X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

یک دختر تارزان دنیای واقعی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

او میگوید میمونها با دقت او را وارسی کردند و بعد از اینکه مدتی با تعجب به او نگاه میکردند برایش آب و غذا آوردند و به این ترتیب او را رسما در جمع خود پذیرفتند. مدت سه سال او در کنار میمونها زندگی کرده و توسط آنها نگهداری میشد تا اینکه یک روز در کنار رودخانه یک زن را به همراه نوزادش می بیند.

همه ما داستان زندگی تارزان ، مردی که توسط میمونها بزرگ شده است را شنیده ایم . بهتر است بدانید که تارزان دنیای واقعی یک زن است که اهل کلمبیاست و مدت ۳ سال از زندگی خود را در کنار میمونها سپری کرده است.

25a27 25a29

این زن که “مارینا” نام دارد در سال ۱۹۵۴ هنگامیکه تنها ۴ سال سن داشت از حیاط خانه شان در کلمبیا ربوده شد . او تنها چیزی که از آن روز به خاطر دارد دستهایی سیاه و لباسی سفید و بوی شدید مواد شیمیایی است . این سارق ناشناس به دلایلی که هرگز مشخص نشد او را ربوده و در جنگلهای خالی از سکنه کلمبیا رها کرد. او بعد از مدتی در جنگل به هوش آمد اما به قدری ترسیده بود که قادر به انجام هیچ کاری نبود و بعد از دو روز بدون آب و غذا در حال مرگ روی زمین افتاده بود که متوجه حضور میمونها در اطراف خود شد.
او میگوید میمونها با دقت او را وارسی کردند و بعد از اینکه مدتی با تعجب به او نگاه میکردند برایش آب و غذا آوردند و به این ترتیب او را رسما در جمع خود پذیرفتند. مدت سه سال او در کنار میمونها زندگی کرده و توسط آنها نگهداری میشد تا اینکه یک روز در کنار رودخانه یک زن را به همراه نوزادش می بیند.
این زن دخترک را به شهر میبرد و به این ترتیب او بعد از سه سال به آغوش خانواده اش باز میگردد. وی میگوید تقریبا حرف زدن را فراموش کرده و تا مدتها به جای استفاده از زبان انسانی صداهای نامفهومی که از میمونها آموخته بود را به کار میبرده است.
او که درسال ۱۹۷۸ ازدواج کرده است میگوید هرگز فراموش نمیکند که میمونها هم عضوی از خانواده اش بوده اند و او زندگی خود را مدیون آنهاست.

ارسال نظر