X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

چگونه برگ درختان به طور همزمان شروع به ریختن می کنند

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

با خزان طبیعت ، برگ درختها هم یکی یکی زرد و قرمز و نارنجی می شوند. انگار با یک فرمان همزمان رنگ عوض می کنند و بعد برگها شروع می کنند به ریختن. فکر می کنید این هم نوایی عظیم چطور در طبیعت اتفاق می افتد؟ شاید این قضیه در ظاهر خیلی برای ما عادی شده ، چون هر سال فصل پاییز که می شود، همه از درختان انتظار برگریزان دارند و هر بهار همه انتظار شکوفه ، اما درختان پای هیچ برگه ای را امضا نکرده اند، که وظیفه ای این چنینی را بدون کم و کاست انجام دهند. اصلا چرا باید برگها، این کارخانه های غذاسازی درختان ، همه با هم و در یک مدت معلوم از آن جدا شوند؟ این پدیده یکی از پدیده های علمی شگرف روی کره زمین است ، که سالها و سالها طول کشید تا دانشمندان پرده از راز آن برداشتند. همه ما می دانیم که نور خورشید به عنوان منبع اصلی انرژی زایی زمین همیشه در حال تابش و پرتو افکنی است و طیف نورسفید که در طول موجهای معینی قرار دارد، عمومی ترین امواجی است که در زندگی روزمره ما نقش اساسی بازی می کنند. هر کدام از اجزای طیف نورسفید از بنفش تا قرمز در فعل و انفعالات حیاتی نقش خاصی را به عهده دارند، مثلا اشعه های قرمز آن که شامل قرمز، نارنجی ، زرد و سبز است گیاهان را وادار به رشد و نمو و تولید مثل می کند بخصوص مادون قرمز که نقش اصلی دارد و در عوض اشعه های آبی مرکب از بنفش نیلی و آبی از رشد و نمو سلولها جلوگیری می کند

با خزان طبیعت ، برگ درختها هم یکی یکی زرد و قرمز و نارنجی می شوند. انگار با یک فرمان همزمان رنگ عوض می کنند و بعد برگها شروع می کنند به ریختن. فکر می کنید این هم نوایی عظیم چطور در طبیعت اتفاق می افتد؟ شاید این قضیه در ظاهر خیلی برای ما عادی شده ، چون هر سال فصل پاییز که می شود، همه از درختان انتظار برگریزان دارند و هر بهار همه انتظار شکوفه ، اما درختان پای هیچ برگه ای را امضا نکرده اند، که وظیفه ای این چنینی را بدون کم و کاست انجام دهند. اصلا چرا باید برگها، این کارخانه های غذاسازی درختان ، همه با هم و در یک مدت معلوم از آن جدا شوند؟ این پدیده یکی از پدیده های علمی شگرف روی کره زمین است ، که سالها و سالها طول کشید تا دانشمندان پرده از راز آن برداشتند. همه ما می دانیم که نور خورشید به عنوان منبع اصلی انرژی زایی زمین همیشه در حال تابش و پرتو افکنی است و طیف نورسفید که در طول موجهای معینی قرار دارد، عمومی ترین امواجی است که در زندگی روزمره ما نقش اساسی بازی می کنند. هر کدام از اجزای طیف نورسفید از بنفش تا قرمز در فعل و انفعالات حیاتی نقش خاصی را به عهده دارند، مثلا اشعه های قرمز آن که شامل قرمز، نارنجی ، زرد و سبز است گیاهان را وادار به رشد و نمو و تولید مثل می کند بخصوص مادون قرمز که نقش اصلی دارد و در عوض اشعه های آبی مرکب از بنفش نیلی و آبی از رشد و نمو سلولها جلوگیری می کند، تا حدی که اشعه ماورای بنفش اثرات مخرب و زیانباری روی گیاهان دارد. و جالب این که اشعه های قرمز در فصل بهار به نهایت میزان خود می رسند و اشعه های آبی در فصل پاییز. و این طور است که اشعه های قرمز در بهار گیاهان را به فتوسنتز و رشد و نمو بیشتر وادار می کنند و این برگهای لطیف سبز رنگ از دل شاخه های قهوه ای و سیاه بیرون می زنند و در زمستان به دلیل اشعه های آبی و تاثیرات مخرب آن کلروپلاست ها یکی یکی رنگ می بازند و به کرومو، پلاست تبدیل می شوند که با رنگیزه های گزانتوفیل (زرد) ولیکوپن (قرمز) این منظره های زیبا را برای ما رنگ آمیزی می کنند. جدا شدن برگها یک طرح طولانی مدت زیستی است. درست است که نور به درختها فرمان رنگ عوض کردن می دهد، اما ریختن برگها اصلا تقصیر نور نیست ، یعنی حداقل نور به طور مستقیم در جدا شدن آنها نقش ندارد. به محض این که کار ساخت و ساز و تولید موادغذایی در پی از بین رفتن کلروفیل ها در برگها قطع می شود، لابلای سلولهای گیاهی هم چیزهایی شروع به فعالیت می کنند. در گیاهان هم مثل بدن ما موادشیمیایی به نام هورمون ، سنتز می شوند که فرمان های خاصی را به اندام های مختلف می رسانند. هورمونهای برگ ریزی درخت پیامی را به دیواره های بین سلولی گیاهان صادر می کنند. بین سلولهای گیاهی (برخلاف سلولهای جانوری که هیچ دیواره ای وجود ندارد) دیواره سلولی از جنس پکتوسلولزی است که وقتی فرمان افتادن برگ صادر می شود، این دیواره متلاشی و از هم جدا می شود. (وقتی دانه های به را داخل آب قرار می دهیم ، این دیواره با ایجاد حالت ژله ای در آب حل می شوند و چنین اتفاقی اینجا هم می افتد). پس پیوستگی بین سلولها از بین می رود، این طور می شود که ارتباط دمبرگ کم کم با شاخه قطع می شود، طوری که تنها به وسیله آوندها با هم ارتباط دارند، یعنی تنها شاهرگ حیاتی و آخرین نقطه اتصال. در مجراهای آوندی هم دیواره هایی به اسم تیل راه این شریان های حیاتی را می بندد و عبور و مرور موادغذایی تعطیل می شود و اینجاست که ارتباط فیزیولوژی برگ به طور کامل از ساقه قطع می شود و برگ در چنین حالتی براثر نیروی ثقل یا وزش کوچکترین نسیمی از ساقه جدا می شود. با سقوط برگ جدار سلولهای آن بخش از لایه جداکننده که روی ساقه باقی مانده ، از سوبرین (چوب پنبه) انباشته می شود، که همین ماده محل زخم ناشی از این سقوط را به طور کامل در ساقه می پوشاند. حتما می دانید که همه درختان هم خزان نمی کنند. در واقع تنها درختانی خزان می کنند که در طول دوره یکساله زندگی خود چند ماهی را در استراحت کامل به سر می برند. جالب این که این گیاهان به سرما احتیاج دارند؛ یعنی باید تا یک درجه خاص و طی زمان خاص سرما ببینند، تا این نیاز آنها برطرف شود و دوباره آماده رشد و نمو در آینده شوند. درختانی که در جنگلهای استوا هستند، هیچ وقت خزان نمی کنند آنها نیاز سرمایی هم ندارند. به چنین درختانی همیشه سبز می گویند. البته این به آن مفهوم نیست که برگ آنها هیچ وقت نمی ریزد، بلکه در آنها ریزش برگ به صورت تدریجی انجام می شود حتی بعضی درختان در ۲ نوع خزاندار و غیرخزاندار، دیده می شوند، مثل بعضی مرکبات ، یعنی شرایط آب و هوایی هم می تواند روی این عادت رشدی آنها موثر باشد. با وجود این که درختان در فصل سرما به خواب فرو می روند، فعل و انفعالات زیستی زیر این پوسته های سخت هرگز متوقف نمی شود، تا زمانی که در بهار اولین اشعه های قرمز خورشید دوباره آنها را وادار به شکوفه دادن و جوانه زدن کند.

ارسال نظر