X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
header
متن مورد نظر

برزخ

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

عالم تکوین با همه زیر مجموعه ها و اجزای آن ، جملگی از آیات خداوند قادر متعالند. از جمله این آیات و نشانه های الهی ، ظهور فصلهای چهارگانه  عمر انسان است، که همانند ابرها ، در آسمان عمر انسان ، ظاهر می شوند و سپس با طوفان اجل، از پهنه آسمان محو می گردند . خالق نظام هستی ، فصول اربعه بهار ، تابستان، پاییز و زمستان را ایجاد نموده تا علاوه بر چرخش زیبای طبیعت ، انسان را به فلسفه خلقت عوالم وجود و غایت نظام  هستی متنبه سازد . طلوع و غروب خورشید و ماه و ستارگان ، علاوه بر روشنایی در روز و پوشاندن پرده سیاه در شب ، بیانگر واقعیت دیگری برای انسان متدبر است که همگان را بیداری بعد از مرگ، در این عالم تکوین آگاه می‌سازد. همان طور که نعمت خواب و بیداری قبل از خواب نشانگر  حیات واقعی پس از مرگ است اگر چ نردبان عقل و احساس و تجربه در شناخت این حیات کوتاه است ، اما با تدبر در محسوسات طبیعت و نظام آفرینش ، درک آن  آسان ترمی‌گردد .

 

مقدمه

عالم تکوین با همه زیر مجموعه ها و اجزای آن ، جملگی از آیات خداوند قادر متعالند. از جمله این آیات و نشانه های الهی ، ظهور فصلهای چهارگانه  عمر انسان است، که همانند ابرها ، در آسمان عمر انسان ، ظاهر می شوند و سپس با طوفان اجل، از پهنه آسمان محو می گردند . خالق نظام هستی ، فصول اربعه بهار ، تابستان، پاییز و زمستان را ایجاد نموده تا علاوه بر چرخش زیبای طبیعت ، انسان را به فلسفه خلقت عوالم وجود و غایت نظام  هستی متنبه سازد . طلوع و غروب خورشید و ماه و ستارگان ، علاوه بر روشنایی در روز و پوشاندن پرده سیاه در شب ، بیانگر واقعیت دیگری برای انسان متدبر است که همگان را بیداری بعد از مرگ، در این عالم تکوین آگاه می‌سازد. همان طور که نعمت خواب و بیداری قبل از خواب نشانگر  حیات واقعی پس از مرگ است اگر چ نردبان عقل و احساس و تجربه در شناخت این حیات کوتاه است ، اما با تدبر در محسوسات طبیعت و نظام آفرینش ، درک آن  آسان ترمی‌گردد . 

حیات دنیوی انسان چیزی شبیه فصول چهارگانه طبیعت است که دوران طفولیت و کودکی آن ، زمان ظهور انسان در عرصه زندگی دنیایی است ، سپس به دوران نوجوانی و جوانی و بعد به مرحله پیری پا می گذارد و کم کم به افق حیات دنیوی خود نزدیک شده و زمستان عمرش از راه خواهد رسید و دار فانی را برای وصول به دار بقاء وداع خواهد کرد .

از علی علیه السلام سئوال شد چرا از مرگ نمی ترسید و مرگ را دوست می‌دارید ؟ فرمود : چون نمونه الطاف خداوند را در دنیا دیده ام ، یقین دارم آن خداوندی که در دنیا به من لطف داشته و مرا در راه فرشتگان و پیامبرانش قرار داده پس از این جهان و در روز قیامت فراموشم نخواهد کرد ، از پذیرائی خدای بزرگ در آن روز بزرگ دلهره و ترس ندارم .

لذا آن حضرت می فرمود : علاقه من به مرگ از علاقه کودک شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است ( نهج البلاغه ).

انتظار مرگ ، نزدیک دیدن مرگ ، یقین به مرگ ، انسان را از انجام تکالیف و وظائف  فردی واجتماعی دنیوی و اخروی باز نمی دارد ، بلکه بهترین وسیله برای تلاش و ایجاد شور و نشاط برای انجام کارهای دنیا و آخرت است . مرگ و یاد مرگ یعنی ساختن و ساخته شدن .

 

 

 

 

 

 

عالم برزخ

برزخ از نظر لغت اصطلاح

کلمه « برزخ» معمولا در محاورات ، همراه با کلماتی مثل « مابین »، « ما بینهما » به کار می‌رود ، مثلا گفته می شود :« برزخ ما بین این دو » یا « برزخ بین دو چیز » و یا «برزخ بین دنیا و آخرت » و در قرآن شریف آمده است :

« بینهما برزخ لایبقیان « و جعل بینهما برزخا و حجراً محجوراً ».

مشاهده می شود که ، « برزخ» در دو آیه فوق همراه با کلمه « بینهما» به کار رفته است و این بدان علت است که « برزخ» در لغت به معنای « حاجز و مانع » است ،  و حاجز و مانع در محاورات یک معنای مستقلی نیستند ، درست مثل معنای « فی » در عربی و کلمه «در» در فارسی است . اگر چه این دو کلمه به خودی خود دارای معنی و مفهومی هستند [یعنی:تو ، داخل ، درون ] اما این معنا ، معنای مستقلی نیست و برای تمام شدن معنای آن احتیاج به کلمه یا کلمه های دیگر است ، مثل اینکه می‌گوئیم: « در خانه ، در مدرسه و     »  که کلمه « در » همراه با « خانه و مدرسه» توانسته است معنای خود را ایفا کند . روی همین حساب اگر معنای لغوی « برزخ » حاجز و مانع باشد باید معلوم شود حاجز میان چه و چه چیزی، و یا مانع میان کدام دو چیز .

برزخ در کتب لغت

۱-در کتاب « المنجمد » که کلمات مستعمله در لغت عرب را معنا می کند در ماده «برز» آمده است :

« البرزخ : الحاجز بین الشیئین ، ما بین الدنیا و الاخره من وقت الموت الی البعث»

یعنی : برزخ مانع میان دو چیز است ، و زمان میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت نیز برزخ است .

۲-کتاب « مفردات »  راغب اصفهانی که لغات قرآن شریف را معنا می‌کند در مورد «برزخ» آورده است :

« البرزخ : الحاجز و الحد بین الشیئین ، و البرزخ فی القیامه : الحائل بین الانسان و بین بلوغ المنازل الرفیعه فی الاخره و منه قوله تعالی : و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون».

یعنی : برزخ  مانع و حد فاصل بین دو چیز است ، و برزخ در قیامت همان فاصله  بین انسان و رسیدن او به درجات رفیع در آخرت است ، و از همین باب است فرمایش خداوند که فرموده : « پشت سر اینها ( مردگان ) برزخی است تا روز قیامت .

۳-و در کتاب «مجمع البحرین » در همان ماده آورده اند :

« البرزخ : الحاجز بین الشیئین ، البرزخ فی قوله (ع)  « نخاف علیکم هول البرزخ» هو ما بین الدنیا و الاخره من وقت الموت الی البعث ، فمن مات فقد دخل البرزخ ، و فیه الحدیث کلکم فی الجنه و لکنی والله اتخوف علیکم فی البرزخ ، قلت : و ما البرزخ ؟ قال : القبر منذ حین موته الی یوم القیامه ».

یعنی : برزخ مانع دو چیز است ، و در این حدیث از امام صادق (ع) که فرمود : « من از هول و سختی برزخ برای شما می ترسم » مقصود همان زمانی است که فاصله میان دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا قیامت است . پس هر کس که مرد ، داخل عالم برزخ می شود، و از همین باب است حدیثی که فرموده :« همه شما در بهشت هستید جز اینکه  من از عالم برزخ شما می ترسم ، سئوال شد : برزخ چیست ؟»

حضرت فرمود : « قبر است از زمان مرگ تا قیامت ».

 آنچه از کتاب نقل کتب لغت استفاده شد ، این بود که : « برزخ » دارای دو معنای لغوی و اصطلاحی است . معنای لغوی که همان حاجز و مانع است ، مانند پرده ای که بین زرده و سفیده تخم مرغ است . این پرده مانع از مخلوط شدن این دو ماده به یکدیگر است  ومعنای اصطلاحی که به معنای فاصله زمانی بین دنیا وعالم آخرت است .

قرآن شریف در مورد معنای اصطلاحی برزخ می فرماید :

«      حتی اذا جاء احدهم الموت قال : رب ارجعونی لعلی اعمل صالحا فیما ترکت کلا، انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون»

آنچه محل بحث است اینکه : وقتی مرگ آنها می‌رسد می گویند : « خدایا ما را به دنیا بازگردان تا اعمال صالح انجام دهیم» پاسخ این است که : « نه چنین است ، این حرفی است که اینها می زنند » سپس فرمود : «پشت سر اینها ، یعنی پس از اینکه از دنیا می‌روند ، تا روز قیامت عالم «برزخ » است .

در آیه شریفه ، حد فاصل بین مرگ و قیامت را « برزخ » نامیده است ، و دراحادیث فراوانی از ائمه معصومین نیز همین حد فاصل را عالم « برزخ» نامیده اند .

 

عالم برزخ از دیدگاه قرآن

عبدالله ادامه داد درست است بحث در ویژگی مرحله اول قیامت است اما به شرح عالم برزخ پرداخته بودیم و بیان کردیم که عالم برزخ برای اکثریت مردم که در حالتی متوسط از ایمان و کفر قرار دارند بی شباهت به حالت خواب نیست ، مومنان پیشرو و متنعم و کافران گرفتار انواع عقوبت و عذابند ( آیه ۱۰۰ ، مومنون ) ، برای احیای مردگان و برخاستن آنها از قبرها و حضورشان در دادگاه عدل پروردگار ، زمان زیادی وقت لازم نیست ، همانگونه که برای  مرگ انسانها زمان طولانی لازم نبود ، صیحه اول مرگ است و صیحه دوم فریاد زنده شدن و رستاخیز و حضور در دادگاه  عدل الهی « ان کانت الا صیحه واحده فاذاهم لدینا محضرون » (‌‌آیه ۵۳ سوره یس ) ای انسانهای به خواب رفته، ای خاکهای پراکنده و ای استخوانهای پوسیده به پا خیزید ، به پا خیزید و برای حساب و جزا آماده شوید .

در اینجا به بعضی روایات گویا و پر محتوی اشاره می کنند : عالم برزخ بهشت است  برای نیکوکاران و شهیدان که در آن متنعمند به نعمتهای الهی و دوزخ است برای گناهکارانی مانند آل  فرعون که صبح و شام در برابر آتش معذبند ، و در این رابطه علی علیه السلام در روایتی می‌فرماید: قبر یا باغی از باغهای بهشت است یا حفره و گودالی از گودالهای جهنم ( بحارج ۶ صفحه ۲۱۸).

حقیقت این است که آگاهی بر کیفیت عالم برزخ تأثیر زیادی در مسائل اعتقادی ندارد ، قرآن مجید اصل وجود عالم برزخ را در آیاتی چند با صراحت بیان نموده است ، همان‌گونه آل فرعون قبل از قیام قیامت هر صبح و شام از طریق عرضه شدن آتش بر آنها مجازات می شوند .

در سوره مومن آیه ۱۱ می فرماید : از قول عده ای که گرفتار عذاب در عالم برزخند می‌گویند : پروردگارا ما را دوباره میراندی و احییتنا دوباره زنده کردی اکنون به گناهانان خود معترفیم . آیا راهی برای خارج شدن از دوزخ وجود دارد ؟ «قالو ربنا امتنا اثنتین و احتیتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل » آنها که در این جهان اصرار به انکار معاد داشتند و پیامبران را به باد استهزاء می گرفتند در آنجا پرده های غرور و غفلتشان کنار می رود و چشم حقیقت بین آنها باز می‌شود و چاره ای جز اعتراف به گناه ندارند ، و گمان می کنند در آنجا اعتراف به گناه برایشان سودی دارد .

 

 

عالم برزخ کجاست ؟

دانستیم فاصله زمانی بین مرگ و قیامت « عالم برزخ » نامیده شده و مردگان تا برپائی قیامت ، در عالم برزخ به سر می برند . لازمه این علم این است که معتقد شویم همه آنهائی که از ابتداء‌خلقت عالم هستی تا کنون از دنیا رفته و از این پس نیز می میرند از انبیاء واولیاء و صالحین گرفته تا پادشاهان و ظالمین و مستکبرین و مشرکین ، همگی در آن عالم جمع هستند و در  انتظار برپائی قیامت به سر می برند که البته معتقد هم هستیم.

اینک به این نکته می پردازیم که : عالم برزخ کجاست ؟ آیا عالم برزخ جزء این عالم است ؛ یعنی آیا  عالم برزخ در همین دنیاست و مثلاً همین خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب دارد، و ارواح اموات چه مومن و چه کافر در روز این عالم یک حالت و در شب این عالم دارای حالت دیگری هستند ؟ یا اینکه طلوع و غروب خورشید برای اهل این دنیا تأثیر دارد و شب و روز برای برزخیان تأثیری ندارد ؟

اینها سئوالاتی است که در اذهان بسیاری از مؤمنین به معاد وجود دارد باید چند مطلب را خاطر نشان کرد که  :

 عالم قیامت هنوز بر پا نشده و یکی از مقدمات برپائی آن نابودی نظام این عالم است و به تعبیر قرآن ، قیامت وقتی برپا می شود که :

« اذا الشمس کورت ، و اذا النجوم النکدرت ، و اذاالجبال سیرت ، و     و اذا البحار سجرت     « اذا السماء انفطرت ، و اذا الکواکب انتثرت ، واذا البحار فجرت ، و اذالقبور بعثرت  « اذا وقعت الواقعه ، لیس لوقعتها کاذبه ، خافضه رافعه ، اذا رجعنت الارض رجا ، و بست الجبال بسا ، فکانت هباء منبثا»

خورشید منکدر و نابود شود ، ستارگان در هم بریزند ، کوهها غبار پراکنده شوند ، دریاها دگرگون شوند ، ستارگان در هم و برهم  شوند ، قبرها زیر و رو شوند ، زمین آن چنان به خود بلرزد که کوهها مانند پنبه زده شده شوند و زمین مانند غباری خفیف شود و    

اینها همه علائم فروپاشیدن نظام این عالم است ، و باید بدانیم تا این نظام وجود برپاست، عالم قیامت بر پا نشده و مردگان در عالم دیگری به نام « عالم برزخ » به سر می برند.

 در جای خود ثابت است که این خورشید و ماه در عالم قیامت وجود ندارند ، و خداوند متعال عالم قیامت را به وسیله نیروی دیگری روشن می کند و البته در آنهم اختلاف است که آیا نور و روشنائی قیامت ، بوسیله اعمال صالح هر شخص و آنهم برای خود اوست . همانگونه که قرآن شریف فرموده :

« یوم یقول المنافقون  والمنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نورکم ، قیل ارجعوا وراءکم فالتمسوا نورا     

در آن روز ، زنان و مردان منافق به مومنین می گویند : از نور و روشنائی خود به ما نیز بهره دهید . به آنها خطاب می شود : بازگردید و از پشت سرتان (دنیا) نور بیاورید .

و یا چیزی همانند خورشید ، عالم قیامت را روشن می گرداند و همه خلائق از آن بهره می‌گیرند ، در این مورد  نیز قرآن شریف می فرماید :

« و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاء‌الله ، ثم نفخ فیه اخری فاذا هم ینظرون ، اشرقت الارض بنور ربها و وضع الکتاب     

در صور دمیده می شود و همه آنهائی که در آسمان و زمین هستند از بین می‌روند مگر آنهائی را که خدا نمی خواهد . ( پایان دنیا ) ، برای مرتبه دوم صور دمیده می شود ، آنگاه است که قیامت بر پا می شود و زمین قیامت به نور پروردگارش روشن می‌شود و    

پس از بیان این سه مقدمه ، به اصل بحث که :« عالم برزخ کجاست ، خورشید و ماه این جهان ، شب و روز ما بر آنها هم اثر دارد یا نه » باز می گردیم .

در این مورد از میان آن همه احادیثی که هست به نقل چند حدیث می پردازیم :

 مرحوم شیخ کلینی درکافی به نقل از علی بن ابراهیم آورده است :

« علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، عن احمد بن محمد بن ابی نصر ، عن الحسین بین میسر قال: سألت اباعبدالله عن جنه آدم (ع) :  فقال جنه من جنان الدنیا تطلع فیها الشمس و القمر و لو کانت من الجنان الاخره ما خرج منها ابدا»

حسین بن میسر گفت : از حضرت صادق (ع) در مورد بهشتی که حضرت آدم (ع) در آن بوده سئوال کردم . حضرت فرمودند : آن باغی است از باغهای دنیا که خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب می کنند و اگر از باغهای قیامت بود هرگز آدم (ع) از آن خارج نمی‌شد.

مرحوم مجلسی نیز این حدیث را با سند دیگری در کتاب بحار نقل فرموده و بهر حال حدیث فوق از چند جهت قابل توجه است :

الف ) حضرت آدم (ع) در آن بهشتی که در عالم قیامت وعده داده شده خلق نشده و آن بهشت را مشاهده نکرده است .

ب ) در جائی از این دنیا بهشتی وجود دارد که قابل رؤیت و مشاهده انسانهای عادی نیست و نمی توانند به آنجا رفت و آمد کنند و در حقیقت می توان گفت : آن بهشت درعین حالی که در دنیاست ولی برای بشر از عوالم غیب محسوب است و البته باید توجه داشت که دنیا منحصر به کره زمین و چند صد کیلومتر اطراف آن نیست .

ج ) همین خورشید و ماه ، آن بهشت را روشن می کنند و بر آن طلوع و غروب دارند و بهترین دلیل « الف و لام » عهد حضوری است که حضرت بر کلمه « شمس و قمر» درآورده  و در حقیقت مثل این است که فرموده باشند : این خورشید و ماه بر آن طلوع و غروب دارند ، وگرنه باید « شمس و قمر » را بدون « الف و لام » و با تنوین ذکر می‌کردند و می فرمودند : « شمس و قمر » یعنی ماه و خورشیدی بر آن طلوع و غروب دارند .

 باز مرحوم شیخ کلینی به نقل از ضریس کناسی می نویسد :

« عده من اصحابنا ، عن احمد بن محمد ، و سهل بن زیاد ، و علی بن ابراهیم ، عن ابیه ، جمیعا عن ابن محبوب ، عن علی بن رئاب ، عن ضریس الکناسی قال : سألت ابا جعفر(ع) ان الناس یذکرون ان فراتنا یخرج من الجنه فکیف هو ، و هو یقبل من المغرب و تصب فیه العیون و الادویه ؟ فقال ابوجعفر (ع) : و انا اسمع ان الله جنه خلقها الله فی المغرب و ماء فراتکم بخرج منها ، و الیها تخرج ارواح المومنین من حفر هم عند کل مساء فتسقط علی ثمارها و تأکل منها و تتنعم فیها و تتلاقی و تتعارف فاذا طلع الفجرهاجت من الجنه   

ضریس گفت : از حضرت باقر (ع) پرسیدم : مردم ( مقصود اهل سنت است ) می‌گویند: «آب فرات از بهشت خارج میشود » چگونه می شود درست باشد در صورتی که این آب از مغرب جاری است ( یعنی سرچشمه اش از مغرب زمین است ) و در بین راه چشمه ها و جویبارهای دیگری هم به آن ریخته می شود ؟ حضرت فرمودند :« بلی من هم شینده‌ام ( مقصود شنیدن از پدران و اجدادشان می باشد ) که خداوند در مغرب زمین بهشتی خلق فرموده و آب فرات شما از آن خارج می گردد و ارواح مؤمنین عصر هر روز به آن بهشت می‌روند و از میوه های آن می خورند و از نعمت های دیگر خداوند بهره می‌گیرند و همدیگر را ملاقات می کنند و چون فجر صادق طلوع کند از آن خارج میشوند     »

توجه در جملات حدیث نکات زیر را روشن می کند :

الف ) بهشتی در مغرب زمین وجود دارد که آب فرات هم از آنجا عبور می کند .

 

برزخ یا قیامت صغری و عوالم چهار گانه حیات

قال علی علیه السلام : من مات قامت قیامه

آنگاه که انسان بمیرد قیامت او بر پا می شود

علی علیه السلام می فرماید :  هر وقت انسانی از این دنیا برود ، وارد قیامت خواهد شد . حال باید دانست که منظور  از این جمله نورانی امیرالمومنین علیه السلام چیست ؟ اجمالا باید گفت که قیامت صغری و کوچک منظور است و اما تفصیل آن عبارت است از اینکه انسان چهار مرحله را مشاهده می کند :

 حیات دنیایی که عالم ماده و جسم است .

 عالم مثال و برزخ که چه بسا از عالم ماده قویتر و لطیفتر است ، که این عالم را قیامت صغری و کوچک معرفی می کنند .

 عالم نفس که به قیامت کبری معروف است .

 عالم صفات و اسماء‌ الهیه که بالاتر از عالم نفس و قیامت است .

حال انسان این نردبان رشد و تکامل را باید از دنیا آغاز کند ، یعنی چند صباحی در دنیا زندگی می کند و پس از امتحانات و آزمایشات الهی که انجام می‌گیرد، مرگ او فرامی‌رسد و به عالم بالاتر یعنی عالم برزخ منتقل می شود و در آن حیات برزخی ، آمادگی پیدا می کند ، برای ورود در عالم قیامت کبری ، در حیات برزخی که همان قیامت صغری و کوچک انسان است ، چه بسا انسانهایی که در دنیا ، خویشتن خویش را صیقل نداده اند و خود را تزکیه نکرده اند ، کفاره این کج اندیشیها و کم کاری ها را باید با چشیدن عذابهای برزخی بپردازند ، تا آمادگی کامل پیدا کنند که به محض دمیده شدن در صور اسرافیل ، پاک و مصفی وارد قیامت کبری و  روز محشر شوند . باز در همین حیات برزخی ، حال چند هزار و یا چند میلیون سال طول خواهد کشید ، بسیاری از انسانها ، با آن همه عذابهایی را که تحمل کرده اند ، پاک و منزه نخواهند شد و باید در جهنم وارد شوند و بعد از مدتی که عذابهای دردناک والیم قیامت را چشیده اند ، وارد بهشت گردند،  و عده کثیری هم برای همیشه در جهنم مخلدند و باقی خواهند ماند و سپس انسانها با پشت سر گذاردن عالم دنیا و قیامت صغری یعنی برزخ ، و قیامت کبری یعنی نفس ، به عالم اسماء و صفات الهی پا می گذارند که نهایت تکامل انسان به این عالم و مقام نورانی منتهی می شود . توضیح بیشتر اینکه انسان دارای طبیعتی است مادی که بسیار ملموس و محسوس است و دارای محدودیت خاصی است و رشد و سیطره وجودی آن محدود است مثلا از بعد وزن و حجم و حواس پنجگانه بشری ، حد یقف  دارد و قابل رشد و گسترش بالائی نیست . حال از این عالم طبیعت انسان کمی بالاتر بیائیم ، می بینیم انسان دارای قوای باطنی و درونی است ، اینکه انسان فکر می کند، مطالبی را حفظ و در ذهن خویش نگه می دارد و دارای قوه خیال و وهم است ، و انسان در حیطه این قوه الهی ، کارهای بسیار عجیبی را انجام می دهد ، مثلا در ذهن خود حرکتهای ستارگان و سیارات را تصور می کند و یا به دریاها ، کوهها و دشتها می‌اندیشد و یا در یک لحظه ، کل تاریخ زندگی خود را در نوار ذهن خویش تماشا و مرور می کند و یا در یک چشم بهم زدن ، جهان مادی را دور می زند . این بعد معنوی انسان بسیار گسترده‌تر از بعد طبیعی و جسمی انسان است که آن را مثال متصل می نامند ، چون با انسان همراه و متصل است . حال همین نیرو اگر از انسان به طور موقت جدا شود آنرا مثال منفصل می گویند ،  چون جدای از انسان است . نام دیگر مثال را می شود برزخ نامید ، لذا برزخ متصل و برزخ منفصل خواهیم داشت .عالم خواب را ، برزخ منفصل معرفی می کنند که روح انسان ، به طور موقت از بدن فاصله می گیرد ، درعین حال سیطره ضعیفی  بر بدن  دارد . انسان در عالم خواب ، بسیار قویتر از عالم مثال و برزخ متصل ، عمل می کند . چرا که گستردگی او در عالم خواب نسبت به عالم بیداری که از ذهن و قوه مخیله و وهمیه  خود استفاده می کند ، قویتر خواهد بود .

لذتها و شادیها ، غمها و شدائد ، حرکتها و تنوعهای زندگی ، قابل قیاس با حالت بیداری انسان نیست ، لذا عالم مثال متصل و منفصل ، نمونه کوچکی است از عالم بالاتر که عالم برزخ و قیامت صغری است و همین طور عالم برزخ نمونه ای است از قیامت کبری و هکذا عالم قیامت نمونه ای از عالم اسماء و صفات کمالیه الهیه خواهد بود .

 

حیات برزخ برای همه و اثبات آن

حیات برزخی برای همگان خواهد بود و مخصوص گروه خاصی نیست  . آیاتی که برزخ را ثابت می کنند اطلاق و عمومیت آنها شامل همه انسانها با هر اعتقادی که دارند خواهد شد . علاوه بر شمول اطلاقات آیات و روایات برای جمیع خلائق ، دلائلی هم جداگانه برای مومنین و کفار و مشرکین وارد شده است که نمونه هایی را متذکر می شویم :

« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما اتیهم الله من فضله      

« گمان مبرید آنانی که در راه خدا به شهادت رسیده اند مردگانند ، بلکه آنان زنده اند و در پیشگاه خدا ، روزی می خورند،  آنان به فضل و رحمتی که خداوند نصیب آنها گردانیده شادمانند ، بشارت و مژده دهند به مومنانی که هنوز به آنها نپیوسته اند و بعداً در پی آنها به سرای آخرت خواهند شتافت ، که از مردن هیچ نترسند و از فوت متاع دنیا هیچ غم مخورند »

روایتی صحیح السند و مشهور است که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله  در جنگ بدر، بعد از پیروزی سربازان اسلام بر کفار و مشرکین ، بر جنازه های سران و فرماندهان کفر و شرک حضور پیدا  کردند و خطاب به اجساد آنان فرمود :

« یا فلان یا فلان قد وجدت ما وعدنی ربی حقاً فهل وجد تم ما وعد ربکم حقا 

پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آلی ، خطاب به سران کفر فرمود : ای ابوجهل ! عتبه ، شیبه و امیه ! به تحقیق ما وعده خداوند خویش را به حق دیدیم و اما شما ، آیا وعده خداوند را که حق است دیده اید ؟ اصحاب به پیامبر عرضه داشتند: «یا رسول الله اتنادیهم و هم اموات ؟ فقال و الذی نفسی بیده انهم  لاسمع لهذا الکلام منکم الا انهم لایقدرون علی الجواب »

آیا شما با مردگان سخن می گویید ، در حالی که آنان نمی توانند بشنوند ؟ حضرت فرمود : قسم به آنکسی که جانم در دست و قدرت اوست ، آنان  از شما بهتر می شنوند و کلام مرا بهتر درک می کنند ، ولی قدرت بر جوابگویی ندارند .

از جمله آیاتی که حیات برزخی را ثابت می کند و در اینکه بین مرگ و عالم برزخ هیچگونه فاصله ای وجود ندارد و صراحت در وجود نعمات و نقمات برزخی دارد ، این آیه شریفه قرآن است که می فرماید :

« فاما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنه نعیم و اما ان کان من اصحاب الیمین فسلام لک من اصحاب الیمین و اما ان کان من المکذبین الضالین فنزل من حمیم و تصلیه جحیم »

« انسان وقتی دار فانی را وداع نمود ، اگر از مقربین و دوستداران خدا باشد ، بلافاصله بعد از مرگ ، روح و ریحان و بهشت نعیم الهی به آنان خواهد رسید و کسانی که از اصحاب یمین باشند ، ثواب و سلام خداوند به آنان می رسد و آنانی که از گمراهانند ، پس غذای آنان همان غذاهای جهنمی است آبهای داغ مانند فلز گداخته در حلقوم آنها خواهند ریخت و آنها را به آتش نزدیک می کنند »

لذا این آیه می خواهد بفرماید : که عالم برزخ بدون هیچ فاصله زمانی پس از مردن انسان، مشهود است و انسان خود را در آن خواهد دید .

قال رسول ا

ارسال نظر