X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

کارآفرینی خود بیکاران، و رفع موانع

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

چنان که در سه بخش گذشته اشاره شد، حضرت آیت‏اللّه‏ امینی، چندی است موضوع ازدواج و موانع آن در جامعه را به صورت عام و گسترده، در خطبه‏های نماز جمعه مورد توجه قرار داده‏اند. برخی از محورهای بحث مستقیما مربوط به ازدواج است و برخی چنین نیست ولی در ریشه‏یابی مشکلات و موانع، مورد توجه ایشان قرار گرفته است. از جمله مسئله فراگیر و مهم، اشتغال و بیکاری جوانان است. پرداختن به مباحث کشاورزی در گذشته، صنعت و لزوم جدیت و تلاش بیکاران، نیز عدالت در اشتغال در همین راستاست. مجله با انگیزه گسترش فرهنگ ازدواج و ساده‏زیستی، این مباحث را چاپ می‏کند، هر چند بخشی از گفته‏ها دست‏کم به این گستردگی تناسب چندانی با فضای مجله ندارد. در این شماره، گزیده ویرایش شده سه خطبه دیگر ایشان را تقدیم علاقه‏مندان کرده‏ایم.

کارآفرینی خود بیکاران، و رفع موانع

۳

چنان که در سه بخش گذشته اشاره شد، حضرت آیت‏اللّه‏ امینی، چندی است موضوع ازدواج و موانع آن در جامعه را به صورت عام و گسترده، در خطبه‏های نماز جمعه مورد توجه قرار داده‏اند. برخی از محورهای بحث مستقیما مربوط به ازدواج است و برخی چنین نیست ولی در ریشه‏یابی مشکلات و موانع، مورد توجه ایشان قرار گرفته است. از جمله مسئله فراگیر و مهم، اشتغال و بیکاری جوانان است. پرداختن به مباحث کشاورزی در گذشته، صنعت و لزوم جدیت و تلاش بیکاران، نیز عدالت در اشتغال در همین راستاست. مجله با انگیزه گسترش فرهنگ ازدواج و ساده‏زیستی، این مباحث را چاپ می‏کند، هر چند بخشی از گفته‏ها دست‏کم به این گستردگی تناسب چندانی با فضای مجله ندارد. در این شماره، گزیده ویرایش شده سه خطبه دیگر ایشان را تقدیم علاقه‏مندان کرده‏ایم.

 

 

 

جمعه ۱۲/۱/۸۴

 

در خطبه‏های گذشته عرض شد متأسفانه در اثر آنکه به توصیه‏های حضرت امام(ره) در مورد توسعه کشاورزی، خوب عمل نکردیم و آن گونه که منظور ایشان بود، خواسته‏هایشان محقق نشد، کشاورزان با مشکلات فراوانی روبه‏رو بوده و هستند. در خطبه‏های گذشته به دو مشکل اشاره شد. در نامه‏های رسیده و تماس‏های تلفنی مختلفی که توسط کشاورزان زحمتکش صورت گرفته، مشکلات دیگرشان را مطرح کرده‏اند که اگر فرصت بود، به آنها اشاره می‏کردم، ولی اکنون از ذکر آنها صرف نظر می‏کنم؛ چون ممکن است طولانی شدن بحث، خسته‏کننده و ملال‏آور باشد.

 

اگر دولت توجه بهتر و بیشتری به کشاورزی داشته باشد، به مشکلات پی برده و راه حل‏ها را پیدا خواهد کرد. به امید آن روز!

 

 

توسعه صنعت و بخش صنعتی

 

اما امروز، به یکی دیگر از راهکارهای ایجاد اشتغال اشاره می‏کنم که دولت در این باره سعی و کوشش کرده و آن سرمایه‏گذاری بیشتر در توسعه صنعت و بخش صنعتی است.

 

دولت بیشترین همتش را صرف رونق این بخش کرده است. بیشتر تشویقات دولت و سرمایه‏گذاری بانک‏ها در این بخش صورت گرفته، در بسیاری از صنایع موفقیت‏هایی پیدا کرده و به خودکفایی رسیده‏ایم؛ حتی بعضی از تولیدات صنعتی ما قابل صادرات است و باید از مسئولان محترم تشکر کرد، ولی نکته‏ای را در همین باره عرض می‏کنم و آن اینکه سرمایه‏گذاری در صنعت را می‏توان به دو صورت انجام داد:

 

گاهی اولویت را به صنایعی می‏دهند که سود بیشتری عاید سرمایه‏گذار می‏کند. تسهیلات بانکی، تشویقات و امکانات دولتی به سوی صنایعی که سود بیشتری می‏دهند سرازیر شده و برای آنها اولویت پیدا می‏کند.

 

این کار یک فکر و سیاست مخصوصی است، ولی معمولاً این سیاست سبب می‏شود اشتغال کمتری ایجاد شود؛ چون وقتی هدفِ بزرگ و اصلی، سود بیشتر باشد، صنایع بزرگی احداث می‏شود که تا حد ممکن اتوماتیک بوده و به کارگر کمتری نیاز داشته باشد. چون مهم‏ترین هدف، سود بیشتر بوده و صاحب سرمایه باید سود بیشتری ببرد، کارگر کمتری به کار گرفته می‏شود. این کار راهی برای توسعه صنایع است و دولت در ایجاد صنایع، این سیاست را به خرج می‏دهد، نیز از کسانی که این سیاست را تعقیب کرده و در آن موارد سرمایه‏گذاری می‏کنند، حمایت می‏کند. در سرمایه‏گذاری‏های خارجی هم به این نکته عنایت بیشتری می‏شود.

 

این کار از آن جهت که توسعه خوبی در صنعت پیدا می‏کنیم و تولیدات صنعتی زیادتر می‏شود، خوب است، اما با این کار، مسئله اشتغال حل نمی‏شود. مسئله اشتغال و مشکلات فراوانی که در مورد اشتغال داریم، به این شکل کمتر حل می‏شود؛ چون نیروی کار کمتری به کار گرفته می‏شود. این سیاست برای کشورهایی خوب است که با کمبود نیروی کار مواجه هستند و به دلیل نداشتن نیروی کافی، ترجیح می‏دهند این روش را انتخاب کنند، اما ظاهرا برای کشوری مثل ایران که نیروی کار فراوان و ارزان در اختیار دارد و به طور جدی با مشکل بیکاری روبه‏رو است، این روش و شیوه سیاستگذاری مناسب نیست.

 

 

راه‏اندازی صنایع کوچک

 

اما روش دیگر سرمایه‏گذاری در بخش صنعت، این است که علاوه بر آنکه سود اقتصادی را منظور می‏دارند، ایجاد اشتغال را هم مدّ نظر قرار می‏دهند و روی آن عنایت دارند؛ یعنی اگر بانکی بخواهد به کسی که قصد دارد کارخانه‏ای احداث کند، وام بدهد، علاوه بر مدّ نظر قرار دادن سود اقتصادی، به تعداد کارگران شاغل در آن نیز توجه می‏کند؛ به عبارت دیگر، علاوه بر مقدار تولید، به مقدار اشتغال‏زایی نیز توجه می‏کند.

 

این نگرش و راهکار خیلی مهم است! اگر این جور شد، این قبیل صنایع در استفاده از تسهیلات و تشویقات دولتی و تسهیلات بانکی اولویت پیدا می‏کنند. نتیجه این روش، آن است که باید صنایع کوچک و واحدهای اقتصادی و قطعه‏ساز کوچک را ترویج کرد؛ یعنی در آینده نباید از کارخانه‏ها و واحدهای بزرگ صنعتی حمایت زیادی کرد و باید بیشترین حمایت از صنایع کوچک و قطعه‏سازی‏ها صورت گیرد. در نتیجه، اگر قرار باشد تسهیلات دولتی یا بانکی برای کارهای صنعتی در اختیار کسی قرار گیرد، به مقدار اشتغال‏زایی آن نیز توجه می‏شود؛ چون اشتغال‏زایی جنبه اصالتی پیدا می‏کند.

 

لازمه این سیاست، آن است که صنایع کوچک را ترویج کنیم و به سمت ایجاد صنایع کوچک، واحدها و بنیادهای قطعه‏سازی و امثال آن برویم.

 

این هم روشی است که در آن، سود اقتصادی هم منظور است؛ چون باید در صنعت، سود منظور باشد، اما تنها هدف، آن نیست؛ بلکه تولید و اشتغال و امثال آن هم مهم به حساب می‏آیند.

 

معلوم است با ادامه این روش، می‏توانیم در طول مدت نسبتا کمی، مشکل بیکاری را تا حدی حل کرده و به تدریج، به طور کامل آن را از بین ببریم. بعضی کشورها در حال حاضر از این سیاست پیروی می‏کنند، حتی کشورهای بزرگ و سرمایه‏دار. از باب نمونه به یک کشور اشاره می‏کنم:

 

اخیرا در نوشته‏ای خواندم که در کشور ژاپن، کمپانی «تویوتا» (که همه شما با اسم آن آشنا هستید و ماشین‏های تولیدی آن در همه دنیا یافت می‏شود و در ایران هم محصولات آن فراوان وجود دارد و شرکت ماشین‏سازی بزرگی به حساب می‏آید) این روش را پیش گرفته است. این شرکت بزرگ با یکصد هزار کارگاه کوچک قطعه‏سازی پیمان بسته که هر یک از آنها قطعات خاصی را برای شرکت تولید می‏کنند.

 

یکصد هزار کارگاه، رقم زیادی است! نتیجه کار آنها را در تولید محصولات خود استفاده کرده و ماشین «تویوتا» تولید می‏کند. با این روش توانسته است با شرکت‏های بزرگ جهانی در همه کشورها رقابت کند.

 

وقتی به کشورهای مختلف بروید، ماشین «تویوتا» فراوان می‏بینید. این توانایی برای آن است که این روش را پیش گرفته است. به نظر می‏آید این، روش خوبی است؛ حداقل به اندازه‏ای که بنده می‏فهمم، این، روش خوبی است؛ چون اولاً، یک کارخانه بزرگ، صدهزار کارگاه کوچک ایجاد کرده است که هر کارگاهی تعدادی کارگر دارد. مجموع اینها از این راه سود برده و کارگران زندگی خود را می‏گذرانند. به نظر می‏آید سرمایه‏گذاری کردن در این قبیل کارها، برای کشور ما، بهتر است.

 

 

مزایای ایجاد صنایع کوچک

 

این نوع تولید، یعنی ایجاد و احداث واحدهای کوچک صنعتی و قطعه‏سازی‏ها، چند مزیت دارد که به آنها اشاره می‏کنم:

 

 

جذب افراد بیشتر

 

یکی از مزیت‏های این روش آن است که کارگر بیشتری مشغول به کار شده و برای کشورهایی نظیر ایران که نیروی کار فراوان دارند، مناسب است.

 

 

نیاز نداشتن به سرمایه بسیار

 

دوم، راه انداختن این واحدهای صنعتی، احتیاج به سرمایه‏های کلان نداشته، بلکه با سرمایه‏های جزئی و کوچک می‏توان چنین واحدهایی را تأسیس کرد. بر پا کردن واحدهای صنعتی کوچک به سرمایه‏های کلان احتیاج ندارد تا بگوییم باید خارجی‏ها بیایند و سرمایه‏گذاری کنند. برای حل مشکل اشتغال، باید به فکر این نباشیم آنها بیایند سرمایه‏گذاری کنند. آنها به مشکل اشتغال ما فکر نمی‏کنند، بلکه به فکر این هستند که در جایی سرمایه‏گذاری کنند که سود بیشتری داشته باشد. پس باید دولت عنایت بیشتری به این بخش داشته باشد.

 

نمی‏توان به کسی که از خارج برای سرمایه‏گذاری می‏آید، گفت با این کار چقدر اشتغال برای ما ایجاد می‏کنی؟ او فقط دنبال آن است که مقدار سودش را بداند!

 

واحدهای صنعتی کوچک می‏تواند پول‏های سرگردانی را که الان در کشور ما فراوان است و معمولاً اینها را در بانک‏ها نگهداری می‏کنند و سود آنها را بانک‏ها می‏برند، جذب کند. فعال شدن این واحدها می‏تواند سرمایه‏های جزئی را جذب کند، مثلاً اگر کشاورزی، زمین کشاورزی و یا مِلک خود را به چند میلیون تومان بفروشد و به جای آنکه پول آن را در بانک بگذارد و سودش را بگیرد و بخورد، در یکی از واحدهای صنعتی کوچک سرمایه‏گذاری کند، علاوه بر آنکه سود برده، تعدادی از افراد جامعه را نیز مشغول کرده و برای آنها شغل ایجاد نموده است.

 

به نظر می‏آید که این موقعیت خوبی است. به علاوه، اجناسی که در این صنایع کوچک ایجاد می‏شود، ارزان‏تر تمام شده و می‏توانیم صادرات داشته باشیم و با اجناس خارجی رقابت کنیم.

 

 

نیاز نداشتن به تخصص

 

از مزایای دیگر این طرح، آن است که احتیاج به مدیریت قوی و عالی و تخصص بالایی ندارد و با داشتن مدیریت محدود و تخصص تکنیسین‏های معمولی هم می‏توان چنین قطعه‏سازی‏هایی را بر پا کرده و اداره نمود. همه اینها شغل ایجاد کرده و افراد شاغل در این کارگاهها تخصص پیدا می‏کنند و با مسائلِ کاری آشنا می‏شوند.

 

 

راه‏اندازی در روستاها

 

مسئله دیگر، به دلیل اینکه می‏توان چنین صنایع کوچکی را در روستاها به وجود آورد، می‏توانیم با راه‏اندازی این واحدها در روستاها، از مهاجرت روستاییان به شهرها جلوگیری کنیم و از مشکلات فراوانی که مهاجرت روستاییان به شهرها به وجود آورده، بکاهیم. چه اشکالی دارد که این واحدها، مثلاً در یکی از روستاهای نائین باشد؟ لازم نیست حتما در تهران یا اصفهان باشد!

 

این کار عده‏ای را مشغول می‏کند و به این وسیله می‏توان جلوی مهاجرت را گرفت. چین به همین وسیله و با به کار بردن همین سیاست، موفق شده است. چون برای کشاورزان کار و اشتغال تولید کرده، توانسته است جلوی مهاجرت‏ها را بگیرد. بیش از نصف کارگاههای تولیدی و واحدهای کوچک صنعتی را در روستاها ایجاد کرده است. این کارِ راحتی است! به نظر من، این سیاست بهتری است، البته باید مسئولان در این باره تصمیم بگیرند، ولی این مطلب، پیشنهادی است که اگر روی آن دقت کنند و آن را قابل عمل بدانند، به نظر می‏آید بهتر است به آن عمل کنند. اگر بخواهیم در این سیاست موفق باشیم، باید همه همکاری کنند، هم مردم و

 

هم روستاییان و سایر ارگان‏ها و سازمان‏های دولتی، مثل سازمان زمین شهری، شهرداری‏ها، سازمان آب و برق، دولت و بانک‏ها.

 

به نظر می‏آید اگر همه همکاری کنند، بتوانیم سیاست صنایع کوچک را ترویج کنیم و موفق بشویم بحرانی را که با آن مواجه هستیم، حل کنیم.

 

پروردگارا، به ذات خودت سوگند! مسئولان ما را در حل مشکل اشتغال، موفق بدار!

 

در حل مشکل اشتغال به تصمیم‏گیری‏های کلان نیاز داریم. خدایا به آنها توفیق بده که تصمیم‏های کلان و بزرگ بگیرند و به این مشکل، به طور جدّی بیندیشند!

 

 

جمعه ۲/۲/۸۴

 

موضوع سخن ما، مشکل اشتغال و راه حل‏های آن بود. در خطبه‏های گذشته به دو راه حل اشاره کردیم: یکی توسعه کشاورزی و دیگری توسعه صنعت. در این باره تذکرات و مطالبی به عرض رسید. امیدوارم سخنان ما بی‏اثر نبوده و ان شاءاللّه‏ بتواند کمکی به حل این مشکل کند.

 

 

کارآفرینی

 

امروز می‏خواهم به مسئله دیگری اشاره کنم و آن توصیه‏ای به افراد بیکار و یا جویای کار است. به آنها عرض می‏کنم در عین حالی که دولت تلاش کرده و می‏کند که اشتغال ایجاد کند (و تا حدی در این راه موفق بوده) اما با توجه به کثرت بیکاران و افزایش روزافزون آنها، هر چه دولت اشتغال ایجاد کند، عاقبت کمبود کار وجود دارد. با این حساب، خدمت کسانی که جویای کار هستند، تذکری عرض می‏کنم:

 

برادران! منتظر نباشید که دولت برای شما کار ایجاد کند. آنها تلاش خودشان را می‏کنند. خودتان کارآفرین باشید و به اصطلاح، کاری برای خود دست و پا کنید! در پی کار بوده، خودتان هم به فکر باشید! نه آنکه فقط بنشینید و نامه بنویسید؛ به اداره کار نامه بنویسید، به ریاست‏جمهوری، به دفتر رهبری و یا به ادارات دیگر، که ما کار می‏خواهیم. خودتان بروید دنبال کار تا کاری پیدا کنید. تنها دنبال کار اداری یا استخدام در یک کارخانه بزرگ نباشید! دنبال کارهایی بروید که می‏توانید خو برای خودتان تهیه کنید؛ مثل انجام دادن یک سری کارهای کوچک حرفه‏ای و صنایع دستی که این کارها کم هم نیستند.

 

 

صنایع دستی

 

بسیاری از کارهای دستی هست که می‏توانید انجام دهید و به وسیله آن، درآمدی داشته باشید، البته مقداری دشواری دارد و مثل کار اداری نیست که پشت میز بنشینید، ولی به هر حال، امکان دارد شغل و درآمدی پیدا کنید. کارهای صنایع دستی، صنایع کوچک و این هنرها را فراموش نکنید. از این نمونه کارها زیاد داریم که می‏توانیم آنها را توسعه بدهیم.

 

از باب نمونه به بعضی اشاره می‏کنم: از صنایعی که می‏توان انجام داد، قالیبافی، گلیم‏بافی، جاجیم‏بافی، عبابافی، سبدبافی، زنبیل‏بافی، خیاطی، گلدوزی، گلسازی، تابلوسازی و ساخت انواع کیف‏های چرمی است. این جور کارها شاید از دویست مورد تجاوز کند. این کارها بسیار زیاد است.

 

بروید دنبال این کارها! پیدا کردن این قبیل کارها عیب نیست، اشتغال به این کارها عیب نیست؛ هنر است، کمال است. مخصوصا بعضی از اینها که جنبه هنری هم دارد. دنبال اینها بروید! ننشینید و فقط بگویید که کی دولت برایمان کار ایجاد می‏کند!

 

بعضی از دولت‏ها، مثل دولت چین با ایجاد کارهای دستی موفق شدند بیکاری را کنترل کرده و بر این مشکل چیره بیایند. آثارش را هم می‏بینید، آثار صنایع دستی آنها همه بازارها را پُر کرده است. اگر به خارج بروید یا به سفر حج مشرف شوید، می‏بینید بازارها پُر از انواع و اقسام صنایع دستی چینی‏ها است. متأسفانه در بازار خودمان هم هست. چیزهایی که می‏توانیم خودمان به صورت دستی درست کنیم، نمی‏کنیم و آنها درست می‏کنند و به بازارهای ما می‏فرستند. با این کارشان موفق شدند بازارهای جهان را اشغال کنند. چرا ما این کار را نمی‏کنیم؟!

 

اگر در این قسمت‏ها، با دولت همکاری نکنیم، هر چه دولت شغل ایجاد کند، باز مشکل اشتغال باقی است.

 

بعضی صنایع غذایی هم کار خوبی است. صنایع غذایی را کاملاً به آنها احتیاج داریم و می‏توانیم آنها را در کشور توسعه داده و یا صنایع غذایی جدید ایجاد کنیم، مثل سوهان. چه کسی گفته است سوهان فقط باید در قم درست شود؟! در شهرهای دیگر هم می‏توان آن را درست کرد. سوهان چیز خیلی مهمی نیست. شهرهای دیگر هم می‏توانند سوهان تولید کنند.

 

گز و پولکی و آب‏نبات، چه ضرورتی دارد که فقط در اصفهان تهیه شود؟! در شهرهای دیگر هم می‏توانند آن را تولید کنند، قم هم می‏تواند این کار را بکند، یا مثلاً کلوچه لاهیجان. کلوچه تخصصی است، فقط برای آنها؟ در همین جا هم می‏توان آن را ساخت. چرا باید از آنجا بیاورند اینجا بفروشند؟! یا باقلوای یزد و امثال اینها که قابل توسعه است و می‏شود در شهرهای دیگر هم تولید شوند. علاوه بر آن، کار هم ایجاد می‏شود. به جای اینکه بنشینید تا از اصفهان گز بیاورند، خودتان بروید گز بسازید! اصفهانی‏ها به جای آنکه بنشینند تا از قم برایشان سوهان ببرند، خودشان سوهان درست کنند.

 

این کارها اشتغال ایجاد می‏کند، علاوه بر اینها، در صنایع غذایی، می‏توانیم غذاهایی را درست کنیم. انسان وقتی به خارج می‏رود، می‏بیند انواع و اقسام مختلفی از صنایع غذایی هست که بعضی از آنها به ایران می‏آید. چرا خودمان در اینجا درست نکنیم؟!

 

برای اینکه با دولت همکاری بکنیم و بتوانیم بر این مشکل چیره بیاییم، باید مقداری طرز تفکر خود را عوض کرده و خودمان هم وارد معرکه شده و کار ایجاد کنیم.

 

چقدر زیبا است آدم با دست خودش، کاری را ایجاد کند!

 

یک وقتی ما در یکی از کشورها، یک جایی میهمان بودیم. دلمه آوردند. دلمه غذای معمولی است، اما دلمه‏ها به گونه‏ای بود که آدم واقعا هیچ رغبت به خوردن‏شان نمی‏کرد. آنجا فکر کردم و با خود گفتم در ایران چه دلمه‏های خوبی درست می‏کنیم که یک جعبه‏اش می‏ارزد به همه اینها. آنها این محصولات را از کشورهای دیگر وارد می‏کنند، چرا ما به آن کشورها صادر نکنیم؟! البته آنها بسته‏بندی‏هایشان خوب و امکانات‏شان فراهم است که باید به این قسمت نیز عنایت شود.

 

این گونه صنایع یک سری مزایایی دارند که یکی، این است که سرمایه کلان نمی‏خواهند. یک جوان با سرمایه اندک می‏تواند اینها را راه بیندازد و کاری را بر پا کند. بر خلاف آن کارخانه‏ها؛ چون کارخانه‏های بزرگ را نمی‏توانیم با سرمایه کم راه‏اندازی کنیم، اما اینها را می‏شود؛ برای آنها، سرمایه کم کافی است. مدیریت خیلی تخصصی هم نمی‏خواهد. سوهان و گز درست کردن و امثال اینها که به مدیریت قوی نیاز ندارد. به علاوه، این صنایع به مکان خیلی مجلل و زمین وسیع احتیاج ندارد. در خانه‏ها هم می‏توان انجام داد، در روستاها هم

 

می‏توان انجام داد. یادم است سابقا در خانه‏ها قالی می‏بافتند، پارچه می‏بافتند، خیاطی و گلدوزی می‏کردند. اصلاً افتخار خانواده این بود که دختران‏شان را تربیت کنند و به آنها شغلی بیاموزند. یادم است در تابستان‏ها، حتی شخصیت‏های دانشگاهی برای اینکه هزینه دانشگاه‏شان را تأمین کنند، کار می‏کردند؛ پارچه‏بافی می‏کردند، کارگری می‏کردند. کار که عیب نیست! همین الان بعضی را سراغ دارم که از شخصیت‏های بزرگ هستند، ولی کار می‏کنند. چطور شد که این گونه به بیکاری عادت کردیم؟!

 

اما توسعه این کار به چند چیز احتیاج دارد که به آنها اشاره می‏کنم:

 

 

همکاری ادارات دولتی

 

یکی اینکه دولت و بانک‏ها، تسهیلاتی را به مقدار کافی و راحت، برای این کارها و در اختیار کسانی که می‏خواهند برای خودشان شغل پیدا کنند، بگذارند. وام خوداشتغالی که الان دولت اجرا می‏کند، کار بسیار خوبی است و من تقدیر و تشکر می‏کنم، اما اولاً مبلغ آن کم است. بعضی وقت‏ها نمی‏توان با این مبلغ شغلی را راه انداخت. علاوه بر آن، در گرفتن این وام، صدها مشکل وجود دارد. این قدر باید برود و بیاید، این طرف و آن طرف التماس کند، توصیه بگیرد تا بتواند وامی برای کار بگیرد.

 

پس باید دولت و بانک‏ها مقداری در این باره، تسهیل قائل شده و راحت‏تر این گونه وام‏ها را بدهند. شهرداری‏ها و سازمان مسکن و زمین شهری، سازمان آب و برق هم باید کمک کنند. اگر کسی خواست کارگاهی درست کند، شهرداری نگوید باید چقدر بدهی تا اجازه بدهم این کار را تأسیس کنی. بعد از آن هم بخواهد مبالغ هنگفتی از او بگیرد و مشکل‏تراشی بکند. اگر بخواهند مشکل را حل کنند، باید بگذارند کار راه بیفتد، بعد به فکر جلب منافع باشند. سازمان آب و برق و امثال اینها، مقداری آسان بگیرند. هر کسی خواست بیاید چنین کاری بکند، آب و برق و تلفن و امثال اینها می‏خواهد و اینها هم همیشه مشکل ایجاد می‏کنند و ادارات نمی‏خواهند آنها را حل کنند. امیدوارم ادارات مقدار بیشتری عنایت داشته باشند و بیشتر کار کنند.

 

 

یادگیری حرفه و فن

 

مسئله دیگر اینکه بعضی کارها به آموزش نیاز دارد؛ حرفه یا فن به آموزش نیاز دارد، البته خیلی تخصصی و مهم نیست، بلکه به راحتی می‏شود این کار را انجام داد.

 

آموزش هم لازم است، البته الحمدللّه‏ دولت عنایت دارد و آموزشگاههای فراوانی برای آموزش دادن حرفه و فن وجود دارد. آنها هم انجام وظیفه کرده و کار می‏کنند. کسانی که خواستار شغل هستند، می‏توانند به آنجا بروند و آموزش‏های لازم را یاد بگیرند، مخصوصا اوقات فراغت تابستان، فرصت خیلی خوبی است که به آموزشگاهها بروند و کاری یاد بگیرند و با شغلی آشنا شوند.

 

 

کار و هنر

 

مسئله دیگر، آنکه صنایع دستی را باید به عنوان هنر ترویج کرد. صدا و سیما باید ترویج کند، روزنامه‏ها باید بنویسند. نه اینکه صدا و سیما هم بخواهد مبلغ زیادی را بگیرد تا ترویج کند. وظیفه صدا و سیما است که این کار را بکند و صنایع دستی را به عنوان ارزش در جامعه معرفی کرده و ترویج نماید. همه این کارها محترمند! اگر یکی از کارها را در صدا و سیما معرفی و تبلیغ کردند، به عنوان ارزش مطرح می‏شود و افراد به دنبال آن می‏روند.

 

 

صادرات

 

مطلب آخر اینکه دولت وسیله صادرات مقداری از تولیدات را که قابل صادرات است، فراهم کند. این کار فقط از دولت برمی‏آید. در گذشته، در اکثر خانه‏ها دار قالی بود. قالیبافی افتخار بود. در کشورهای خارجی، فرش دستباف ایران افتخار بود، حتی به نام شهرها معروف بود، مثلاً فرش چهارمحال و بختیاری و … . این کار، هم درآمد داشت، هم اشتغال‏زایی داشت، هم افتخار بود و هم هنر بود. چطور شد که در خارج، بازار فرش ما به دست بنگلادش و هند و چین و امثال اینها افتاد؟! لابد علتی دارد! دولت باید علت آن را بررسی کرده و آن را برطرف کند تا بازار فرش دستباف ایران رونق پیدا کند.

 

حیف است این افتخار و هنر قالیبافی را از دست بدهیم! امیدوارم در این باره هم دولت و مسئولان کمک کنند.

 

پروردگارا، مسئولان محترم ما را در حل هر چه بهتر و بیشتر مشکل اشتغال، موفق بدار!

 

 

جمعه ۲۳/۲/۸۴

 

موضوع سخن ما، مشکل بیکاری و اشاره به بعضی از راه حل‏ها بود. در این باره در چندین خطبه مطالبی به عرض رسید. امیدواریم بی‏اثر نباشد. امروز در همین باره به بعضی از موانع که موجب بیکاری یا تشدید این مشکل می‏شود، اشاره می‏کنم.

 

تردیدی نیست که مسئولان محترم نظام و دولت تلاش کرده و سعی می‏کنند هر ساله، تعدادی شغل جدید ایجاد کنند. بدین وسیله از مسئولان محترم تشکر می‏کنم. آنها نهایت سعی خودشان را می‏کنند. اگر بر این مشکل چیره نیامده و موفق به حل مشکل بیکاری نشده‏اند، علل دیگری دارد.

 

 

تقسیم عادلانه فرصت‏ها و امکانات

 

علاوه بر ایجاد اشتغالات جدید، چیز دیگری هم لازم است و آن عبارت است از اینکه اگر فرصت‏های شغلی جدید، عادلانه و طبق واقعیات، به نیازمندان واقعی آن، طبق لیاقت و استعداد و صلاحیت آنان تقسیم می‏شد، روز به روز مشکلات بیکاری کمتر می‏شد، اما متأسفانه فرصت‏های شغلی، به خوبی تقسیم نمی‏شود.

 

در این باره به چند مشکل اشاره می‏کنم:

 

 

بازنشسته‏های جویای کار

 

یکی از مشکلات اینکه بازنشسته‏ها و کسانی که بازخرید شده‏اند، اینها هم در صدد هستند شغل پیدا کنند. اینها هم جزء بیکاران حساب می‏شوند و تلاش می‏کنند شغلی دست و پا کنند. با توصیه، با رفاقت‏بازی، با هر طریقی، مثل آشنایی سعی می‏کنند شغل جدیدی برای خودشان پیدا کنند.

 

طبیعی است هر شغلی را به دست آورند، کسانی که مستحق واقعی شغل هستند، بیکار می‏مانند! از این قبیل افراد در کشور کم نداریم؛ فراوان هست.

 

 

چند شغل داشتن!

 

مشکل دیگر، مشکل کسانی است که با اینکه شغل دارند، اما می‏خواهند در کنار آن، شغل دومی به دست آورند. افراد دو شغله و سه شغله فراوان داریم؛ پیش از ظهرها یک جا کار می‏کنند، بعدازظهرها یک جا و شب‏ها در جای دیگر! این قضیه نمونه‏های فراوانی بین اساتید دانشگاه، فرهنگیان، کارمندان و در بین بقیه اقشار دارد. گاهی می‏بینی فردی استاندار است، اما در عین حال، شغل سابق خودش را که مثلاً تدریس در دانشگاه است، رها نمی‏کند و در کنار استانداری، به تدریس در دانشگاه هم ادامه می‏دهد. فردی وزیر است، ولی دلش نمی‏آید شغل سابق خود را رها کند، بنابراین در دانشگاه هم تدریس می‏کند. افرادی در پُست‏های حساس هستند و این طرف و آن طرف می‏روند و برای خود، کارهایی دست و پا می‏کنند! فردی نماینده مجلس است، اما شغل سابق خود را که تدریس در دانشگاه بوده، رها نمی‏کند. لااقل موقتا چند وقتی، چند سالی این کار را تعطیل کن تا بیچاره بیکاری سر کار برود! از این سه شغله‏ها و دو شغله‏ها زیاد داریم.

 

معلوم است که اینها برای درآمد و رفاه بیشتر تلاش می‏کنند که شغل دوم و سومی پیدا کنند. می‏خواهند درآمد بیشتری پیدا کنند که در برابر تجمل‏گرایی (که جامعه ما را دارد از هستی ساقط می‏کند) بتوانند توقع خانواده‏هایشان را بهتر و بیشتر برآورده کنند. اگر بیکار نداشتیم، خوب بود اینها هم می‏رفتند کار دوم و سوم می‏کردند اما با وجود این همه بیکار در کشور، آیا انصاف است دو شغله، سه شغله، پاره‏وقت و تمام‏وقت بودن؟! آیا درست است؟! آیا عادلانه است؟! آیا این وضع سبب نمی‏شود هر چه دولت شغل ایجاد کند، فوری اینها بریزند و آنها را بگیرند؟! وقتی آنها را می‏گیرند، کی ضربه می‏خورد؟ همان بیکار واقعی که شغلی ندارد. تازه اول زندگی‏اش است. چکار کند؟! دولت نمی‏خواهد فکری به حال اینها بکند؟ آیا راه حل ندارد؟! آیا مسئولان نمی‏توانند فکری بکنند؟!

 

تا وقتی که این مشکلات حل نشود، بر بیکاری نمی‏توانیم چیره بیاییم؛ چون به طور مرتب بیکار زیاد می‏شود؛ افرادی که واقعا احتیاج به کار دارند، روز به روز زیادتر می‏شوند. اگر تبعیضات کم نشود، مشکلات حل نمی‏شود و همین طور ادامه پیدا می‏کند! نمی‏دانم مسئولان نمی‏خواهند کاری در این جهت بکنند؟!

 

 

بانوان جوینده کار

 

مشکل سوم، خانم‏های جوینده کار است. خانم‏های جوینده کار روز به روز زیاد می‏شوند. سابقا خانم‏ها خیلی دنبال کارهای اجرایی و اداری نبودند. بیشتر در منزل کار می‏کردند و کمتر در بیرون فعالیت داشتند. کارهای بیرون منزل برای مردها می‏ماند، اما الان خانم‏ها هم به صحنه آمده‏اند.

 

ما هر سال، صدها هزار فارغ‏التحصیل دانشگاهی داریم که شصت و پنج درصد یا شصت درصد اینها خانم‏ها هستند. خانم‏ها به خوبی درس می‏خوانند و لیاقت خودشان را اثبات می‏کنند. در کنکور قبول می‏شوند و از مردها سبقت می‏گیرند. همه اینها صحی

ارسال نظر