X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

کاغذ سازی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

کلمه کاغذ ظاهرا از زبان سانسکریت وارد زبان فارسی شده است . لفظ اروپایی برای کاغذ از کلمه پاپیروس یونانی گرفته شده است و ضمنا قرطاس مصری را از ان می ساختند.کلمه قرطاس که امروزه به معنی کاغذ به کار می رود خودماخوذ از کلمه یونانی خارتس است ، به معنی چیزی که بر ان می نویسند و معادل ان در عربی ورقه و صحیفه است.ربع تا ثلث کاغذ نو از کاغذ های مستعمل ساخته می شود. جسم کاغذ الیاف به هم امیخته سلوز است که از حدود ۱۸۶۰ به اینطرف عمدتا از چوب به دست می اید . تکه های پارچه ( معمولا پنبه ای ) که از کارخانه های بافندگی و لباس دوزی به دست می اید برای ساختن کاغذ های تحریری و کاغذ هایی مانند کاغذ سیگار و نظایر ان به کار می رود . برای کاغذ ای خاص دیگر یا در جاهایی که چوب در دسترس نیست از نیشکر شیره گرفته، خیزران ،ساقه کتان مانیل ، کاه و الیاف دیگر استفاده می شود.

ولی قسمت عمده کاغذ جهان از مغز چوب به دست می اید. مغز چوب مکانیکی یا چوب اسیاب شده برای ساختن کاغذ روزنامه و دستمال کاغذی و سایر انواع کاغذ ارزان قیمت به کار می رود. ماده لینین چوب که الیاف را به هم می چسباند در کاغذ باقی می ماند و همین ماده است که سبب زرد شدن رنگ کاغذ در مقابل نور می شود ، مغز چوبی که از طریق شیمیایی بدست می اید تقریبا سلولز خالص است و ان را از جوشاندن همراه با فشار تراشه های چوب با یکی از سه ماده شیمیایی سود، سولفلت، یا سولفیت که لینین را حل می کند به دست می اورند.

کاغذ سازی و انواع آن :

– کاغذ: ورقه نازک هموار که معمولا از الیاف گیاهی ساخته می شود ولی ان را از مواد لیفی دیگر هم می سازن ، وبه طور عمده برای نوشتن و چاپ کردن به کار می رود. ولی موارداستعمال متعدد دیگر نیز دارد .

کلمه کاغذ ظاهرا از زبان سانسکریت وارد زبان فارسی شده است . لفظ اروپایی برای کاغذ از کلمه پاپیروس یونانی گرفته شده است و ضمنا قرطاس مصری را از ان می ساختند.کلمه قرطاس که امروزه به معنی کاغذ به کار می رود خودماخوذ از کلمه یونانی خارتس است ، به معنی چیزی که بر ان می نویسند و معادل ان در عربی ورقه و صحیفه است.ربع تا ثلث کاغذ نو از کاغذ های مستعمل ساخته می شود. جسم کاغذ الیاف به هم امیخته سلوز است که از حدود ۱۸۶۰ به اینطرف عمدتا از چوب به دست می اید . تکه های پارچه ( معمولا پنبه ای ) که از کارخانه های بافندگی و لباس دوزی به دست می اید برای ساختن کاغذ های تحریری و کاغذ هایی مانند کاغذ سیگار و نظایر ان به کار می رود . برای کاغذ ای خاص دیگر یا در جاهایی که چوب در دسترس نیست از نیشکر شیره گرفته، خیزران ،ساقه کتان مانیل ، کاه و الیاف دیگر استفاده می شود.

ولی قسمت عمده کاغذ جهان از مغز چوب به دست می اید. مغز چوب مکانیکی یا چوب اسیاب شده برای ساختن کاغذ روزنامه و دستمال کاغذی و سایر انواع کاغذ ارزان قیمت به کار می رود. ماده لینین چوب که الیاف را به هم می چسباند در کاغذ باقی می ماند و همین ماده است که سبب زرد شدن رنگ کاغذ در مقابل نور می شود ، مغز چوبی که از طریق شیمیایی بدست می اید تقریبا سلولز خالص است و ان را از جوشاندن همراه با فشار تراشه های چوب با یکی از سه ماده شیمیایی سود، سولفلت، یا سولفیت که لینین را حل می کند به دست می اورند.

سپس مغز چوب را می شویند و سفید می کنند و از غربال می گذرانند و ان را می زنند و خوب مخلوط می کنند. چون اب از غربال می گذرد ، ورقه ای از الیاف تشکیل می شود که به سبب کان خوردن در امتداد های مختلف در هم می روند و به ورقه ، شکلی حصیر مانند میدهند. یک تسمه نمدین و مرطوب بر غربال فشار می اورد و کاغذ را از روی ان بر می دارد و سپس ان را به نودرد های خشک کننده منتقل می کند. در پایان این عملیات ، کاغذ از میان نورد هایی اهنین می گذرد که ان را می فشارند و سطحش را صاف می کنند.برای ان که بافت و خاصیت چاپ پذیری و مقاومت کاغذ را بهتر کنند ، موادی اضافی بر خمیر ان می افزایند . برای ان که چاپ حروف و مخصوصا تصاویر با دانه های ریز بهتر شود، کاغذ مخصوص چاپ کتاب را با قشری از گل چینی مخلوط با نوعی چسب می پوشانند . برای انکه مرکب بر کاغذ تحریر پخش نشود صمغ ((راتیانج )) به خمیر ان اضافه می شود . کاغذ دیواری ضخیم است و  برای انکه اب نگیرد راتیانج به ان می زنند، و سطح ان را برای چاپ کردن نقشهای مورد نظر بر ان، مانند کاغذ کتاب اهار می زنند . کاغذ مستحکم لفاف و کیسه ، کاغذ کرافت است که از لینین حل شده در سولفات ساخته می شود.

تاریخچه کتاب :

ظاهرا کاغذ را مرد چینی به نام (( تسان لون )) در حدود ۱۰۵ م اختراع کرد و در چنین مراحلی تکامل خود را پیمود . کاغذ چینی مخلوطی از پوست درخت و کنف بود. کاغذ سازی در حدود ۶۱۰ م به ژاپن و در ۷۵۱ م به سمرقند راه یافت . در اواسط قرن دوم هجری کاغذ از سمر قند به بلاد اسلامی رسید. گویند (( فضل ابن یحیی برمکی )) نخستین کسی بوده است که در بغداد کارخانه کاغذ سازی دایر کرد. در قرن ۴ هـ ق کاغذ سازی در بغداد رواج تام داشت.

(( ابن الندیم )) از شش نوع کاغذی که در عهد او معروف بوده نام می برد، و می گوید کتاب را از کاغذ خراسانی می ساختند. از مشهور ترین شهر های ایران که در کاغذ سازی شهرت داشته (خونا )) یا ((خونج )) بوده که در زمان ((یاقئت)) به کاغذ کنان معروف بوده است . کاغذ در حدود ۹۰۰ م توسط مسلمانان به مصر و در حدود ۱۱۵۰ م توسط مورها به شاطلبه در اسپانیا رسید.

انواع کاغذ :

۱- کاغذ ابری : نوعی کاغذ تزئینی برای ورود یا درون جلد که از دوره تیموری به بعد در ایران رایج گردید. ابری های همدان و کشمیر معروف بوده است .

۲ – کاغذ بالیغ : کاغذ بسیار مرغوبی که در شهر پکن ( خان بالیغ _ شهر خان ) ساخته می شد.جنس کاغذ بسیاری از کتب و اوراق خطی نفیس ایران کاغذ خان بالیغ است.

۳ – کاغذ زر فشان : نوعی تزئین بر روی کاغذ ، برای زر افشان کردن کاغذ مقداری صمغ را با طرز خاصی روی کاغذ می پاشیدند و سپس ورقه های نازک طلا را به ان می چسباندند. تکه های طلا مانند ستاره روی صفحه کاغذ می درخشد، این نوع کاغذ را معمولا در حواشی کتب و اوراق گرانبها مصرف می کردند.

۴ – کاغذ زر نشان : نوعی تزئین بر روی کاغذ ، برای زر نشان کردن کاغذ ابتدا بر روی کاغذ مقداری نشاسته با صمغ می مالیدند و سپس ذرات زر را که بی شباهت به اکلیل فرنگی امروز نبوده است بر روی کاغذ می پاشیدند.این نوع کاغذ را برای کتب نفیس یا حواشی مرقعات و اوراق نفیس مصرف می کردند.

۵ – کاغذ سمرقندی : یکی از معروفترین و مرغوب ترین کاذ های مورد مصرف در طول سده های میانی دوران اسلامی که در شهر سمرقند ساخته می شد . کاغذ سمرقندی جزو اولین کاغذهای ساخته شده در جهان اسلام بود که در قرن دوم هجری ، مسلمانان به کمک کاغذ سازان چینی اولین کارگاه ساخت ان را در شهر سمرقند بر پا کردند و از این شهر صنعت کاغذ سازی به سایر بلاد اسلام راه یافت .

۶ – کاغذ شامی : نوعی کاغذ سفید و به غایت شفاف و لطیف منصوب به شهر شام.

 

سابقه ساخت کاغذ در ایران

ساخت کاغذ در ایران نیز سابقه کهن دارد و ایرانیان این صنعت را از دیرباز از چینیان آموخته بوده‌اند.

ابن‌ندیم می‌نویسد کاغذ خراسانی از کتان بدست می‌آید و کارگران چینی آنرا در خراسان همانند کاغذ چینی می‌ساختند و انواع آن ـ طلحی ـ نوحی ـ فرعونی ـ جعفری و طاهری است.نام‌هایی را که ابن ندیم یاد می‌کند نام‌هایی است که عرب‌ها به انواع کاغذ خراسانی داده بوده‌اند و بدیهی است در ایران باستان کاغذهای سغد سمرقند بنام‌های دیگری نامیده می‌شده است.

منظور ابن ندیم از خراسان سمرقند است زیرا عرب‌ها در سال ۸۷ هجری کارخانه‌های کاغذ‌سازی آن به شگفتی افتادند و از آن زمان است که مسلمانان با کاغذ آشنا شدند و بعدها از طریق کشورهای اسلامی کاغذ در سایر کشورها متداول و معمول گردید.۲

کاغذ سمرقندی و ترمه ایران در میان انواع کاغذ قرن‌ها شهرت و معروفیت بسزا داشته و به مراتب از کاغذ خانبالغ چین مرغوب‌تر و لطیف‌تر بوده است.

در قابوسنامه از کاغذ منصوری یاد شده است و عبدالواسع جبلی و انوری شاعران نامی هم از کاغذ سغدی یاد کرده‌اند. سغد به ناحیتی گفته می‌شد که سمرقند در دیگر شهرهای ماوراءالنهر هم کاغذ می‌ساخته‌اند.

گروهی معتقدند که مانوی‌های ایرانی در بوجود آوردن کارخانه‌های کاغذسازی در سغد پیشگام بوده‌اند و روابط آنها و ایجاد کارخانه‌های کاغذسازی درایران موثر بوده است. لیکن با بدست آمدن سنگ‌گور چند تن از شاهزادگان اشکانی در چین و روابط نزدیک پارت‌ها با کشور چین می‌توان تصور کرد که رواج کاغذ در ایران در دوران اشکانیان امکان‌پذیر بوده است.

کاغذ و کاغذسازی در گذشته

نوشتن پیش از ساخت کاغذ

پیش از ساختن کاغذ، مردمان باستان برای ماندگار کردن نظرهای خود از کنده‌کاری روی سنگ و چوب و لوح‌های گلی بهره می‌گرفتند.

گِل

سومری‌ها از هزارهٔ چهارم پیش از میلاد بر لوح‌های گلی می‌نوشتند. بابلی‌ها این روش را از سومری‌ها آموخته و کتاب‌خانهٔ بزرگی از لوح‌های گلی درست کرده‌ بودند. آن‌ها گل را به صورت ورقه‌ای کلفت در می‌آوردند و پیش از آن که خشک شود، دانسته‌های خود را به خط میخی روی آن کنده‌کاری می‌کردند. سپس، آن را در آفتاب خشک می‌کردند یا در کوره‌های سفال‌پزی، می‌پختند. از این لوح‌های گلی پخته، شمار زیادی از ویرانه‌های شهرهای باستانی میان‌دورود، به‌ویژه بابل، به دست آمده‌است.

 

سنگ

یکی دیگر از این مواد «سنگ» بوده‌است که دوام آن بمراتب از گل بیشتر است اما در عوض سنگین تر بودن آن بیشتر زحمت تولید میکرده، استعمال گل و سنگ بعلت اشکال حمل و نقل و بزرگی حجم چندان شیوع نداشته.

طلا و فلزات

همچنین گاه نوشتن روی ورقه‌های مسی، برونزی و گاهی طلا انجام می‌شد که لوح‌های زرین دورهٔ هخامنشیان از نمونه‌های آن‌هاست.

پوست جانداران

دست‌کم از هزارهٔ دوم پیش از میلاد، آدمیان آموختند که می‌توانند از پوست جانوران کاغذ چرمی(پارشمن) بسازند. ایرانیان روی پوست گاو، گاومیش و گوسفند و رومی‌ها بر پوست خر وحشی می‌نوشتند. پوست‌ها پس از دباغی و صیقل‌کاری به اندازهٔ نازک و نرم از کار در می‌آمدند که در زیبایی و نیکویی شاهکار به شمار می‌آمدند. پارشمن ایرانی ویژگی‌های بهتری داشت. برای نمونه، ایرانیان برای از بین بردن بوی ناخوشایند چرم، در روند ساختن پارشمن، به آن گلاب می‌افزودند. اوستا را نخستین‌بار روی ۱۲ هزار پوست گاو نوشته بودند. اعراب نیز بیش‌تر برای نوشتن قرآن و نوشته‌های با اهمیت (به دلیل گرانی) از پوست جانوران استفاده می‌کردند.

استعمال پوست نازک برای کتابت پیش از اسلام معمول بود، مسلمین نیز آن را بکار میبردند لیکن قیمت گزاف آن سبب شد که فقط آن را برای نوشتن نسخ قرآن و قرارنامه‌های رسمی و عهد و پیمانها استعمال کنند. ابوریحان بیرونی آورده‌است:[۳] «هندیها عادت نداشتند که مثل یونانیها بر پوست بنویسند. از سقراط پرسیدند که چرا بکار تالیف و تصنیف نمیپردازد گفت من نمی‌خواهم که آنچه را که از دل مردم زنده میتراود بر پوست گوسفند مرده بنویسم.» در اوایل اسلام نیز مثل دوره قدرت یهود خیبر مردم بر پوست کتابت میکردند و اوراق قرآن را بر پوست آهو نوشته بودند چنانکه یهود توراه را بر همان پوست مینوشتند». نوشتن بر روی پوست‌های نازک تا مدتها در مشرق و مغرب شایع بود و کتابخانه‌های مهم این کشورها کتبی بر پوست نوشته بزبان‌های یونانی و لاتینی و آرامی و عبری و عربی و غیره داشتند.

استخوان جانوران

اعراب بیش‌تر نوشته‌های خود را بر استخوان شانهٔ شتر یا سنگ‌های نازک سفید یا شاخه‌های پوست کندهٔ درخت خرما می‌نوشتند و به دلیل گرانی کم‌تر از پوست جانوران استفاه می‌کردند.

پاپیروس یا قرطاس

مصریان باستان از نزدیک ۲ هزار سال پیش از میلاد، از گیاه پاپیروس، که گونه‌ای از نی است، کاغذی می‌ساختند که به همان نام پاپیروس شناخته شد و امروزه به صورت واژهٔ Paper در زبان انگلیسی ماندگار شده‌است. در مصر سفلی جنگلهای بسیاری بوده‌است که گیاه پاپیروس در آنها میروییده‌است. مصریان مغز این گیاه بلندقامت زیبا را میگرفتند و آن را قطعه قطعه میکردند بعد بفشار صفحاتی از آن درست مینمودند سپس با آلتی از عاج آنها را صیقل میدادند بعد آن صفحات را بهم میچسباندند و به این ترتیب مجموعه‌هایی درست میکردند تا در نوشتن استفاده از آنها آسان باشد. این کاغذ را دربسیاری از مآخذ قدیمی «قرطاس» خوانده‌اند و سیوطی (متوفی سال ۹۱۱ ه\’.ق. / ۱۵۰۵ م.) یکی از امتیازات مصررا انواع قرطاس آن میشمارد. معروف است که ایرانیان در دوران خلفا جز بر پوست کلفت و نازک بر چیزی دیگر نمی‌نوشتند و میگفتند که «ما جز بر آنچه در مملکت ما فراهم میشود بر چیزی دیگر کتابت نمیکنیم».

برگ و پوست درختان

مردم هندوستان روی برگ و پوست برخی درختان می‌نوشتند. ابوریحان بیرونی که در سال ۴۴۰ ه\’.ق. (۱۰۴۸ م.) وفات کرده در باب ماده‌ای که مردم هند برای نوشتن بکار میبرده‌اند چنین مینویسد:

در بلاد جنوبی هندوستان درخت بلندقامتی است مثل درخت خرما و نارگیل که میوه آن را میخورند و برگهای آن بطول یک ذراع و عرض سه انگشت بهم چسبیده‌است. نام آن درخت به هندی «تاری» است. مردم هند مطالب خود را بر روی این برگها مینویسند بعد آنها را بوسیله نخی از سوراخی که در میان آنها میکنند بهم میچسبانند. اما در شهرهای مرکزی و شمالی هندوستان مردم پوست درخت توز را که بهوج مینامند و پرده‌های روی کمان را نیز از آن میسازند و در کتابت بکار میبرند، این پوست را که بقدر یک ذراع طول و به اندازه چند انگشت باز یا کمتر از آن عرض دارد مردم میگیرند و پس از چرب کردن و صیقل دادن ابتدا سخت بعد صاف میکنند سپس بر روی آن مینویسند و اوراق آنها را که پراکنده‌اند به اعداد متوالی شماره میگذارند و بعد از آنکه کتاب تمام شد آن را در یک قطعه پارچه میپیچند و درمیان دو لوح که بهمان اندازه کتاب اختیار شده مینهند و این قبیل کتب را «پوتی» میخوانند، مراسلات و نوشته‌های دیگر ایشان هم بهمین ترتیب بر روی پوست درخت توز نوشته و به این طرف و آن طرف فرستاده میشود.

شاید به همین دلیل باشد که امروزه به صفحه‌های کتاب یا دفتر، «برگ» می‌گویند. مسعودی که در سال ۳۴۵ ه\’.ق.(۹۵۶ م.) مرده از یک ماده دیگری که در هند بر آن مینوشته‌اند و نام آن را «کاذی» میگویند ذکر میکند و معلوم نشد که این «کاذی» همان «تاری» است که ذکر آن در بیان قول ابوریحان بیرونی گفته‌شد یا ماده دیگری بوده‌است. مسعودی میگوید که:

نامه پادشاه هند بخسرو انوشیروان پادشاه ایران بر روی پوست درختی بود که آن را «کاذی» میخواندند و آن را بزر سرخ نوشته بودند. این درخت که در هندوستان و چین دیده میشود درختی عجیب و زیبارنگ و بوی خوش آن مطلوب است، پوست آن نازکتر از کاغذ چینی است و پادشاهان چین و هند نامه‌های خود را بر آن مینویسند. ملل گذشته در نوشتن از مواد مختلفه استفاده کرده‌اند و این مواد اگر چه بعضی در مقابل گذشت روزگار پایدارمانده و محو نشده‌اند لیکن استعمال آنها به شرحی که سابقاً گفتیم بعلت کمیابی یا سنگینی یا بزرگی حجم عملی نبوده و همیشه استفاده از آن میسر نمیشده‌است بهمین علت عمر آنها هر قدر هم طولانی شمرده میشده نمیتوانسته‌است جاوید باشد بلکه پس از مدتی مردم از استعمال آنها دست برمیداشته‌اند

اما در سرزمین‌های شمالی هند پوست درخت توز را صیقل می‌دادند و روی آن می‌نوشتند. سپس برگه‌های نوشته شده را شماره می‌گذاردند و در پارچه‌ای می‌پیچیدند و نگهداری می‌کردند. نامه‌ای که پادشاه هند به انوشیروان نوشته بود و مسعودی در مروج‌الذهب به آن اشاره کرده‌است، بر پوست درخت بوده‌است. ایرانیان نیز برخی از نوشته‌های خود را بر توز، یعنی پوست گیاه خدنگ، می‌نوشتند. ابن‌ندیم از بیان ابومشعر بلخی نوشته‌است که:

ایرانیان برای آن‌که نوشته‌هایشان پایدار بماند روی توز می‌نوشتند که از درخت خدنگ به دست می‌آمد و خدنگ همان گیاهی است که چوب محکم دارد و از چوب آن تیر برای کمان می‌سازند.

به نظر می‌رسد رومیان نیز بخشی از نوشته‌های خود را روی پوست درختان ماندگار می‌کردند. چرا که واژهٔ لاتین Liber، به معنای پوست درونی درخت، برای کتاب به کار می‌رفت. اکنون نیز به جایی که کتاب‌ها در آن نگهداری می‌شود، Library، یعنی کتابخانه، می‌گویند.

کاغذ چینی، نخستین کاغذ

«خانبالیغ» نام قدیم پکن است که واژه‌ای ترکیبی از الفاظ فارسی است و شاید همین ریشه یکی از علل تغییر آن نام و تبدیل آن به پکن باشد! لیق و لیغ در فارسی دو مفهوم دارد: یکی به معنی ابریشم است و دلیلی که بر این ادعا دارم که پلی به سوی هزار توی تاریخ است، واژه «لیقه» است که به پوره‌ها و خرده ابریشمی گفته می‌شود که در درون دوات برای تعدیل انتقال مرکب به قلم مورد استفاده‌است و از چنان قدمتی هم برخوردار است که در زبان‌های دیگر سرزمین‌ها هم نفوذ کرده‌است. مفهوم دوم لیغ بیانگر اسامی «نی و نی بردی» است و تغییر شکل یافته آن چیغ است و آلاچیغ در حقیقت یادگار این تغییر و تبدیل هاست. ترکیب همین واژه با «خان» که برگرفته از خوان به معنی «سفره گسترده» است، شهر عظیم خانبالیغ (خانبالیق) را پدید آورده که حکایت از همبستگی و تفاهم عمیق و دراز مدت دو ملت است و خوانی گسترده از ابریشم

کاغذ خانبالیق یا کاغذ چینی یا کاغذ ختایی در انواع مختلف ساخته می‌شد، اما با ضخامت نسبتاً زیاد، زیرا که روش کتابت با قلم موی چینی‌ها نیاز به کاغذ ضخیم مقاوم در مقابل آب داشت.چینی‌های باستان نخست روی پارچهٔ ابریشم می‌نوشتند، اما از نزدیک ۱۵۰ سال پیش از میلاد، آموختند که می‌توانند پوست درخت توت را خرد کنند، به صورت خمیر درآورند و از آن کاغذ بسازند. آن‌ها به کاغذهای خود ساقه‌های کتان و رشته‌های تور ماهی‌گیری کهنه نیز می‌افزودند تا محکم‌تر شود. هر چند گیاهان در بیش‌تر جاها یافت می‌شدند، اما چینی‌ها شیوهٔ ساختن کاغذ را به صورت راز نگه داشته بودند. این راز زمانی فاش شد که عرب‌های مسلمان در سال ۱۳۳ هجری/۷۵۱ میلادی، اسیرانی را از چین با خود به سمرقند، از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین شهرهای دیرین ایران، آوردند. از جملهٔ اسیرانی که صالح‌بن‌زیاد از چین با خود به سمرقند آورد، کسانی بودند که در کار ساختن کاغذ مهارت داشتند. ایرانیان مسلمان شیوهٔ ساختن کاغذ را از آنان یاد گرفتند و آن را بهبود بخشیدند و به‌زودی سمرقند بزرگ‌ترین مرکز خرید و فروش کاغذ در جهان شد.

روش ساخت کاغذ

با این همه، از کاغذ برای بسته‌بندی، آرایش درونی ساختمان، صافی‌های صنعتی و پژوهشی و کارهای دیگر نیز بهره می‌گیرند. چینی‌ها نخستین مردمانی بودند که بیش از ۲ هزار سال پیش کاغذهایی مانند کاغذهای امروزی ساختند. ایرانیان مسلمان شیوه‌ی ساختن کاغذ را از چینی‌ها آموختند و آن را بهبود بخشیدند. شهر سمرقند برای سال‌ها بزرگ‌ترین مرکز ساختن و خرید و فروش کاغذ بود. سپس، در شهرهای دیگر، از جمله بغداد، دمشق، قاهره، مغرب، جزیره‌ی سیسیل و شهرهای مسلمان‌ نشین اسپانیا، کارخانه‌های کاغذسازی به راه افتاد .

کاغذ در اروپا

کاغذسازی از شمال آفریقا به سرزمین‌های مسلمان نشین اروپا، یعنی جزیره‌ی سیسیل(صقلیه) در ایتالیا و شهرهای شاطبه و قرطبه در اسپانیا(اندلس) راه یافت و در سال ۱۲۷۶ میلادی در ایتالیا و اسپانیا به فراوانی به کار می‌رفت. نخستین‌بار زایران مسیحی که از زیارت‌گاهی در اسپانیا بازمی‌گشتند، چند تکه کاغذ ساخت مسلمانان را با خود به مرکز اروپا بردند. پیش از آن، اروپایی‌ها از کاغذ پوستی و پاپیروس برای نوشتن بهره می‌گرفتند. اما کاغذ مسلمانان بر آن دو ماده‌ی نوشتنی برتری داشت. از این رو، بازرگانی نورنبرگی در سال ۱۳۹۰ میلادی نخستین کارخانه‌ی کاغذسازی را در آلمان بر پا کرد و در این کار از کاغذسازان ایتالیایی بهره گرفت که خود آن‌ها از شاگردان مسلمانان بودند. نخستین کارخانه‌ی کاغذسازی انگلستان نیز در سال ۱۴۹۰ کار خود را آغاز کرد که البته چیزی نبود جز یک آسیاب آبی از کار افتاده که برای خرد کردن چوب به کار گرفته شد.

کاغذسازی آرام‌آرام در اروپا گسترش یافت، اما تا سده‌ی نوزدهم میلادی ، مانند سرزمین‌های اسلامی، به صورت دستی انجام می‌شد. کاغذسازان قالبی بزرگ و پهن داشتند که شبکه‌ای توری مانند از سیم‌های نازک به هم بافته شده داشت. قالب را در ظرف بزرگی فرو می‌بردند که دارای خمیری آبکی از چوب خرد شده‌ی درخت بود. سپس قالب را از ظرف بیرون می‌آوردند، در حالی که سطح آن را لایه‌ی نازکی از خمیر چوب پوشانده بود. آن‌گاه قالب را چنان به راست و چپ و عقب و جلو تکان می‌دادند تا لایه‌ی یک‌دست و همواری از خمیر چوب به وجود آید و آب آن نیز بیرون رود. برگه‌ی خیس کاغذ را روی پارچه‌ی پشمی می‌گذاشتند و پارچه‌ی دیگری را روی آن برگه‌ی کاغذ می‌گذاشتند و برگه‌ی کاغذ دیگری را روی آن پارچه دومی می‌گذاشتند و همین طور برگه‌های کاغذی و پشمی را یک‌در میان روی هم می‌چیدند. در پایان، بسته‌ی به دست آمده را زیر ابزار فشرده کننده می‌گذاشتند تا آب آن بیرون بیاید. سپس کاغذها را در انباری آویزان می‌کردند تا خشک شوند. سرانجام، کاغذها را در حمام ژلاتین فرو می‌بردند و بار دیگر خشک می‌کردند تا آب زیادی را به خود نگیرند.

در سال ۱۷۹۸ میلادی، لوئیس رابرت فرانسوی دستگاه کاغذساز را اختراع کرد که بسیار ساده بود و قالب کاغذسازی آن چیزی مانند نوار نقاله بود که آن را با دست می‌چرخاندند و در نتیجه کاغذسازی را به طور پیوسته انجام می‌دادند. در سال ۱۸۰۴، هنری و سیلی فوردرینیر نمونه‌ی بهبود یافته‌ای از آن را در انگلستان ساختند. پس از این، دستگاه‌های دیگری ساخته شد که در کار آماده‌سازی خمیر کاغذ بسیار کارآمد بودند. سرانجام در سال‌های پایانی سده‌ی نوزدهم میلادی، دستگاهی ساخته شد که همه‌ی مرحله‌های آماده‌سازی خمیر تا ساختن برگه‌های کاغذ را انجام می‌دهد. نمونه‌های امروزی این دستگاه‌های خودکار نزدیک ۱۰۰ متر داراز و ۴ متر پهنا دارند و کاغذ را به صورت طاقه‌های استوانه‌ای بزرگی می‌سازند که ممکن است بیش از ۲۰ تن وزن داشته باشند.

ساختن کاغذ

تکه‌ای کاغذ بردارید. آن را از میان پاره کنید و با دقت به لبه‌ی پارگی نگاه کنید. در لبه‌ی پارگی، رشته‌های نازک و مو مانندی را می‌بینید که همانند رشته‌های پشمی نمد، در هم تنیده‌اند. این رشته‌‌ها از مولکول‌هایی به نام س لو ل ز ساخته شده‌اند. سلولز مولکولی نخ مانند و دراز است که پیکر گیاهان را می‌سازد. هر یک از رشته‌هایی را که درلبه‌ی پارگی کاغذ می‌بینید، از هزاران مولکول سلولز درست شده‌ که مانند رشته‌های طناب به دور هم پیچیده‌اند. چوب درختان مقدار زیادی سلولز دارند. از این رو، کاغذ را از چوب آن‌ها می‌سازند.برای ساختن کاغذ، درختان را می‌برند و به کمک دستگاه‌‌های ویژه‌ای، تنه‌ی آن‌ها را ریز ریز می‌کنند. سپس، تکه‌های کوچک چوب را با مواد شیمیایی(از جمله سود، سولفات یا سولفیت) و مقدار زیادی آب داغ، مخلوط می‌کنند. به این ترتیب، خمیری از رشته‌های سلولزی به دست می‌آید. آن‌گاه، خمیر را روی یک توری فلزی می‌ریزند تا آب اضافی خود را از دست بدهد. سپس خمیر از لابه‌لای چند غلطک می‌‌گذرد و آب خود را بیش‌تر از دست می‌دهد. پمپ‌های مکنده‌ی آب، به این کار کمک می‌کنند. سرانجام، خمیری که به صورت ورقه‌ی درازی درآمده است، با گذشتن از لابه‌لای غلطک‌های داغ، که در دستگاه‌های بزرگ بیش از ۱۰۰ عدد است، خشک می‌شود و به صورت کاغذ در می‌آید. در پایان کار، دستگاهی که به رایانه ارتباط دارد، کلفتی کاغذ، اندازه‌ی آب و شمار سوراخ‌های احتمالی موجود در آن را بررسی می‌کند. در صورتی که کلفتی کاغذ در همه‌جا یکسان باشد، اندازه‌ی آب مناسب باشد و تعداد سوراخ‌ها چندان زیاد نباشد، کاغذ برش می‌خورد و به بازار فرستاده می‌شود.

گاهی با بهره‌گیری از مواد دیگری، کاغذهای بهتری ساخته می‌شود. برای مثال، برای این که کاغذ سطح صاف‌تری داشته باشد و آب زیادی به خود نگیرد، نشاسته یا رزین به دست آمده از درخت کاج را به آن می‌افزایند. برای ساختن کاغذهای بسیار نرم و سفید نیز کاغذ را از لابه‌لای غلطک‌هایی می‌گذرانند که دمای بیش‌تری دارند و سطح آن کاغذ‌ها را با مخلوطی از خاک چینی و آب می‌پوشانند. هم‌چنین، برای این که کاغذ محکم‌تر شود، به آن پنبه می‌افزایند. اگر هم بخواهند از کاغذ، دستمال کاغذی درست کنند، به آن نرم‌کننده می‌افزایند و با کمک مواد شیمیایی، میکروب‌های آن را از بین می‌برند. بنابراین، با بهره‌گیری از مواد گوناگون می‌توانیم کاغذهای ویژه، مانند کاغذهای صافی، کاغذهای روغنی، کاغذهای خوش‌بو، کاغذ نقاشی، کاغذ خوش‌نویسی، کاغذهای صنعتی، کاغذ دست‌شویی و گونه‌های دیگر، ساخت.

کاغذسازی در ایران امروز

هرچند ایرانیان از پیشگامان ساختن کاغذ بودند، اما پس از اختراع دستگاه کاغذساز در اروپا، انبوهی از کاغذهای اروپایی به ایران و دیگر سرزمین‌های اسلامی وارد شد و بازار کاغذسازان دستی را که از شاگردان خود پس افتاده بودند، کساد کرد. پس از زمان اندکی، کاغذهای دستی برای همیشه برچیده شدند و زمان زیادی نگذشت که حتی خاطره‌ی پیشگامی در کاغذسازی نیز از یادها رفت. پس از چندی، نخستین دستگاه‌های کاغذسازی به کشورهای اسلامی وارد شد و ساختن کاغذ به شیوه‌ی نوین آغاز شد.

نخستین کارخانه‌ی کاغذسازی ایران پیش از جنگ جهانی دوم بنیان‌گذاری شد، اما چندان موفق نبود تا این که بیش از ۵۰ سال پیش دستگاه کاغذساز دست دومی به ایران وارد شد و در کرج به کار انداخته شد. کاغذهای ساخت این کارخانه نیز نتوانست با کاغذ خارجی رقابت کند و آن کارخانه به‌زودی به‌صورت کارخانه‌ی مقواسازی درآمد. در سال ۱۳۲۶ خورشیدی نیز شرکتی با سرمایه‌گذاری حسن‌علی حکمت، دکتر صلح‌دوست، عیسائیان و چند نفر دیگر، در ورامین بنیان‌گذاری شد که کاغذهای باطله‌ی ادراه‌ها و سازمان‌ها خوراک آن بود. سپس، در سال ۱۳۴۶ شرکتی به نام شرکت سهامی کاغذ پارس با سرمایه‌ی اولیه‌ی ۵۵۰ میلیون ریال در هفت‌تپه بنیان‌گذاری شد و نخستین کارخانه‌ی کاغذسازی ایران در سال ۱۳۴۹ کار خود را آغاز کرد.

در سال ۱۳۵۲، بزرگ‌ترین کارخانه‌ی کاغذسازی ایران به نام مجتمع صنایع چوب و کاغذ ایران(چوکا) با مشارکت وزارت صنایع(۶۰ درصد سهام) وزارت شاورزی و عمران روستایی(۴۰ درصد سهام) در کیلومتر شش جاده‌ی رضوان‌شهر به تالش بنیان‌گذاری شد و در سال ۱۳۵۷ کار خود را آغاز کرد. اوج‌ گیری انقلاب اسلامی و پیروزی مردم ایران بر نظام شاهنشاهی پهلوی به بسته‌شدن بسیاری از کارخانه‌ها از جمله همین کارخانه‌ی کاغذسازی انجامید که بیش‌تر از سوی خارجی‌ها اداره می‌شد. از سال ۱۳۶۱ تلاش‌های برنامه‌ریزی شده‌ای برای راه اندازی دوباره‌ی تولید کاغذ آغاز شد و با تحویل کارخانه به سازمان صنایع ملی ایران در سال ۱۳۶۴، این تلاش‌ها به بار نشست و از آن سال است که این کارخانه در کار ساختن کاغذ ایرانی بسیار پویا و کارآمد شده است.

ارسال نظر