امامی (۱۳۵۰) به احتمال زیاد قسمتی از رسوبات شوریجه به کرتاسه تحتانی تعلق دارد.

 

 

ب )کرتاسه در منطقه کپه داغ

مطالعات دقیق زمین‌شناسی ناحیه کپه داغ به وسیله زمین‌شناسان شرکت نفت نشان داده شده است که اولاً رسوبگذاری در حد بین ژوراسیک و کرتاسه حالت پیوسته داشته و کامل‌ترین رسوبات کرتاسه ایران در این ناحیه به ویژه در شرق کپه داغ وجود دارد، یعنی حرکات کوهزایی کرتاسه اثر چندانی بر این حوضه رسوبی ندشته است. رسوبات کرتاسه در منطقه کپه داغ تنوع زیادی دارد. و به همین دلیل واحدهای لیتواستراتیگرافی زیر به عنوان واحدهای چینه‌شناسی غیر رسمی در آن برقرار شده است:

 

سازند تیرگان :

نام این سازند از دره تیرگان واقع در مشرق کپه داغ مرکزی انتخاب و به وسیله زمین‌شناسان شرکت ملی نفت به کار گرفته شده است. این سازند از آهک‌های ضخیم لایه تا ماسیف ٱٱلیتی و آلی تخریبی ساخته شده و در تمام رشته کپه داغ بیرون‌زدگی ”ن دیده می شود. به علت سختی و مقاومت در مقابل فرسایش ارتفاعات و قلل منطقه را تشکیل می دهد. ضخامت آن در شرق رشته کوه‌های کپه داغ در حدود ۵۰ متر تا کمتر از آن است، ولی به طرف غرب ضخامت آن زیاد می شود و در محل مقطع نمونه (دره تیرگان ـ مغرب بجنورد) به ۷۰۰ متر می‌رسد. سازند تیرگان بطور هم‌شیب و گاهی بین انگشتی بر روی سازند شوریجه (ژوراسیک فوقانی) قرار می گیرد و خود به طور هم‌شیب و تدریجی و در برخی مناطق نیز به حالت پیشرونده بر روی رسوبات پسرونده شوریجه پوشیده می شود. رخساره های سازند تیرگان نشانه حالت پیشرونده بر روی رسوبات پسرونده شوریجه حتی تا اوایل کرتاسه زیرین هم ادامه داشته باشد.

سن سازند تیرگان اساساً نئوکومین بوده و در برخی نواحی ممکن است تا آپسین هم ممتد باشد ولی به عقیده سیدامامی (۱۳۵۰) سن آن معادل بارمین فوقانی تا آپسین تحتانی است.

سازند سرچشمه:

نام این سازند از دهکده سرچشمه واقع در شمال بجنورد انتخاب شده و شامل مارن‌های خاکستری و شیل‌های مدادی رنگی است که در آن به طور فرعی رسوبات آهکی اربیتولین دار به حالت بین لایه‌ای وجود دارد. ضخامت این سازند از شرق (۱۰۰ متر) به غرب (۵۰۰ متر در مرکز کپه داغ) به تدریج افزایش می یابد. در حد زیرین آن سازند تیرگان قرار دارد که گاه با آن حالت بین انگشتی داشته است و در حد فوقانی آن نیز بک لایه کلیدی آهک صدف‌دار با آمونیت‌های آپسین بالایی وجود دارد که قله سازند سرچشمه بشمار می رود و سازند سنگانه به طور هم‌شیب روی آن دیده می شود. سن سازند سرچشمه، آپسین (زیرین و فوقانی) تعیین شده است.

سازند سنگانه:

    نام این سازند از دهکده سنگانه، در شرق رشته کوههای کپه داغ، در نزدیکی کلات انتخاب شده است. از نظر لیتولوژی شامل شیل‌های سیاه رنگی است که به علت سستی و فرسایش عموماً دره‌ها را تشکیل داده است. شیل‌ها حاوی قلوه هایی از رس آهن‌دار بوده و در آن رسوبات سیلتی ـ آهکی نیز به طور فرعی و به حالت بین لایه‌ای وجود دارد. ضخامت آن نیز از شرق به غرب افزایش یافته و بین ۷۰۰ تا ۲۰۰۰ متر در تغییر است.

در کنتاکت زیرین آن یک لایه آهکی صدف‌دار متعلق به سازند سرچشمه به طور هم‌شیب قرار دارد و کنتاکت فوقانی آن نیز با سازند آمونیت‌ها هستند که گاهی بسیار درشت بوده و به طرز زیبایی حفظ شده اند. نامبرده بر اساس این فسیل‌ها سن آن آلبین تعیین شده است. (کلانتری ۱۹۶۹). محل برش الگو- برش الگوی آن در ۴ کیلومتری شمال باختری روستای سنگانه، در ۷۰ کیلومتری شمال خاوری مشهد در نزدیکی کلات مطالعه شده است.سازند سنگانه، دو ویژگی آشکار دارد، یکی سیمای ریخت شناسی تپه ماهوری فرسوده و پشته مانند به رنگ سبز-خاکستری، دوم گرهک های عدسی و بیضوی شکل از رس های آهن دار که گاه هسته ای از سنگواره آمونیت دارد.فسیل شناسی آمونیت گسترش-کپه داغ مرز زیرین- همبری زیرین با سازند سرچشمه هم شیب است مرز بالایی- مرز زیرین با سازند آیتامیر هم شیب است سازندهای هم ارز- این سازند یادآور شیل های آلبین نواحی جام ، اصفهان و یزد (سازند غیررسمی دره زنجیر) و سازند کژدمی در زاگرس است.

 

 

سازند آتامیر:

نام این سلزند از کوه‌های آتامیر واقع در مغرب کپه داغ اخذ شده است. از نظر لیتولوژی شامل ماسه سنگ‌های گلو کونیتی و شیل‌های سبز زیتونی است که به علت سختی و مقاومت به حالت برجسته در کلیه منطقه کپه داغ در روی سازند سنگانه و در زیر مارن‌های سست سازند آب دراز قابل مشاهده است. اگر چه هر دو کنتاکت آن با سازندهای زیرین (سازند سنگانه) و سازند فوقانی (آب دراز) هم‌شیبی برقرار است، ولی به عقیده کلانتری (۱۹۶۹) بین سازند آتامیر و سازند آب دراز حالت دگرشیبی فرسایشی وجود دارد. سن سازند آتامیر، آلبین و سنومانین ذکر شده و ضخامت آن نیز از شرق به غرب (۲۰۰ تا ۷۰۰ متر) متغیر است.

 

 

 

سازند آب دراز:

       نام این سازند از دهکده آب دراز واقع در جنوب شرقی رشته کوه‌های کپه داغ اخذ شده است. از نظر لیتولوژی شامل آهک‌های مارنی سفید و شیل های بسیار یکنواخت آبی ـ خاکستری تا سبز روشن است که در آن فسیل های فراوان یافت می شود. ضخامت آن از شرق به غرب متغیر و از ۵۰۰ متر (در شرق) تا ۱۵۰۰ متر در طاهرآباد (غرب) می رسد. کنتاکت زیرین با سازند آتامیر هم‌شیب، ولی حالت دگرشیبی فرسایشی در آن برقرار است. به عقیده سید امامی (۱۳۵۱)، در منطقه چمن بید، بین کرتاسه پایینی و بالایی یک انفصال رسوبگذاری وجود دارد، به طوری که سازند آتامیر موجود نبوده و سازند آب دراز با سازند آب تلخ هم‌شیب است.

کنتاکت فوقانی سازند آب دراز با سازند آب تلخ هم شیب است.

سن سازند آب دراز از روی میکروفسیل‌ها، خارپوستان و اینوسراموس تورونین تا سانتونین تعیین شده است.

سازند آب تلخ:

نام این سازند از محلی به نام آب تلخ در مشرق کپه داغ گرفته شده است که بطور گسترده‌ای در کوه‌های جنوب شرقی کپه داغ بیرون‌زدگی آن دیده می شود. ضخامت آن ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ متر متفاوت بوده، و شامل شیل‌ها و سیلتستون‌های آبی ـ سبز تا خاکستری روشن است که بطور هم شیب بر روی رسوبات آب دراز قرار دارد و خود به طور هم‌شیب به وسیله سازند نیزار پوشیده می‌شود. در قاعده شیل‌های این سازند سه لایه گل سفیدی سرشار از فسیل خارپوستان و اینوسراموس وجود دارد که سن کامپانین را مسلم مس سازد.

سازند نیزار:

نام این سازند از تنگ نیزار، دره ای واقع در سر راه جاده مشهد ـ سرخس در کوه‌های مشرق کپه داغ انتخاب شده است و گسترش وسیعی در جنوب‌شرقی کپه داغ دارد. از نظر لیتولوژی بیشتر شامل ماسه سنگ های دانه ریز تا دانه متوسط و ماسیف است که به علت تخلخل زیاد سنگ مخزن بسیار خوبی محسوب می شود. سازند نیزار به طور هم شیب بر روی سازند آب تلخ و در زیر سازند کلات قرار دارد.

ضخامت آن در ناحیه سرخس بین ۱۰۰ تا ۲۵۰ متر متغیر است. به نوشته اشتوکلین (۱۹۷۲)، سازند نیزار معادل سری قره تکنیسک در ترکمنستان شوروی است. سن سازند نیزار ماستریشتین گزارش شده است.

 

 

 

سازند کلات:

نام این سازند از نام قلعه تاریخی کلات نادری در مشرق (شمال سرخس) گرفته شده و بیشتر در مناطق مکزی و شرق کپه داغ گسترش دارد. از نظر لیتولوژی شامل آهک های تخریبی دانه درشت است که در آن به طور فرعی لایه‌های ماسه سنگی نیز دیده می شود. ضخامت آن در حدود ۱۰۰ متر است و به طور هم‌شیب بر روی سازند ماسه سنگی نیزار و در زیر سازند شیلی نفته قرار دارد. در مغرب رشته کوه‌های کپه داغ سازند نمونه کلات دیده نمی‌شود، ولی رسوباتی وجود دارند که آن را معادل احتمالی کلات فرض می کنند و با دگر شیبی زاویه‌دار بر روی سازندهای آب دراز، آتامیر، و سنگانه قرار می گیرند. این کیفیت نشانه تاثیر زودرس کوهزایی اواخر کرتاسه در مغرب کپه داغ است که احتمالاً در کامپانین رخ داده است. (شمیرانی، ۱۳۶۳)، در حالی که در مرکز و مشرق کپه داغ از آن هنوز اثری نمی‌یابیم.

سن سازند کلات تنها به علت شباهت‌های لیتولوژیکی و موقعیت چینه‌شناسی، با سری میننسک در ترکمنستان شوروی ماستریشتین تعیین شده است.

سازند نفته:

این سازند فقط در مناطق شرقی کپه داغ وجود درد. وجه تسمیه آن از دهکده نفته در شرق کپه داغ بوده است. از نظر لیتولوژی، سازند مزبور شامل شیل های خاکستری رنگی است که گهگاه در آن لایه‌های آهک ماسه‌ای نیز دیده می شود. در تنگ نیزار، واقع در سر راه مشهد ـ سرخس لایه‌ای از آهک رودیست‌دار به صورت بین لایه‌ای وجود دارد که جنبه محلی دارد. ضخامت آن در ناحیه سرخس ۶۰ متر است. کنتاکت زیرین آن با سازند کلات هم‌شیب و کنتاکت فوقانی آن با سازند پستلیق (به سن پالئوسن) حالت پیوسته و تذدریجی دارد. بنابراین کوهزایی کرتاسه پایانی در مشرق کپه داغ تقریباً اثری جز خارج شدن از آب نداشته، ولی دئر بخش غربی موجب دگرشیبی شده است.

اشتوکلین (۱۹۷۲)، سازند نفته را معادل سری چاچینسک در ترکمنستان شوروی ذکر می کند که سن ماستریشتین دارد.

 

 

منابع :

http://geoaria.blogfa.com/post-9.aspx

ارسال نظر